مرزهای بین برخی اصولگرایان با مجموعه اصلاح طلبان شکسته شده است، به گونه ای که دیگر نمی توان از نزدیکی اصولگرایان به مجموعه اصلاح طلبان و اصلاحات سخن نگفت . در میان اصلاح طلبان نیز فعالان این عرضه، دیگر اصراری در تعیین خطوط متمایز کننده با جریان اصولگرای میانه رو ندارند. اصلاح طلبان و اعتدال گرایان همراهی با اصولگرایان میانه رو را نه تنها ضعف تلقی نمی کنند، بلکه این نزدیکی را نوعی پرستیژ برای مجموعه اصلاحات می دانند که نشان می دهد، اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قابلیت جذب نیروهای اصولگرایان به سمت خود را دارند. این شرایط می تواند بر انتخابات ریاست جمهوری آینده و فضای کنش ها و واکنش های دیپلماتیک در منطقه اثر بگذارد. مصلحت معطوف به منافع ملی می تواند شرایطی را فراهم کند که انتخاب بین جهانگیری، لاریجانی و عارف، انتخاب سختی نباشد. اصلاح طلبان و اعتدال گرایان اگر تمایل داشته باشند گفتمان اصلاح طلبی را زنده نگه دارند باید تمایز های بین جریان اصیل اصولگرایی و اصلاح طلبی را منشاء پیروزی برای خود تلقی کنند، طوری که جاذبه دو جریان اصیل سیاسی کشور بتواند، جوانان، دگر اندیشان و منتقدان به جریان اصولگرایی را جذب جریان اصلاحات و اعتدالی کند، در نتیجه اصلاح طلبان و اعتدال گرایان باید همنشینی خود را با رفتار اعتدالی حفظ کنند. آنها باید در برخی از مواقع بر سر مواضع خود ایستادگی کرده، طوری که تفاوت های آشکاری بین اردوگاه اصولگرایی و اصلاح طلبی وجود داشته باشد. اگر این حرکت مستمر انجام بگیرد، آنگاه نزدیک شدن لاریجانی به اصلاح طلبان و اعتدال گرایان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم سخت خواهد بود. نباید آنقدر خلط مبحث صورت گیرد که مقوله اصلاح طلبی به فراموشی سپرده شود، زیرا به سادگی تمایز بین اصولگرایان و اصلاح طلبان بوجود نیامده است. در نتیجه حتی اگر مرزها کمرنگ هم شده باشند، ضمن حفظ حدود و ثعور اصلاح طلبی، باید در کنار این مرزها با جریان های منتقد اصلاح طلب به گفت و گو پرداخت. در این مسیر حتی ممکن است اصولگرایان بیشتری به سمت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان و یا به در پیش گرفتن رفتارهای اصلاح طلبانه و اعتدال گرایانه تمایل پیدا کنند.
علی ایحال، در عالم سیاست ورزی و تدبیر، باید همه باب های گفت و گو باز باشد، اما گفت وگو کنندگان باید مراقبت کنند که چه کالایی می دهند و چه کالایی در مقابل دریافت می کنند. در ضمن باید تاکید کرد که اصلاح طلبان به همراه اصولگرایان میانه رو و اعتدال گرایان در سالهای اخیر در راستای تامین منافع ملی ۳ ائتلاف را رقم زدند که شامل نتایج پر باری بوده است. صد البته این ائتلاف ها در کنار منافعی که برای کشور داشته، خسارتهایی نیز برای هر دو جریان یعنی اصولگرایان و اصلاح طلبان و اعتدال گرایان داشته است. به نظر می رسد که دولت روحانی باید مولفه های ائتلاف را بیش از پیش رعایت نماید تا در آینده مسیر سیاست ورزی در کشور به فرآیند کیفی و کمی ائتلاف توجه ویژه شود. نباید کاری کرد که این روند یعنی ائتلاف کنش گران سیاسی در کشور با بی اعتمادی همراه شود. واقعیت امر این است که جنس انجام کار و برآورده شدن مطالبات مردم باید از جنس مدیرانی باشد که مطالبات مردم برای آنها مهم است و این مدیران می توانند از جنس مدیران معتقد به اصلاحات، اعتدال و اصولگرایان میانه رو باشند. اگر از فرآیند چنین مدیران در دستگاههای مختلف اجرایی استفاده شد، دولت آقای روحانی می تواند به بخشی از مطالبات مردم در سالهای پیش رو پاسخگو باشد در غیر اینصورت، با دلسردی مردم، ائتلاف ها در انتخابات های آینده نیز به سوی کمرنگ شدن پیش خواهد رفت.

علی کریمی پاشاکی