بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنى فیهِ مِنَ

خدایا شستشویم ده در این ماه از گناهان و پاکم کن در آن از

الْعُیُوبِ وَامْتَحِنْ قَلْبى فیهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ

عیبها و آزمایش کن در آن دلم را به پرهیزکارى دلها اى نادیده گیرنده لغزشهاى گنهکاران

 

 

  

شرح دعای روز بیست و سوم ماه رمضان:

دیشب در تقویم مسلمانان شب بیست سوم ماه مبارک رمضان بود ، شب قدر اساسا فهم و ادراک تجلی قدرت الهی در جان و جهان آدمی است امری که متأسفانه آدمی کم و بیش از آن در غفلت مضاعف است !
صفت عظمای قدرت الهی از «صفات جامعه» است، صفت جامعه به صفتی می گویند که به جامعیت همه صفات را تحت پوشش و اداره خود قرار می دهد.
یعنی ، هر اسم و صفتی در تحلیل نهایی به نوعی به قدرت خدا راجع می شود. از باب مثال خدا چون قدیر است علیم است « توانا بود هر که دانا بود »
اسم قدیر حضرت حق البته تجلیات و تبعات فراوان دارد .
شب قدر برای آن است که تو به اندازه حس و فهمت به این حقیقت عظیم و علی الاطلاق هستی، عالم و عامل گردی و دست از جبونی و زبونی برداری ،
در این صورت ، شب قدر خاص خودت را به سهولت ، در ظل قدرت و عنایت حق ، شهود خواهی کرد .
دلبر که در کف او موم است سنگ خرا!
از جمله مظاهر قدرت الهی آن است که من نوعی ، ره به شناخت خود و شناخت قدر و منزلت خود ببرم و این همان سر و راز نهان لیالی قدر در ماه مبارک رمضان است،اما گویا این قدرت یابی تا بدین حد و تا این شعاع، برای اغلب ما آدمیان متوسط ، مقدور و میسور نبوده و نیست !
به تعبیر مولانا:
سر من از ناله من دور نیست
لیک چشم وگوش را آن نور نیست !

آدمی وقتی آثار عدیده قدرت شناخت درست خود را درمی یابد، بالطبع سخت در حصانت و صیانت آن می کوشد، و شخصیت خود را دستخوش ذنوب و عیوب تباه کننده نمی کند و اگر احیانا چنین اتفاق سؤء ای -به هر سبب-برای او افتد ، به فوریت هر چه تمامتر به جبران آن اقدام می نماید.
در دعای امروز می خوانیم ،
اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنى فیهِ مِنَ العیوب.
تا غسل و شستشو و توبتی سترون در کار ناید ، عروج و قدری در جان ما حاصل نمی شود،شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام !
همه ذنوب و عیوب آدمی در هر سطحی از سطح ،از قدر نشناسی های او نشأت و نشانه می گیرد، به تعبیر مولانا:
خویشتن نشناخت مسکین آدمی !
از فزونی آمد شد در کمی !
پیام اصلی مولانا در این شاه بیت این است،آدمی وقتی لیالی قدر خود را درک نمی کند، لامحاله در دام شوم کمیت و نزول گرایی فرو می افتد.
«از فزونی آمد و شد در کمی!»
« رنه گنون » از معناگرایان و سنت اندیشان معروف جهان در کتاب خود از بلا و عارضه فراگیر جهانی ای تحت عنوان «سیطره کمیت» سخن می گوید . کمیت گرایی همان تقشر و سطحیت پرستی ست!
در پایان دعا از عالی ترین مرحله تقوا که همان «تقوی القلوب» است ، سخن به میان می آید که همان نفوذ و رسوخ ذکر خدا در لایه های زیرین قلب انسان است . این دعا ذکر و یاد حق را در منظر نظر روزه دار پاکیزه کردار می نشاند . قلب متقی ، همان قلب ممتحن و قلب مخلص و بی پیرایه است .
و یا به تعبیر دیگر ، قلب متقی ،قلب سلیم می باشد.
یعنی قلبی که از هجمه شرک و نفاق و کینه، در سلامت امنیت مانده است .
نکته قابل توجه این است خداوند نه تنها گناهان ما را نادیده می گیرد و می بخشد بلکه گاه گناهی به آهی و رهایی تغییر ماهیت می دهد. نه زخاری بر دمد اوراق ورد!

یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ.

 

شرح :سیّد حجت مهدوی سعیدی