گیلان بهتر نوین / در بحبوحه انتخابات هیات رییسه شورای شهر رشت، هیجانات و دلخوری و دلبستگی های تمام افرادی که به ترتیبی به تار و پود جریان اصلاحات در گیلان وابستگی داشتند، همه و همه متوجه یک چیز بود؛ آسیب شناسی رفتار اصلاح طلبان گیلان در انتخابات شورا و ارائه لیست امید و حواشی بعد از انتخابات!

موضعگیری ها متفاوت بود و فضای ملتهبی که ایجاد شده بود تقریبا همه را به واکنش واداشت. اصلاح طلبان سنتی، معتقد بودند که به باورها و اندیشه اصلاح طلبی و قالب لیست امید خیانت شده است و زمانه ایست که نشست و برخاست با یاران انقلاب بیشتر از رایزنی و تبادل نظر، ردی از لجبازی و دهن کجی را به دنبال دارد.

سکوت اتخاذ کردن برای گذر از التهابات آن روزها، برای قضاوت منصفانه دشوار بود اما اکنون، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست.

اول اینکه دوستان همفکر شورا در به اصطلاح اجماعی که داشتند با کدام مولفه ها اسماعیل حاجی پور را به بقیه اعضای لیست ترجیح داده بودند؟ دلایل رجحان کاندیداتوری حاجی پور برای ریاست شورا به بهراد ذاکری و فرهام زاهد و حتی رمضانپور چه بوده است؟ آیا در روند هم افزایی برای نتیجه گیری نهایی برای نامزدی ریاست شورا کاملا شفاف و مستدل؛ کارایی و حسن سابقه حاجی پور – حداقل نسبت به سه عضو دیگر لیست امید – ثابت شده است؟ آیا او برآیند همان خرد جمعی است که آنها به آن اشاره میکنند و بقیه را به تمکین آن ملزوم میدانند؟

دوم اینکه گاهی دم خروس سوگند پایبندی به لیست آنجا خود را می نمایاند که سری به اینستاگرام آقای رمضانپور بزنیم. در تابستان ۹۶ او که علاقه مثال زدنی ای به برداشت و انتشار عکس در فضای مجازی دارند، در عکس پر معنایی در کنار زاهد و حاجی پور و شکریه بر فراز پله های عمارت میرزا رفیع، در پس زمینه عبارت ۳+۱ لیست امید را نوشته و به طور کاملا علنی اذعان کرد که اعتنایی به امتداد لیست امید در بخش علی البدل شورا نداشته و با بی اعتنایی مصلحتی و غیرقابل دفاع؛ وقعی به آن نگذاشت تا یکسال تمام عضو جوان لیست بیرون از درب های شورا نگه بماند.
می گویند حرمت امامزاده به متولی اش است. جریانی که گاهی اوقات بزرگان اش درگیر کودکانه ترین حالگیری ها هستند و به بلوغ و رشد نرسیده اند که نه فقط در بحبوحه ی انتخابات بلکه در تمامی احوال دربرگیرنده و ضامن حقوق آحادش باشد، در زمان کدورت ها و تسویه حسابها، مجبور است راه خاموشی را برگزیند. چنانچه امروز نیز تلاشی از سوی شان دیده نمی شود. انگار عزمی در همگرایی، واکاوی و رفع مشکلات وجود ندارد. صد البته که این رفتار مسبوق به سابقه است. لیست امید اعتبار نیم بندی اگر داشت، تمامیت اش با تصمیم گیری های غلط به خطر نمی افتاد تا امروز قائل بودن به تمامیت اش از اساس در هاله ای از ابهام و سردرگمی باشد.

برخی از اعضای شورای اصلاح طلبان استان به دلیل آنچه را که لیستِ ضعیفِ امید میخوانند از طرفداران و کنشگران اصلاح طلبی پوزش خواستند اما آنجا که کاندیدای پیروز لیست امید به فراکسیون ولایی مجلس پیوست و گفت لیست تنها تا دم در مجلس است؛ از جوانان اصلاح طلبی که در ستادش کوشیدند عذر خواهی نشد! آنجا که لیست جعلی و فامیل گرایی اش در انتخابات شورا تمامیت لیست امید را نشانه رفته بود، آنهم در برهه ای که انتظار میرفت از فرصت ادای دین اش با تمام توان استفاده کند، صدایی از کسی درنیامد.
بد عهدی به لیست، بی تفاوتی به همراهان، فردگرایی و قدرت طلبی و قلدری، منفعت طلبی و لابی گری و باج دهی؛ همه و همه فرسنگ ها از اندیشه ی اصلاح طلبی فاصله دارند. دفاع از رفتارهای تکانشی و تسویه حسابهای احساسی سخت است اما زمانیکه برای نفع آنی و رفیق بازی و خوش رقصی به نعل کوفته شود، میخ خودبزرگ بینی ها به چشم همه فرو میرود!

این لیست از ابتدا پر از اشکال بود. جایگاه زنان در آن دیده نشد. ( که البته در فرصت مناسب و در یادداشتی جداگانه به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد). شایعه فساد مالی در ترکیب بندی لیست، آبرو و اعتبار اصلاح طلبان استان را نشانه رفت. فعالین ستادی و فکری جریان اصلاحات در طول انتخابات قائل به تمامیت لیست نبودند. کمتر کسی را سراغ داریم که در پایان سخنرانی های پرشورش در هنگامه انتخابات، جمله ی “رای به تمام لیست بی کم و کاست” را بیان کرده باشد! شاید بتوان گفت در حق عضو جوان علی البدل به مدت یکسال جفا شد. که با تمام انتقادهای به جا به رفتارهای شتابزده اش، توقع حمایت از او گزاف نبود! اندیشه اصلاح طلبی و آزادگی؛ تحمل دوستانه و مصلحت اندیشانه ی بی قانونی را بر نمی تابد.
می توان گفت که بزرگان لیست، بد مستی را از اول پیاله و بلافاصله بعد از تشکیل شورای پنجم آغاز کردند.

اکنون شور و هیجان خوابیده است و در شفافیت بیشتر می توان دید که همه کم و بیش اشتباه کرده اند. شاید اگر لیست بهتری بسته می شد، هم نتیجه بهتر بود و هم یکرنگی ها و همگرایی ها عمیق تر. مگر در انزلی که لیست امید قاطعانه و بی کم و کاست پیروز انتخابات شد ، نشد؟

البته بررسی کارایی شورای شهر انزلی به رغم یکدست بودن در این مقال نمیگنجد.
تناقض گویی ها و عدم وجود شفافیت و مدیریت در راس اصلاح طلبی، خود یکی از دلایل پیدایش شکاف های متعدد است. یعنی وقتی یک روز از ناحیه اصلاح طلبان شورا نشین، معرفی گزینه شهرداری غیر ممکن تلقی شده و روز دیگر نام شخصی مطرح می شود و دیگر روز از زبان دیگری تکذیب می شود، یا آن زمان که جلسه همنشینی با اصولگرایان با آب و تاب فراوان اصطلاحا ایجاد یک “مای” جدید تلقی می شود و ذوق زدگی گل درشت برخی اصلاح طلبان از همگرایی و نزدیکی با کسانی که هنوز بخش عمده اصلاح طلبان را فتنه گر می خوانند، کارکردی باژگونه دارد، چه انتظاری ست که بدنه فعال رسانه ای به سمت این و آن غش نکنند و هرروز شایعه سازی نکنند که اگر این را برنگزینید آن دیگری که از مریدان جبهه پایداری ست بر شما آوار می شود!

امروز فضای جامعه نیازمند یک گفتمان با استراتژی و برنامه های عملی مشخص است. اتفاقات شورای شهر رشت تنها نمونه ای از خروار است. با روندی که وجود دارد، چگونه می توان مردم را دوباره به این باور رساند که هنوز رجحان منافع جمعی بر منفعت های شخصی، از وجوه تمایز اصلاح طلبی بر بقیه جریانهای سیاسی حال حاضر است؟

بنظر می رسد شب شراب اصلاحات به پایان خود رسیده است و پست ها تقسیم شده و دشمنی ها آشکارتر . شوربختی شومی است. امروز به بامداد خمارش رسیده ایم. اینجا جایی است که باید تلاش کرد تا از تمام این فراز و نشیب ها درس گرفته شود. حسن نیت ها و سوتفاهم ها آشکاره گردد. مقدمات آشتی و همدلی فراهم شود. با احترام و اعتماد به تمام کسانی که دستی بر آتش دارند، از مشورت همه بهره برده شود. اگر نه باید درنگ کنیم و بر فردای انتخابات های بعدی، گریه ساز کنیم