رضوانه رضایی‌پور
خبرنگار
هرچند CFT از پارلمان ایران به سلامت عبور کرده و برای تبدیل شدن به قانون راهی شورای نگهبان شده است اما با این حال فریاد مخالفان همچنان سر به فلک می‎گذارد. از اعتراض‌های خیابانی روز تصویب جلوی پارلمان که بگذریم، خیلی‎ها پشت تریبون‌های رسمی کماکان به مخالفت‏‌های خود ادامه می‎دهند تا شاید بتوانند خواسته‏‌های خود را از کانال شورای نگهبان پیگیری کنند. غلامرضا ظریفیان‌، استاد دانشگاه در گفت‎وگو با روزنامه ایران، از ضرورت وفاق ملی و همبستگی مسئولان کشور برای حل مشکلات گفت و بر به مصلحت بودن تصویب لوایح مرتبط با FATF تأکید کرد. مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید:

لایحه CFT در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده اما همچنان به همراه FATF از بحث برانگیزترین موضوعات است. هر چقدر هم بخواهیم این مخالفت‎ها و انتقادات را در قالب نظام دموکراتیک قرار دهیم، شما چقدر این سطح از مخالفت‎ها را طبیعی می‎دانید؟
مخالفت‎هایی که در قبال مصوبه اخیر مجلس در حال انجام است، سطوح مختلفی دارد. مطمئن هستم بخشی از افرادی که با این اقدام مخالفت می‎کنند حتی برای یک بار هم که شده متن این کنوانسیون را از رو نخوانده‎اند. این اعتراض‌ها عمدتاً تبعات جوی است که برخی چهره‎های تندرو زمینه آن را آماده کرده‎ و این افراد را در آن بازی داده‎اند. البته برخی هم که وارد گود شدند و اعتراض می‎کنند، برای دلسوزی وارد میدان می‎شوند و احساس می‎کنند که ممکن است اتفاق خاصی رخ دهد. وقتی ما پذیرفتیم که در این نظام بین‎الملل البته متکی بر منافع ملی حضور داشته باشیم، پس باید قوانین حضور در آن را هم بپذیریم. این قاعده برای همه کشورهای دنیا است، همان طور که در سازمان ملل یا در یونسکو یا سایر نهادها و سازمان‌های بین‎المللی حضور پیدا می‏‌کنیم، قید منافع ملی خود را هم داریم، اینجا هم می‎توانیم با تأکید بر همین منافع حضور داشته باشیم. قراردادهایی در جامعه بین‎المللی وجود دارد که مزایای آن بیشتر از معایب آن است. یکی از آنها هم همین FATF و سایر لوایح دولت است که بحث اصلی آن به موضوع پولشویی اختصاص دارد.
در دسته بندی شما از مخالفان این لوایح، از تندروهایی یاد کرده‎اید که زمین بازی را برای برخی آماده می‏‌کنند، تا اعتراض خود را علناً در خیابان و جلوی مجلس اعلام کنند. این افراد چه سودی از این موضوع می‎برند؟
قطعاً بخشی از افرادی که با تصویب CFT در مجلس ایران مخالفت می‎کنند و فضا را برای اعتراض مهیا می‎کنند، حتماً از این اتفاق متضرر می‎شوند. در حالی که باید این مهم را در نظر داشت که وقتی وارد نظام بین‎الملل می‎شویم قضیه به صورت برد- برد جلو می‎رود. پس همه چیز که به نفع ما نخواهد بود اما در مجموع می‎تواند به نفع ما تمام شود. مشخصاً تصویب لوایح ۴ گانه به مصلحت کشور است‌. مشکل پولشویی در ایران، واقعاً مشکل جدی‎ای است و روز به روز هم در بخش‎هایی از کشور شاهد آن هستیم. نمونه آن در مورد مؤسسات مالی، اعتباری بوده که به خوبی می‎دانیم منشأ آن در کجا بوده است و چه خساراتی به کشور وارد ساخت. عده‌ای واقعاً از شفاف‌‏سازی واهمه دارند. البته یک بخشی از معترضان خارج از این موضوع که به قضیه آشنا باشند یا نباشند، ممکن است هیچ سهمی هم در این قضیه نداشته باشند و هیچ ضرری هم نکنند ولی اساساً معتقد به زندگی در فضای دوگانه‎ای هستند. FATF و CFT و… با توجه به شرایط کنونی کشور کاملاً متضمن منافع ملی کشور ماست. ما هیچ راهی جز پیوستن به این کنوانسیون‎ها نداریم. در داخل لازم است که به وفاق و کاهش دوگانگی‌های تصنعی برسیم و کمک کنیم دلخوری‎ها و ناراحتی‎ها را کم کرده و همبستگی‏‌ها را زیاد کنیم. در حال حاضر بی‎توجهی به موضوع FATF قطعاً به شرایط اقتصادی کشور بشدت آسیب می‎زند. به بهانه پولشویی حتی چینی‎ها هم دیگر نمی‎خواهند با ما ارتباط برقرار کنند. عربستان و اسرائیل همین الان به عنوان ناظر در FATF حضور دارند. مگر آنها برخی از منویات خود را انجام نمی‎دهند؟ ما که معتقدیم که از مظلومین عالم دفاع می‎کنیم نه از تروریست‌ها، پس چه واهمه‌ ای از پیوستن به این کنوانسیون داریم؟ اسرائیل و عربستان از تروریست‎ها دفاع می‎کنند اما در FATF حضور دارند. ما که صراحتاً اعلام می‌کنیم از مظلومین دفاع می‌کنیم چرا نباید باشیم؟ البته طبیعی است برخی به دلیل اینکه با دولت مرزبندی جدی دارند سعی می‎کنند آن را چماقی کنند و بر سر دولت بکوبند. از یک طرف بگویند دولت سازشکار است و از سوی دیگر کاری کنند که دولت با مشکلات جدی‎تری بخصوص در زمینه اقتصادی روبه‎رو شود. آن وقت هوار بکشند که این دولت ناکارآمد است و نمی‎تواند از بار مشکلات اقتصادی کم کند.
مخالفان هم چشم‎شان را به شورای نگهبان دوخته‎اند و منتظر رد آن هستند و برای رسیدن به این هدف نیز این نهاد را از انتقادات و تحت فشار قرار دادن خود بی‎نصیب نگذاشته‎اند. جالب اینجاست که اگر اصلاح‎طلبان این گونه شورای نگهبان را تحت فشار قرار می‎دادند، فریاد همین‏‌ها بلند می‎شد که چرا نهادهای انقلابی کشور را متهم می‎کنید. این اعتراضات از سوی افرادی که خود را انقلابی معرفی می‏‎کنند و در مقابل با نهادهای انقلابی هم برای رسیدن به خواسته‏‌های خود در چالش قرار می‎گیرند چگونه قابل توجیه است؟
بخشی از جریان اصولگرا به دلایل عدیده‏‌ای، اطمینان خاطرهایی که از جاهایی دارند، خطوط قرمزی در برابر خود نمی‎بینند و خیلی راحت از این خطوط رد می‎شوند و هر وقت احساس کنند که منویات‎شان در خطر است فریاد اعتراض‎شان بلند می‌شود. ولی در سمت مقابل آنها، آنقدر خطوط قرمز برای جریان اصلاح‎طلب کشیدند و آنان را محدود می‎کنند که اگر چنانچه از آن محدوده تصور شده آنها عبور کنند، با انواع و اقسام اتهامات روبه‎رو می‎شوند. متأسفانه همیشه هم شاهد این رفتارهای دوگانه بوده‌‏ایم. اگر دچار خطایی می‏‌شدیم به سرعت مورد پیگرد قرار می‏‌گرفتیم اما آن طرف اگر هتاکی می‎کردند با یک نوع تساهل از کنارشان رد می‎شدند. ما این را بکرات تجربه کرده‏‌ایم. اما در حال حاضر با توجه به شرایطی که کشور با آن روبه‏‌رو است، فرقی نمی‏‌کند چه جریان اصلاح‎طلب و چه اصولگرا و چه گروه‎هایی که هیچ وابستگی جناحی ندارد، توجه داشته باشند که آنچه که ما را به هم پیوند می‌‏دهد، منافع ملی است. منافع ملی کشور ایجاب می‏‌کند تا کمک کنیم دولت بتواند وضعیت اقتصادی کشور را سامان دهد و بتوانیم از این وضعیت به سلامت عبور کنیم. لازمه این امر این است که اصولگرا و اصلاح‎طلب مقداری از خواسته‏‌های حزبی خود فاصله گرفته و به فکر منافع ملی باشند. البته در این زمینه جناح اصلاح‎طلب همیشه پیشقدم بوده اما این بار لازم است که اصولگرایان را هم در کنار خود ببینند. چون با توجه به معضلاتی که در کشور وجود دارد، همه باید کمک کنیم.
از صدا و سیما گرفته که در برخی از برنامه‎های خود کارشناسان مخالف این لوایح را دعوت می‎کند تا تریبون‏‌های نماز جمعه که برخی امامان جمعه یکصدا با هم با نظر مجلس مخالفت می‎کنند. چگونه می‎توان این عدم یکپارچگی را حل کرد؟
کار سختی است. وقتی جامعه‎ای با خطر سنگین بیرونی روبه‎روست عقل ایجاب می‎کند که مسئولان اختلافات را کنار گذاشته و یکپارچه بیایند و با هم متحد شوند. متأسفانه با گذشت ۴۰ سال از عمر انقلاب اسلامی، عدم بلوغ سیاسی را حداقل در برخی از دستگاه‎های رسمی کشور می‏‌بینیم. رسانه ملی متأسفانه به جای اینکه بیاید و کمک کند و امید اجتماعی و همبستگی ملی را گسترش بدهد گاهی منجر به ایجاد شکاف‎های جدی می‎شود. این امر در شرایطی که کشور نیاز به همدلی و همبستگی و همفکری دارد خود نگران‎کننده است. متأسفانه برخی اگر کشور متکی بر جریان عقلانیت اداره شود سود نمی‎برند و همواره تلاش می‏‌کنند که به این فضا آسیب بزنند و برخی دیگر هم دچار عدم بلوغ سیاسی و اجتماعی هستند. آنها متوجه خطر بزرگ‌تر نیستند. ما در شرایطی قرار گرفته‎ایم که باید همه کمک کنیم تا آنچه که به مصلحت کشور است رخ بدهد. مخالفان با مخالفت‎های خود زیر پای حاکمیت را خالی می‎کنند و در این شرایط طبیعی است که بیشترین آسیب را نظام و بعداً مردم ایران خواهند دید.ایران