می دانم که آگاه هستی، بی هیچ شک تردیدی او خواهد آمد و با خود خوبی ها، عشق، صلح، دوست داشتن و نوعدوستی را از آن سوی جاده های زندگی،از طرف افلاکیان خواهد آورد.

قطعا از آن سوی جاده ی ایثار و گذشت کسی خواهد امد و به تمام رویاهایمان رنگ واقعیت خواهد بخشید. بالاخره یک روزی مولای مان خواهد آمد و خواب وخیال مان و شب های تیره مان روشن خواهد شد.او ازاین آب نه، از آب حیاتبخش کوثر، جرعه جرعه، جنجره ی تشنه و روبه مرگ انسانیت و بشریت را زنده خواهد کرد و زیر عرش نهرهای صفا، دوستی، عدالت، نوعدوستی و خدا دوستی جاری خواهد شد و دوباره آرزوهای خوب شکوفه خواهند داد و زندگی با تمام معنای زیبای خود جاری و ساری خواهد شد.دیگر لبانی تشنه و مرگ گرسنه ای را زمین به خود نخواهد دیدو انسان به هیچ عنوان زیر بیرق کفر و عداوت نخواهد زیست و عدالت با تمام معناو مفهومش در جهان بر قرار خواهد شد.

عاشقان، منتظران، طلوع خورشید مولای هستی را به انتظار رشته اند، دیگر آفتابی رنگ غروب را به خود نخواهد دید و آسمان دوباره از نو قد خواهد کشید، قصه ی یاس کبود و زخمی ، قصه خفت خدعه و نیرنگ و قصه های دلتنگ کننده با آمدن مولای زندگی و انتظار هرگز شنیده نخواهد شد.با آمدن مولای صلح ودوستی و انتظار و عدالت تمامی دنیا سر پا خواهد ایستاد. عفریت خود خواهی، کینه، خشم،جهل، خشونت، تندی  وتنهایی از بیخ و بن کنده خواهد شد و به جایشان، یکرنگی مهر و وفا و دوست داشتن جهان را بهشت خواهد کرد. از ترنم و زیبایی واژه انتظار، خرامان، خرامان زیر بارانهای زندگی او خواهد آمد.

باور کن، همه به دنبالش رهسپار و خوشبخت خواهند شد… عاقبت مولای خوبی، دوستی، عدالت و یکرنگی خواهد آمد.

ترا من چشم در راهم…

آرمان کریمی پاشاکی