در ایرانِ ما میلیون‌ها زن خانه‌دار زندگی می‌کنند که هر یک خود مدیر مدبری هستند و امورات خانه را مادرانه پیش می‌برند. اکنون می‌خواهم از این میلیون‌‌ها زن پرتوان ایرانی برای حفظ و احیای محیط زیست کمک بگیرم. زیرا ایمان دارم که نجات محیط زیست ایران نیازمند نگاه #مادرانه است. چرا می‌گویم نگاه #مادرانه؟ چون همه‌ی آدم‌های روی زمین این نگاه مهربان را دیده‌اند. حتی آنهایی که در بدو تولد مادران خود را ندیده‌اند‌، اما شیره جان او را مکیده‌اند. به عنوان یک مادر می‌گویم که بین مادر و کودک رشته‌ای متصل است، به طوری که هر جا کودک می رود آن رشته نیز با او می‌رود. این امر تا دم مرگ برای یک مادر وجود دارد حتی اگر ابراز نکند. اما این حس را فرزند نسبت به مادر ندارد و نباید هم داشته باشد. زیرا او باید فراغ بال داشته باشد تا بتواند برود و بالنده شود. حال چرا می‌گویم نجات محیط زیست ایران در گرو نگاه مادرانه است؟ زیرا محیط زیست نیز به مانند یک کودک، بی دست و پا و حساس است. اگر مادری به کودکش پشت کند، یا او را در محیط نا‌امن رها کند، یا کمتر به او توجه کند، آن کودک به زودی از دست می‌رود. تاکید می‌کنم که محیط زیست نیز بدین گونه است. یعنی همانطور که یک مادر با دلسوزی و دقت از کودک خود نگهداری می‌کند تا آسیب نبیند و رشد کند، محیط زیست را هم باید به مانند آن کودک دید تا بشود آن را نجات داد. محیط زیست هیچگونه سازگاری با خشونت طلبی ندارد. زیرا اگر نسبت به او خشونت کنی با تو لجبازی می‌کند‌، همانطور که کودک! روح محیط زیست یک روح کودکانه است. نمی‌توان بال و پر درختان را شکست و منتظر ماند که باران به سیل تبدیل نشود. نمی‌توان درختان را نابود کرد و منتظر توفان گرد و غبار نبود. (روزی کویر لوت جنگلی انبوه بود)، نمی‌توان به بهانه کندن گیاهان دارویی بوته‌ها را ریشه کنی کرد و بیمار نشد. نمی‌توان فاضلاب بدون تصفیه را وارد رود و دریا کرد و امید داشت که زنجیره غذایی سالم بماند. ایرانِ امروز ما در بحران عمیق محیط زیستی قرار دارد. کانون این بحران هم، بحران آب و بحران بیماری‌های خطرناک است. حال چه باید کرد؟ دیگر نمی‌توان منتظر این مدیر یا آن مدیر ماند تا گرد میزی بنشینند چایی میل کنند و گزارشی بگیرند و گزارشی بدهند و از خود رفع مسئولیت کنند. امروز به عنوان یک متخصص دستم را نزد تک تک شما زنان خانه‌دار دراز می‌کنم و دستتان را به گرمی می‌فشارم. از شما تقاضا دارم که به اتفاق به محیط زیست بپیوندند. زیرا می‌دانم که اگر این پتانسیل به میدان بیاید ایران نجات پیدا خواهد کرد. من نیز به مانند شما یک خانه‌دار هستم، (فارغ از شغل رسمی در نظر بگیرید) می‌دانم که  تمام خانه تحت سیطره شماست. یک روز که نباشید همه چیز کلاف سر در گم خواهد شد. پس شما می‌توانید تمام محیط زیست را به مانند خانه در نظر بگیرید و آن را  تحت سیطره دستان پرتوان خود بگیرید. می‌توانید درخت بکارید. درختان کاشته شده را آبیاری و تیمار کنید. کمتر زباله تولید کنید. در طبیعت زباله‌ رها نکنید. زباله‌های ریخته شده را جمع کنید. اگر همسرتان سیگاری است به او بگویید سیگار نکشد و ته سیگارش را در کوچه،خیابان، آزاد‌راه، ساحل، جنگل و … رها نکند. در مصرف آب صرفه‌جویی کنید. دوش حمام، مسواک و … حتی لامپ‌های کوچکی که سه راهی‌های برق را روشن نگه می‌دارند را پس از استفاده خاموش کنید. شما می‌توانید در اطراف خانه خود اگر زمین خالی وجود دارد حتی خارج از دیوار را گل یا درخت بکارید. حتی اگر شد یک درخت. وقتی برای ورزش به پارک می‌روید، و …  توصیه اکید می‌کنم اگر دستی در تولید عرقیات گیاهی دارید به هیچ وجه در زمین‌های منابع طبیعی و مراتع بوته کنی نکنید. شما می توانید بذر آن گیاهان را بگیرید و در زمین‌های خالی اطراف روستاها بکارید و به تولید دارو (عرقیات) بپردازید. زیرا آن بوته‌ها متعلق به طبیعت، و طبیعت متعلق به همه ایرانیان است و … من یقیین دارم که اگر شما زنان خانه‌‌دار به میدان محیط زیست ایران بیایید کشور را نجات خواهید داد.
لطفا ساده از کنار محیط زیست نگذرید.
لطفا دیر نکنید

✍#خدیجه_گلین_مقدم
۱۳۹۷/۸/۱۳