حنیف رضا گلزار *
پرداختن به مقوله پاسداری از محیط زیست و صیانت از منابع طبیعی از جمله شعارهایی بود که آقای دکتر روحانی با استناد به آن توانست بخشی هر چند کوچک از افکار عمومی نخبگان را در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با خود همراه کند.
پس از روی کار آمدن دولت تدبیر نیز همان طور که بارها از سوی دولتمردان در رسانه ها مطرح شد، هیات وزیران روحانی، در دوران بی پولی و تنگ دستی و انبوه مشکلات برجای مانده از دولت قبلی، نخستین مصوبه خود را به “محیط زیست” اختصاص داد که چیزی نبود مگر ” احیای دریاچه ی ارومیه”.

این اقدام شایسته و در خور تقدیر و البته بسیار گران قیمت، هرچند مشخص نیست به سرانجام برسد یا نه، آن روز اما بسیاری از کنشگران حوزه محیط زیست و منابع طبیعی را به بهبود شاخص های زیست محیطی کشور در دولت جدید امیدوار ساخت.

دولت نیز همچنان بر مقوله دوستی با محیط زیست پای می فشرد و رییس جمهور هیچ فرصتی را برای ابراز علاقه ی خود به این حوزه از دست نمی داد. از دستور توقف عملیات اجرایی طرح انتقال آب دریای کاسپیان به فلات مرکزی ایران و “شوخی” نامیدن آن از سوی دولتمردان تدبیر و امید در همان روزهای نخستین آغاز به کار دولت روحانی تا بازدید از جنگل های حرا و دستور برای حفاظت بیشتر این جنگل ها و دستور به توقف ساخت جاده در جنگل ابر در دومین جلسه شورایعالی محیط زیست و اعلام منطقه حفاظت شده جنگل ابر که خط بطلانی بود بر سه مصوبه استانی دولت پیشین و پایانی بر بیش از  ۱۰ سال کشمکش مردمی با برخی مسولان… از پرداختن به بنزین و هوای آلوده کلان شهرها و سرانجام تصویب طرح توقف بهره برداری چوبی از جنگل های شمال که بدون بزرگنمایی می توان آن را اقدامی در قد و قامت “ملی شدن صنعت نفت” نامید.

دولت روحانی پس از نیم قرن تاراج جنگل های هیرکانی – کاسپیانی در برابر بهره بردان چوب ایستاد و این آرزوی دیرینه دغدغه مندان این حوزه را جامه عمل پوشاند و ده ها مورد به راستی در خور ستایش دیگر.

البته نباید فراموش کنیم که تیم با تجربه و دغدغه مندی که با بازگشت ابتکار در دوره نخست ریاست جمهوری دکتر روحانی به پردیسان بازگشته بودند در این دوره طلایی بار دیگر مجال پرداختن به شرح ماموریت ها و وظایف سازمانی خود را یافته بودند هم در حد توان خود از این فرصت برای ساماندهی محیط زیست از هم پاشیده کشور استفاده کردند، هرچند می شد تا بهتر از این فرصت استفاده کرد اما به هر حال معصومه ابتکار توانست تا اندازه ای شاخص های زیست محیطی کشور را در آن دوره بهبود بخشد.

دوره نخست دولت تدبیر و امید اینگونه سپری شد تا آنکه با رفتن ابتکار و آمدن کلانتری و مواضع متضاد و غیر قابل باور او در حوزه محیط زیست، دوران روابط حسنه دولت با محیط زیست و منابع طبیعی رو به افول نهاد و میان زیست محیطی ترین دولت تاریخ با سازمان های مردم نهاد زیست محیطی شکافی ژرف ایجاد شد. تیم “کلانتری” آمد تا بر همه اقدامات تیم “ابتکار” خط بطلان کشد و نقطه عطف این تلاقی را شاید بتوان در چرخش دولت و سازمان حفاظت محیط زیست در رابطه با اعلام موافقت سازمان با “طرح های انتقال آب بین حوضه ای و سدسازی در جنگل های هیرکانی” و به طور خاص، توافق بر اجرای “طرح انتقال آب دریای کاسپیان به فلات مرکزی ایران” دانست؛ اعلام موافقتی که کلانتری و مجمع نمایندگان خوزستان در مجلس را بر سر موافقت پنهانی او  برای انتقال آب سرشاخه های کارون به فلات مرکزی حتا تا یک قدمی برخورد فیزیکی در اهواز پیش برد.

و ما اکنون در خلال نخستین سفر استانی دولت تدبیر و امید به زادگاه رییس جمهور، طرحی که اجرای آن در دولت قبلی “شوخی” نامیده می شد و “نابود کننده محیط زیست” و “بر باد دهنده ی بیت المال”، با وجود آنکه حتی ارزیابی زیست محیطی هم نداشت، در دستور کار جدی زیست محیطی ترین دولت تاریخ قرار گرفت و حسن روحانی در گردشی گیج کننده، وعده انتقال آب دریای کاسپیان به زادگاهش را بر زبان آورد. همه چیز هم از قبل با تلاش های شبانه روزی خباز، استاندار وقت و سایر مدیران استانی هماهنگ شده بود. در اقدامی غیر اخلاقی، نامه ای با امضای شبکه سازمان های زیست محیطی استان در میان مردم توزیع شد که در آن تصریح شده بود سازمان های مردم نهاد زیست محیطی استان سمنان، بی صبرانه منتظر اجرای این طرح انتقال آب هستند یا مخالفتی با آن ندارند (نقل به مضمون)، و چه و چه…

از این اقدام ناشایست و اهداف دست اندرکاران آن که خود سنگ بنایی شد برای ناکامی کارکرد “شبکه زیست محیطی استان” و حواشی آن در می گذریم. از زمان گردش دولت روحانی تا امروز بارها ضرورت اجرای طرح انتقال آب کاسپیان به سمنان از سوی مسولین و برخی نمایندگان استان سمنان در مجلس به عنوان تنها راه غلبه بر بحران آب در دستور کار دوباره مدیران قرار گرفت و روی کارآمدن عیسی کلانتری هم که با همه اصول و مبانی بنیادین حفاظت محیط زیست گویی عناد دارد به همراه اظهارنظرهای همیشه حاشیه سازش در این حوزه مزیدی بر علت شد تا نه تنها مسولین در سمنان، بلکه مدیران استان هم مرز جنوبی یعنی اصفهان نیز اقدام به مطالبه گری آب کاسپیان به عنوان تنها راه نجات از بی آبی کنند!

اینکه چه شد که آن شوخی در دولت قبل، در این دولت “جدی” شد، همچنان موضوعی سر به مهر باقی مانده است؛ اما این پرسش را میان کنشگران حوزه محیط زیست ایجاد کرده که “آیا دولت روحانی، به واقع دولت محیط زیستی است؟”

رییس جمهور روحانی چنان در اجرایی شدن این طرح جدی بوده که در نخستین سفر استانی خود به زادگاهش در بخشی از بیانات خود برای موجه و ضروری جلوه دادن اجرای این “شوخی” دولت مهرورز که امروز جدی شده چنین بیان کرد:« ۸۰ درصد مشکلات زیست محیطی اجرای این طرح برطرف شده و طی هفته های آینده ۲۰ درصد باقی مانده هم بر طرف خواهد شد! »

از آن روز تا این هفته که سفر استانی دیگری در دست رقم خوردن و تلاش هایی دیگر برای اجرای این طرح نابودگر محیط زیست در حال رقم خوردن است بیش از دو سال می گذرد اما هنوز طرحی بر این مدار ارایه نشده است.

این هفته که در آستانه دور دیگری از سفر استانی رییس جمهور به استان سمنان هستیم بار دیگر ضرورت اجرایی شدن پرهزینه ترین و پر آسیب ترین طرح انتقال آب بین حوزه ای به عنوان تنها راه غلبه بر بحران آب در دستور کار مسولین استان سمنان قرار گرفته است. غم بسیار بزرگی بر دل ها مستولی می شود، آنگاه که در می یابی هنوز با وجود این همه رخدادهای تلخ و تجربه های شکست خورده انتقال آب بین حوضه ای در جای جای کشور، مسولین در استان سمنان همچنان چشمان خود را بسته و هنوز بر طبل انتقال آب بین حوضه ای می کوبند.

کجای راه را اشتباه رفته ایم که هنوز نتوانسته ایم نمایندگان خود در مجلس را توجیه کنیم که انتقال آب بین حوضه ای روش درستی نیست و پیامدهای منفی بلند مدت آن از مزیت های احتمالی کوتاه مدت آن بسیار بیشتر است؟

آقای رییس جمهور!

همه ما به ارزش آب و خطرات بی آبی و حتی کم آبی واقفیم. وقتی آب نباشد، هیچ چیز دیگری نخواهد بود. ما دغدغه های جنابعالی و سایر مدیران کشور برای برطرف ساختن مشکل بی آبی یا کم آبی مردم فلات مرکزی کشور را ارج می نهیم. ما می دانیم که اگر روند کاهش منابع آب شیرین در فلات مرکزی ایران ادامه یابد، تا چند سال آینده بسیاری از شهرهای کشور خالی از سکنه خواهند شد و به بیان دیگر تمدن ۱۰ هزار ساله ایران زمین رو به ویرانی خواهد رفت. همه این ها را ما هم می دانیم و درک می کنیم و ما هم مانند شما و همه مدیران و تصمیم سازان نگران آینده ی کشورمان هستیم چرا که خود را از این خاک و آب می دانیم.

اما هدف سازمان های مردم نهاد و کنشگران حوزه محیط زیست، تنها مخالفت و یا موضع گیری با طرح های دولت نیست؛ بلکه هدف ما کمک به دولتمردان برای فردایی روشن و سالم تر و پایدارتر است. از شما می خواهم در خلال جلسه شورای اداری استان، سطح زیر کشت خربزه و هندوانه در استان سمنان را به همراه حجم آب مصرفی و راندمان آن از مسولین استانی جویا شوید. بی شک اگر کمترین علاقه و دغدغه ای نسبت به محیط زیست و منابع طبیعی داشته باشید، بی درنگ این طرح را برای همیشه تاریخ از دستورکار خارج خواهید کرد.

*کارشناس ارشد خاک وآب و عضو هیات مدیره جمعیت دیده بان طبیعت