گلچین گیلانی(۱۳۵۱_۱۲۸۸ خورشیدی)که در تکیه‌ی مستوفی سبزه‌میدان جنب خانه‌ی ه.الف.سایه پسرخاله‌اش به‌دنیا آمد با شعر ترانه‌ی باران یکی از نخستین گویندگان شعر نو برای گروه سنی ج و د محسوب می‌شود. شاعری که جلای وطن سبب نگاه نوستالژیک در اغلب شعرهایش شد و مانند همه‌ی رشتی‌های عالم او هم بدل به نوستالژیک‌ترین شاعر جهان شد. علت این‌همه نوستالژی را باید در طبیعت و صفات و زندگی گیلانی‌ها به‌خصوص رشتی‌ها وا جست. اغذیه‌ی بی‌مانند گیلان و مرکزش رشت_ که به عنوان شهر غذا ثبت یونسکو نیز شده _و نوع باران خاکه خاکه‌ای که شاخصه‌هایش را در هیچ آب و هوای مشابه‌ای در جهان نمی‌توان سراغ داشت و فرهنگ و مناسبات مردمانش و زنانی که زنان صرفن مطبخ و خانه نبودند و شانه به‌شانه‌ی مردان در شالی‌زار و بازارهای محلی کار می‌کردند و … چه بسا تاثیر این نوستالژی و یا به‌قول خود گیلک‌ها تاسیانی را دو چندان داشته است. نوستالژی ترانه‌ی باران نوستالژی طبیبی شاعر مسلک است که جزء آخرین گروه بورسیه بگیران ایرانی قلمداد می‌شد او به فرانسه و سپس انگلیس رفت و تا لحظه‌ی مرگ در انگلیس ماند. دو چندانی این نوستالژی در شعر ترانه‌ی باران زمانی نمود مضاعف می‌یابد که انگار شاعر از نوعی بهشت دارد صحبت می‌کند او در گام‌های شعری‌اش گویی روی زمین نمی‌دود و دارد روی ابر قدم بر می‌دارد، از بس می‌شود طراوت هوا و مناطر گیلان را از پنجره‌ای که او رو به تابلو سرزمین باران گشوده، دریافت.

ترانه‌ی باران در ژوئیه ۱۹۴۰ میلادی در لندن سروده شده و بر علی رغم بندهای آمده -که از انگشتان دو دست بیشتر نبوده- در کتاب فارسی دبستان، دارای سی بند با در نظرگیری فراز و نشیب در آفرینش قشنگ‌شناسی شاعرانه است. [صفحات ۱۶۰ تا ۱۶۷،زندگی و شعر گلچین گیلانی با عنوان با ترانه‌ی باران،کامیار عابدی، چ اول ۱۳۷۹ نشر ثالث].
در واقع انتخاب کنندگان این شعر برای درس فارسی، شعرِ با نشاط و طراوتی_ که مناسبت مطلوبی با ردیف سنی نسل هدف دارد، در نظر گرفته‌ بودند.
باید اذعان داشت که این شعر نسبت به زمان چاپ خود شعر مناسبی برای تبلیغات گردشگری نیز محسوب می‌شد، به‌گونه‌ای که هنوز می‌توان تصور کرد که مخاطبان گردشگر خاصه از نقاط کویری و غیر معتدل در هر کجای جهان با خواندن محتوای این شعر چگونه خواهند توانست مقابل میل سفر به بهشت و آرمان‌شهر وانهاده‌ی شاعر ترانه‌ی باران بایستند.
از زاویه‌ای دیگر می‌توان چنین ادعا داشت که شاعر ” ترانه‌ی باران”_ با فریم‌های متعدد و کلمات _ برای شما یک مستند کوتاه ویدئویی ساخته است؛ طوری که شما پس از خواندن شعر احساس خیس شدن سر و رو و البسه می‌کنید. و در سن جوانی ، میان سالی و سال‌خوردگی احساس می‌کنید از تونل زمان به گذشته و ده‌سالگی بازگشته‌اید و دارید با دو پای کودکانه در جنگل¬های گیلان می دوید و چنین با شاعر هم‌ذات پنداری می‌کنید: “یادم آرد روز باران/ گردش یک روز دیرین/ خوب و شیرین /توی جنگل‌های گیلان/ کودکی ده‌ساله بودم/شاد و خرم/ نرم و نازک/ چست و چابک/…. ” و البته از قسمت‌های نیامده در کتاب درسی هم یادی کنیم: “چشمه‌ها چون شیشه‌های آفتابی /نرم و خوش در جوش و لرزه/ توی آن‌ها سنگ‌ریزه/ سرخ و سبز و زرد و آبی” و…
سراسر این شعر تابلو در تابلو طبیعت گیلان را نوستالژیک و از دیدگاهی ناتورآلیستی و سمبولیستی در آمیزشی ملهم از motif و بن‌مایه‌های زادبومی و در قطع “بهشت گیلان ” رقم زده است و البته در پایانِ شعر، گلچین تازگی‌های شعر نو پارسی را _که با نیما آغاز شده بود و او یکی از نخستین اشاعه دهندگان حرفه‌ای آن محسوب می‌شد_ با پندهایی از نوع و genre گلستان سعدی پیوند می‌زند: “بس گوارا بود باران/ به! چه زیبا بود باران/ می‌شنیدم اندر این گوهر فشانی/ رازهای جاودانی، پندهای آسمانی: //بشنو از من ، کودک من!/ پیش چشم مرد فردا/ زندگانی_ خواه تیره، خواه روشن_/هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا”[همان‌جا].