می گویند انتشار مداوم اخبار منفی بذر ناامیدی و یاس در جامعه می پراکند. شاید در برخی موارد این گزاره بالا مصداق داشته باشد، ولی درکل چنین نیست در گزاره ی مقابل می تواند به آگاهی بخشی و هوشیاری جامعه نیز منجر شود. پس باید همه جانبه به انتشار اخبار مثبت و منفی نگاه کرد. این قلم، شخصا معتقدم که باید در مورد آسیب ها و مشکلات اطلاع رسانی کرد. من روزنامه نگارم، رسانه ام نشریه و پایگاه خبری ـ تحلیلی است و از طریق اخبار، گزارش، یادداشت ها، تحلیل ها ومصاحبه ها با صاحب نظران می کوشم به رسالت اجتماعی ام عمل کنم.

ایستادن در مقابل اطلاع رسانی و آسیب شناسی، راه مناسبی برای جلوگیری از مبتلا شدن جامعه به افسردگی و ناامیدی نیست. اتفاقا باید در مورد مشکلات و مصائب آن قدر گفت تا رفع معضلات تبدیل به مطالبه ای عمومی شود. برای نمونه اگر در برابر پروژه انتقال آب خزر و آلودگی های متنوع محیط زیست گیلان و رودخانه هاهی زرجوب و گوهر رود سکوت کنیم  آیا محیط زیست گیلان و رودخانه ها و تالاب انزلی از آلودگی پاک می شود؟ آیا اگر درباره آلودگی هوای تهران و سایر شهرها و مناطق کشور سکوت کنیم، هوای تهران و شهرهای دیگر پاک می شود؟

آیا آگر درباره معضل زباله های سراوان و خطرات جدی و ویرانگر آن اطلاع رسانی نکنیم، معضل زباله های سراوان گیلان حل می شود؟

یک مورد دیگر، چند سال پیش خبری در رسانه ها منتشر شد که از اعلام نکردن میزان طلاق حکایت می کرد. احتمالا مسئوولان مربوط تصور می کردند با این کار باعث کاهش طلاق در جامعه می شوند، اما این دیدگاه چقدر غیر کارشناسانه و چقدر کارشناسانه بوده است؟

وقتی چالش ها و مشکلات زوجین که منجر به جدایی و فروپاشی کانون خانواده می شود، همچنان سرجایش باقی است، منتشر نکردن آمار طلاق چه سودی می تواند داشته باشد؟

کارشناسان و صاحب نظران علوم ارتباطات و جامعه شناسان معتقدند، برای افزایش امید در جامعه باید ابتدا آسیب ها و کاستی ها را به دقت واکاوی کرد و درمرحله بعد برایشان راهکار یافت. بر اساس مشاهدات عینی و بررسی هایی که در پروسه نگارش انجام می دهم، می توانم اذعان کنم که بخش هایی از جامعه به شدت دچار ناامیدی و افسردگی شده است. این وظیفه نهادهای مسئوول است که امکان بازگشت امید به زندگی و زیست طبیعی را برای این دسته از شهروندان فراهم کنند.

اگر شهروندی مرتکب اشتباهی شده باید تا پایان زندگی اش در آتش آن اشتباه بسوزد؟ متاسفانه در مواردی که کم هم نیستند این اتفاق رخ می دهد. برای بازگرداندن امید به جامعه، باید افراد زخم خورده و آسیب دیده را به روال عادی زندگی برگرداند. همچنان که با ننوشتن و حرف نزدن درباره آسیب ها ومعضلات نمیت واند مشکلات را حل کرد. باید آن قدر نوشت و کار فرهنگی کرد تا معضلات جدی جامعه در ویترین قرار گیرند، حساسیت عمومی را برانگیزند و مسئوولان را به تحرک بیشتر وادارند. با دست روی دست گذاشتن، هیچ جامعه ای امیدوار نمی شود.