به قول احمد شاملو در کشوری زندگی می کنیم که عمر جهان بر آن گذشته است و نزدیکترین خاطره اش،خاطره ی قرن هاست.

ایران کشور تاب آور

ایران تاریخ پر فراز و نشیبی دارد،گویی همواره مشغول نبرد با نیروهایی ویرانگر بوده است که خواهان نابودی اویند،اما فرزانگی و فرهیختگی مردمان این سرزمین کنهسال،حتی در دوران های شکست از دشمنان،به یاری ایران آمده و بارها بصورت چند باره حیات خویش را آغاز کرده است.
جامعه شناسان و صاحب نظران اعتقاد دارند که ایران کشور تاب آور است. آنان می گویند،کدلم سرزمین را می توان سراغ گرفت که بارها مورد هجوم بیگانگان فراوان قرار گرفته،آسودگی زندگی اش از میان رفته،هزاران هزار گشته و آواره داده،قرونی را به سکوت و رخوت تجاوز بیگانگان گذرانده،اما در انتهای شب های تار،همچون خورشیدی فروزان بار دیگر روشنایی و تابندگی را از سر گرفته باشد؟

مولفه ها و نمادها در دوران جدید ایران

ایران هم اکنون در دوره ی جدیدی قرار دارد که با مختصات اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی و سیاسی دوران گذشته،تفاوتها و دگرگونی های قابل ملاحظه ای دارد و دارای پیچیدگی های بیشتر ی نیز می باشد. اکنون علاوه بر تهدیدات خارجی عریان،کشور گرفتار مشکلاتی چون تغییرات اقلیمی،شکاف طبقاتی و بحرانهای اقتصادی و فرهنگی و… است. مقابله و کاهش چنین مسائل و مشکلاتی به آسانی گذشته نیست ،بخش عمده‌ای از این وضعیت به سبب تصمیمات و سیاست گذاری های نادرست و برخی دیگر به سبب حوزه های نفع طلبی و شبکه های قدرتی است که پیرامون تداوم وضع موجود شکل گرفته است.یافتن راه حل ها و عمل به آنها دیگر از عهده‌ی ساختارهای بوروکراتیک سنتی ساخته نیست.
این مشکلات و معضلات ،نیازمند راه حل ها و راهکارها و ساختارهای مدرن و جدید است که فصل مشترک همه ی آنها،مشارکت واقعی مردم است.

مشارکت واقعی مردم و توسعه ی شبکه های اجتماعی افقی
مشارکت واقعی و هوشمندانه مردم نیازمند اعتماد متقابل است و اعتماد متقابل زمانی شکل می‌گیرد که شبکه‌های همکاری از حالت عمودی به حالت افقی در جامعه گسترش یابند و نهادهای حاکمیتی و عمومی نیز عملکرد شفاف و قابل قبولی داشته باشند. تاریخ نشان داده است،ملت هایی از کوره ی حوادث سخت سربلند بیرون آمده اند که انسجام اجتماعی واقعی داشتند. چنین ملت هایی ،هر یک از شهروندان خود را به معنای واقعی در سرنوشت و آینده کشور مهم و مؤثر دانستند و کوشیدند تا بهترین عملکرد ممکن را در انجام وظیفه ای که بر دوش دارندبخوبی انحام دهند . تقسیم شهروندان به خودی و غیر خودی،درجه ی یک و درجه ی دو و…و عدم برخورداری برخی شهروندان از حقوق اساسی،همچون سمی مهلک وکشنده برای ایجاد انسجام اجتماعی،سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی یک ملت محسوب میشود.
علی ایحال،به نظر می‌رسد،ایران عزیز ما در این بزنگاه و برهه ی مهم و حساس تاریخی خود به زنان،مردان و اساساً به مردمانی نیازمند است که با آگاهی و دانایی کامل در حهت تقویت انسجام اجتماعی باشند.در این آزمون بسیار سخت با تولید و تقویت اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی واقعی، باید بتوانیم با بهره‌گیری از تمام ظرفیت و پتانسیل ایرانیان ،با بحرانهای اقتصادی چون افرایش بی ضابطه ی قیمت کالاها و ارزاق عمومی،طمع ورزی،فساد لجام گسیخته و شکاف در حال رشد بین دارا و ندار مقابله واقعی کنیم.
علی کریمی پاشاکی_روزنامه نگار