دست به دست دادن بسته های خوراکی، رساندن نوزادان بیمار با هلی کوپتر از روستاهای آبگرفته به مرکز استان، توزیع خانه به خانه بسته های بهداشتی زنان و کودکان و … همه و همه با از خودگذشتگی و پشتکار مردمی انجام شده است که از جانهایشان گذشته اند تا هموطنان در سیل مانده ی شان در استانهای گلستان، مازندران، لرستان، فارس، کهکیلویه و بویر احمد، خوزستان، سیستان و بلوچستان و … را نجات دهند. همچنان که همین حالا هم به همت بلندشان گل و لای از سرو روی خانه های معلولان و پلدختر و … شسته می شود و کوله کوله بسته های مایحتاج ساکنان سیل زده ی استان های سیل زده از راه های صعب العبور کوهستانی گذر می کند تا به دست زن و مرد و کو دکی برسد که آن سوی راههای بریده از شتاب سیل، چشم انتظار هستند و بهانه ای برای سد جوع و رهایی از گرسنگی شود.
هلال احمر مهم ترین اهرم و پرچمدار این از خودگذشتگی بوده و هست، جوانان پرشور داوطلب، مدیران آبدیده و زبده، خلبانان کارکشته و دوره دیده و ستادهای بزرگ و کوچک فرماندهی این سازمان به سرعت در جایگاه خود قرار گرفته اند تا همایشی از خستگی ناپذیری را از تلاش برای نجات هموطنان مان از گزند باران و سیل و سیلاب و آبگرفتگی را از روز ۲۸ اسفند ماه ۱۳۹۷ تا به امروز بر پا کنند و همچنان ادامه دهند. اگر چه که تمامی این تلاش ها و همراهی ها، بدون کمک تلاشگرانی که شبکه های مخابراتی، گاز، برق و آب را متصل کرده اند و نیروهای مسلح، امکان پذیر نبود و صد البته اگر کمک های مالی ـ جانی و کالایی ارسالی مردم فهیم ایران زمین نبود هم نا ممکن بود.
و اما حرف حساب …
اما حرف این است که برای نجات میهن از شرایط بحرانی آیا راهی جز رفتن به عمق فاجعه ی طبیعی سیل وجود نداشته و ندارد و نسخه ای که در سال ۹۸ برای نجات هم میهنان مان به کار برده ایم، حتما باید باز هم غافلگیری از چنین بلایایی باشد؟ آیا ما در مواجهه با سیل در استانهای گلستان، فارس، مازندران، کهکیلویه و بویر احمد، خوزستان، لرستان و سیسان و بلوچستان غافلگیر شدیم و می بایست با جانفشانی افراد به نجات مردم می شتافتیم؟
هشدارها در راه بودن سامانه های بارشی قوی و بسیار قوی از روزهای قبل بحران به گوش رسیده بود، برای تمامی استانهایی که با سیل درگیر شدند، پیشاپیش وضعیت فوق العاده پیش بینی شده بود و انتظار می رفت که برای رویارویی با سیل، برنامه ریزی منسجمی انجام شود و پیش بینی های مورد نیاز نیز به عمل آمده باشد، اما برخلاف انتظار ساکنان مناطق در معرض خطر سیل به طور کامل تخلیه نشده بودند در نتیجه هنگام وقوع سیل، مردم در محاصره ی سیل ماندند و همین موضوع حجم عملیات کمک رسانی را چند برابر سنگین تر کرد و به میزان قابل ملاحظه ای کیفیت امداد رسانی را کاهش داد و امنیت جانی و روانی مردم را با مخاطرات جدی روبه رو کرد.
ستاد مدیریت بحران کشور در بحران
از دیگر پیش بینی ها و برنامه ریزی هایی که انتظار می رفت مدیران ستاد بحران کشور و استان های درمعرض خطر با دقت انجام دهند، بررسی دقیق نقشه های سیاسی جمعیتی و به روز کردن آمارهای مناطق بود که انجام نشده بود تا آنجا که هنگام برنامه ریزی برای کمک رسانی به جمعیت سیل زده و دچار آبگرفتگی، هیچ اطلاعات دقیقی نسبت به پراکندگی و تعداد جمعیت ساکن در سرزمین سیل زده وجود نداشت و همین امر اطلاعات دقیق را نسبت به میزان نیاز به کمک افراد و اهالی را دچار اختلال می کرد. در چنین شرایطی حتی ادعای کمک رسانی به مردم مناطق بحران زده به شوخی می ماند، چه رسد به برنامه ریزی دقیق برای امداد رسانی و مدیریت بحران، باید این موضوع را متذکر شویم که کار کردن و امداد رسانی در شرایطی که آمار و اطلاعات دقیقی در دست نیست، همچون راه رفتن در تاریکی است. در شرایط موصوف، حتی اگر بگوییم که کمک رسانی در غیاب آمار احتمال هدر رفت منابع را نیز به همراه دارد، سخنی به گزاف نگفتیم.
خود فرمانده پنداری و عدم انسجام در امداد رسانی

از سوی دیگر، اهمیت وجود اتاق فرماندهی و انسجام در مدیریت بحران و یکپارچگی نیروها در رسیدگی به مشکلات سیل زدگان هم در جریان بحران اخیر به فراموشی سپرده شده بود و شواهد نشان می دهد که خود فرمانده پنداری در افراد زیادی به صورت خود جوش شکل گرفته و هر فرماندهی به افراد تحت امرش دستوراتی می داد و از امکاناتش برای اجرای فرمانش بهره می برد تا آنجا که فرمان بران مختلف تحت اوامر متفاوت به کارهای جور واجور مشغول بودند و مردم نیز چشم انتظار امدادهای گوناگون دوخته و وعده های مختلف و متعدد در فضا پراکنده بود. اگر تمامی این نیروها تحت یک فرماندهی واحد و در یک اتاق دور هم می نشستند و با هماهنگی و همدلی کار می کردند، قطعا نتیجه ی بهتری برای مردم آسیب دیده به دست می آمد. زمان بروز مشکلات و بحران فقط باید با هماهنگی به نجات مردم و امداد رسانی یک مدیریت واحد فکر کرد، زمان گرفتاری مردم، زمان تبلیغات وخود حق پنداری و دیگران باطل پنداری نیست. درمیانه درد و مصیبت مردم گرفتار در سیلاب و آبگرفتگی فقط باید تمام امکانات برای حل مشکلات باشد و قرار گرفتن در کادر دوربین ها، فیلم ها و عکس ها. زمانه ی سختی مردم، فقط باید به حل و فصل مشکل مردم تمرکز کرد نه اینکه از کنار مشکلات مردم برای خودمان تبلیغ کنیم و بفکر فردای انتخابات و … باشیم.