مرحوم دکتر شریعتی در تعریف نهضت  می نویسد:« یک نهضت عبارت است از روحی و حرکتی که به طرف هدفی روان است و همه پیروانش، همه مسایل و احکام و عقاید و اعمال وشعائر و حتی مراسمی که درمیان پیروانش وجود دارد، متوجه آن هدف هستند.» (مجموعه آثار ۹ ـ ص ۳۱ )

دکتر شریعتی برای جلوگیری از تبدیل نهضت به نهاد، نظریه «انقلاب دائمی» را پیشنهاد می نماید. وی معتقد است،برای حفظ و پویایی و اصلاح جامعه، باید تز انقلاب در انقلاب و یا اصلاح در یک جامعه انقلابی را پیشه نمود درجامعه باید اصل حرکت، تحول و اصلاح مستمر باشد و نه ثابت. او معتقد است در اسلام سه اصل: «اجتهاد، امر به معروف و نهی از منکر و هجرت» مانع تبدیل جامعه از پویایی، خلاقیت و زایندگی به سکون ، رکود و نهاد  می گردد. در اسلام بزرگترین عامل که نشان می دهد، جامعه از نظر علمی و فکری می تواند همیشه به خودش حالت تهاجمی بدهد، اجتهاد است. اجتهاد از لحاظ ایدئو لوژی، نوسازی فکری است و یک انقلاب فکری مهم می باشد که در طول تاریخ هرگز توقف ندارد.

دکتر شریعتی معتقد است:« امر به معروف و نهی از منکر یعنی رسالت فرد در سرنوشت جامعه خویش و مکتب اعتقادی که به آن معتقد است.(مجموعه آثار ۵ ـ ص ۵۲ ) اسلام برای تعمیق این اصل دو کار عمده انجام داده است، یکی اینکه موضوع مسئولیت اجتماعی فرد یا گروه پیرو خویش را به طور مطلق رها نکرده است وحد ورسم و حداقل تعیین جهتی برای آن قایل شده است زیرا در غیر اینصورت به دست استنباط ها و احساس های روشنفکران به پوچ گرایی منجر می شد.از طرف دیگر نخواسته است، مسئوولیت اجتماعی را در قالب های ثابت، قالب ریزی نماید و بر واقعیت های متغیر و متحول شکل های جامد لا یتغیری تحمیل نماید و در نتیجه یا جامعه اسلامی از زمان عقب می ماند و یا مسلمانان از جامعه، در شرایط اکنون ایران برای حفظ وتداوم هر چه بیشتر روحیه انقلابی، نشاط، خلاقیت، پویایی و کارآمدی جامعه، اصلاحات ضرورت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گریز ناپذیر جامعه می باشد. پدید آمدن حوادث و رویدادهایی همچون اختلاس های میلیاردی، تورم، رکود اقتصادی، بیکاری، گسترش مشاغل کاذب، بالا رفتن میزان جرم وخشونت، افزایش طلاق، مهاجرت نخبگان و مغزها و مسایلی از این دست، ضرورت اصلاحات را دو چندان می کند. مهم نیست کدام احزاب و شخصیت های سیاسی، فرهنگی و علمی درون نظام پروژه ی اصلاحات را پیگیری و عملیاتی می نمایند، مهم اعتقاد به ضروری بودن فرآیند اصلاحی و اجرای آن توسط احزاب، شخصیتهای تاثیر گذار و نخبگانی است که به صورت تئوریک و پراتیک مومن به بینش و روش اصلاح طلبی باشند. وقایع اخیر نشان داد که این شعار برخی احزاب و شخصیتهای اصولگرا که مدعی بودند اصلاحات مرده است و دم مسیحایی نیز نمی تواند بدان زندگی و جان درباره ارزانی دارد و پیگیری این  پروژه «آب در هاون کوبیدن » و« مشت برسندان زدن» است، غلط از آب درآمده است. شاید برخی از اصلاح طلبان، از اصلاحات خسته شوند و یا آن را رها نمایند، یا از پیگیری آن مایوس شوند. اما ضرورت و گریز ناپذیری فرآیند اصلاح، هیچگاه از بین نمی رود.