همگی مستحضریم که کشور از حیث اقتصادی در وضعیت ثبات و مناسبی نیست.

همه ما مطلع‌ایم که تحریم ها موجب شده تا درآمدهای دولت کاهش یابد . واقفیم در وسط معرکه یک جنگ تمام عیار اقتصادی قرار گرفته‌ایم و باخبریم که این تحریم بهانه ای شد تا سودجویان به منافع نامشروع خود دست یابند و از این آب گل‌آلود ناجوانمردانه و بی‌حساب بهره دو سر سود بگیرند.
همه آگاهیم که شکافهای طبقاتی اجتماع چگونه تبدیل به گسل های طبقاتی میشود و اندک دانشی داریم که بفهمیم درد کشور ما درد درآمد و اعتبارات نیست و سوء مدیریت های عمدی و غیر عمدی است.

مشکلاتی از این دست که در این سالها و با گذشت زمان نه تنها بهبودی نیافت بلکه بزرگتر، کریه‌تر و بی درمان‌تر هم شد، و آثار سوء آن علاوه بر ضعف در اقتصاد، آموزش و پرورش، فرهنگ و سلامت , سایر حوزه های ملی کشور را هم درگیر و بیمار کرد… مشکل اصلی ما این است که به جای تغییر رویکردها و روش‌های مدیریت، به دنبال تغییر و جابجایی مدیران هستیم و هر دولت و مسئولی را جایگزین مسئولی دیگر میکنیم تا شاید گره‌ای از مشکلات سر در گم کم شود و اساسا همواره تلاش کرده ایم که افراد را مقصر مشکلات معرفی نماییم در شرایطی که مشکل اصلی ما در ضوابط و زیرساختهاست.

غافلیم از آنکه مشکلات و چالش‌های جامعه ما، بنیه ضعیف اقتصادی ما و ناکارآمدی برنامه‌های کلان ما با تغییر و تعویض پی‌در پی مدیران، هرگز حل نخواهد شد. ما همواره می گوییم باید بنیه اقتصاد کشور قوی گردد سالها حرف از خصوصی‌سازی اقتصاد کشور و کوچک کردن اقتصاد دولتی زده ایم و سوال اینجاست که آیا هرجا که خصوصی سازی صورت پذیرفت اقتصاد کشور قوی تر شد یا بدهی فراوانی برجا ماند؟؟!
آیا کارکنان و کارگران آن بخش بیکارتر شدند یا تغییرات بهبودی در وضعیت حاصل کرد؟
آیا در چنین سیستمی جایگزینی و تغییر مدیریت می تواند مانع مشکلات شود؟ آیا با روی کار آمدن شخص جدید و بی‌تجربه مشکلی حل شد یا برعکس گرهی بر مشکلات سر در گم افزوده شد؟!
و حال سوال اینجاست که چرا در کشور ما این حجم از مسائل و مشکلات فاجعه آمیز وجود دارد و چرا نتوانسته‌ایم از این تجربیات و شکستها درس عبرت بگیریم ؟
چرا تا کنون نتوانسته‌ایم مشکلات را حل و فصل نماییم.
مصداق بارزی از این معضل در شهری مانند لاهیجان در گیلان قابل ذکر است،
که در عرض سه سال چهار الی پنج مدیر اداره ورزش در آن عزل و نصب می شود! آیا واقعا جابجایی این مدیران ورزشی، وضعیت ورزش شهر ، شناسایی استعدادها و یا ارتقای جایگاه ورزش را بهبود بخشید یا برعکس سبب پس‌رفت و اتلاف وقت و انرژی در ورزش شهر شد؟؟
علاوه بر آن اهالی لاهیجان در شهریور ۹۵ شاهد تعطیلی که در استخر مهر لاهیجان به بهانه تعمیرات و بازسازی بودند.
شاید در بین بهترینها در مدیریت ورزشی شهر لاهیجان در سالهای اخیر بتوان از دکتر صادقی – که هم‌اکنون معاون ورزش جوانان گیلان- است – نام برد ؛ و شاید تحت مدیریت ایشان بازگشایی این استخر زودتر انجام می گرفت.
دکتر صادقی در مهر ماه ۹۵ بعد از نگارش مقاله‌ای توسط همای گیلان گفت: این انعکاس صدای مردم بوده و تمام تلاش ما بر این است که این استخر به زودی بازگشایی شود. اما متاسفانه تاکنون که ۳ سال از آن تاریخ می گذرد این مهم انجام نشده و این‌روزها در خبرها شنیده می شود که برخی از وسایل گرمایشی این استخر نیز به سرقت رفته است.
اکنون سوال مهم اینجاست که. آیا کمبود اعتبارات باعث عدم بازگشایی شده است یا سوء مدیریت؟!!

کوتاه سخن آنکه متاسفانه ورزش کشور و از جمله شهر لاهیجان به شدت دچار سیاست زدگی‌هاست.‌….
حرف از مدیر غیرورزشی می‌شود و تنها میگویند مدیریت هیات ورزشی باید ورزشی باشد. در حالیکه در جای دیگر از مدیران غیر ورزشی در هیات‌ها حمایت و روی آنها سرمایه‌گذاری میشودفقط به حهت اینکه درتیم سیاسیون حضوردارند.
اینروزها معلوم نیست که یک مدیر باید گوش به حرف و امر چه ارگانی باشد و اینجاست که می‌گوییم باید اختیارات دولت و قوه مجریه مشخص و به دست خودش قرار گیرد
و دست افراد بالادست در انتخاب مدیران کوتاه گردد.