کمترین نتیجه رقابت عادت دادن افراد به تلاش است .سروانتس

فوتبال یک بازی تفریحی و جمعی و در عین حال رقابتی است برای رسیدن به قهرمانی ، و مدیریت یک فن است برای رساندن یک مجموعه به نهایت بالندگی در رشته های ورزشی .

هر تیمی که بتواند به درستی به سرمایه گذاری ، مدیریت ، و کارگروهی بپردازد خواه نا خواه به موفقیت می رسد حتی اگر نرسد نفس عملش خود پیروزی است برای ماندن در یک پروسه زمانی .

در مورد تیم دسته دومی داماش چنین تصویری در ذهن همه گیلانیان نقش بسته است . مدیر موفق گیلانی ، تشخیص دهنده خوب زمانی ، با اهداف گام به گام اجرایی و حضور در فینال پر حاشیه جام حذفی ، برای رسیدن به مقام قهرمانی .

این جاست که سرمایه گذاری ، مدیریت کارامد ، برنامه ریزی درست و حمایت مردمی جواب می دهد و هر تیمی را به فینال هدایت می کند تا تلنگری باشد برای همه تیم های دولتی با رقیبان خصوصی .

یکی از کارکردهای خوب تیم داماش در طول مسابقات بر اساس مشاهدات عینی و رسانه ای ، متکی بودن به یک اصل ورزشی بود ، مدیریت عالی ، تصمیم گیری جمعی ، کار کرد گروهی ، دست کم نگرفتن حریفان قدر تهرانی ، اعتماد به نفس عالی ، و رسیدن به فینال جام حذفی .

چه کسی باور می کرد تیمی که سالها در دسته دوم می جنگد ناگهان سر از جایی در اورد که خیلی از تیم های مدعی با امکانات عالی از آن باز ماندند و جالبتر اینکه بخواهد با تیمی روبرو شود که بهترین تیم این روزهای کشور شناخته شده است .

این اتفاق افتاد و چه خوب هم افتاد.

اگرچه داماش در زمین فوتبال قهرمان نشد! اما در زمینه های دیگر قهرمانی را به گیلانیان و ایرانیان تقدیم کرد و آن ماندن بر سر خواسته به حق خود ، در جهت حمایت از تماشاگران کم شمار گیلانی برای ورود به ورزشگاه پر از پرسپولیسی با رنگ قرمزی .

کار خوب دیگری که در رسانه ها بیشتر مشهود بوده حمایت بیدریع استاندار محترم گیلانه که توانسته با پی گیری خوب در جهت احقاق حق تیم گیلانی تلاش کند ، و فریادرس دادخواهی مردم استان به گوش مسئولان کشور شود.

کاری که داماش گیلان کرد اگر نگوییم نادر است اما بی نظیر است و ای کاش همه باشگاه های فوتبال ایران از این پس از داماش الگو گیرند و اجازه ندهند حداقل سکوی مورد نیاز یک تیم شهرستانی بازی شود با ندانم کاری .

کار استاندار گیلان در جهت احقاق حق تیم داماش ستودنی است. اما ستودنی تر از همه ، کار مدیران باشگاه داماش و بازیکنان ان است که با صبر و حوصله ، مقامات ورزشی کشور را با اخلاق ورزشی و منش پهلوانی وادار به تمکین کردند تا سراغازی باشد برای یک روش درست از مطالبه گری در جهت زدودن تبعیض های ورزشی برای تیم های شهرستانی .

ای کاش می شد استاندار محترم یا مدیران ورزشی گیلان برای قدردانی از تلاش و مدیریت نمونه باشگاه داماش ، در یکی از ورزشگاه ها یا سالن های ورزشی تقدیر جانانه ای بعمل می آوردند تا درسی باشد برای نسل های اینده که بدانند حق گرفتنی است نه دادنی .

به امید ان روز