این روزها، باید تاریخ یادآوری شود. این روزها باید گفته شود که چهل سال اخیر ایران چه دستاوردهایی داشته است و سرداران نظامی و دیپلماسی ما تا کنون برای کشور چه خدماتی داشته اند. این روزها وقت بدزبانی و درشت گویی و طعنه زدن نیست ؛وقت اتحاد است. این روزها وقت تنها گذاشتن سردار دیپلماسی نیست…

زهره نوروزپور: روز چهارشنبه ۱۹ تیرماه ، روزی بود که در تاریخ توافق هسته ایران ثبت شد. ایران میزبان فرستاده اروپا بود. در وین جلسه ای درباره ایران در جریان بود. در واشنگتن امیر قطر در حال مذاکره با ترامپ بازهم درباره ایران بود. دستگاه دیپلماسی ایران این روزها شلوغ است نه فقط سیاست خارجی بلکه بازوی نظامی ایران هم در خلیج فارس از امنیت کشور پاسداری می کند.

اما این روزها فشار از همه بیشتر بر روی ظریف و تیم هسته ای اوست. انگشت ها به سمت او نشانه رفته است و می گویند او مقصر است! وزیر خارجه ای که شاید بتوان به جرات گفت که در طول چهل سال اخیر کسی چون او از منافع ایران در محافل بین المللی دفاع نکرده است.

چهل سال استقامت

قبل از تهدید های نظامی آمریکا و اعزام ناو پنتاگون به خلیج فارس ، وزیر خارجه کشورمان در سفر به نیویورک همه آنچه که باید برای افکار عمومی بازگو می کرد را افشا کرد و خط رسانه های خبری دنیا را معطوف به کارشکنی تیم بی کرد.

وزیر خارجه کشورمان با اعزام مجید تخت روانچی به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل همچنان در تصاحب افکار عمومی گام برداشت. اینکه دنیا متوجه ایرانی شود که چهل سال برای استقلال خود زیر بار هرنوع تحریم به این مرحله از قدرت و استقلال رسیده است که در جای جای دنیا به استقامتش اعتراف می کنند.

ایران پس از جنگ تحمیلی از سوی صدام حسین، وارد دوره سازندگی شد. چشم انداز ۲۰ ساله ای که آن زمان هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای برای کشور ترسیم کرد رهایی از فشار تحریم ها، و فشار های جنگ و رسیدن  به خودکفایی بود. این شد که ایران امروز در جایگاهی در منطقه و دنیا قرار گرفته است که کشورهای دنیا و منطقه به قدرت و ابهت آن اعتراف دارند. برخی قدرتهای عرب  خودباخته در منطقه حتی حاضر شده اند برای نابودی ایران دست صلح به اسرائیل دراز کنند!

چه شد که برجام به وجود آمد؟

دست آورد چهل سال گذشته امثال قاسم سلیمانی ها و ظریف ها بوده اند. کسانی که با دو بازوی دیپلماسی و نظامی تا کنون از امنیت و مرزهای کشورمان دفاع کرده اند.

این وظیفه خطیر از سال ۹۲ بر دوش ظریف نهاده شده است. ظریفی که این روزها اماج حملات مخالفان خود قرار گرفته است. در زمان دولت نهم و دهم، رئیس جمهور وقت ، تعهد دولت هفتم و هشتم به آژانس را با تولید کیک زرد نقض کرد و  تعداد سانتریفیوژها را به ۲۰ هزار افزایش داد. این آغازی شد بر تحریم های خانمان سوزی که رئیس جمهور وقت  آنها را کاغذ پاره ای بیشتر نخواند!

با آمدن دولت یازدهم و سپس دوازدهم، پیگیری پرونده هسته ای ایران از شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه ارجاع شد. آن زمان ایران ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل بود. تحریم های سخت و شکننده ای که باعث رشد بابک زنجانی ها با صادرات نفت شد تا جایی که حتی سیب زمینی و سنگ پا وارد کشور کنند.

ظریف این پرونده را به دست گرفت. پرونده ای که کشورهای عضو شورای امنیت این اجازه را داشتند که طبق ماده ۴۱ به ایران حمله نظامی کنند. این پرونده در طول دوره اول ریاست جمهوری روحانی به قطعنامه ۲۲۳۱ تبدیل شد. قطعنامه ای که این اجاره را به ایران می داد که طبق معاهده ان پی تی و در شرایط صلح آمیز با جهان به کار هسته ای خود ادامه دهد و از همه مهمتر فصل هفت و ماده ۴۱ هم در کار نبود. ایران پس از این قطعنامه نفسی کشید، اجناس به یک قیمت ماندند، نرخ ارز ثابت ماند، فروش نفت بالا رفت، بورس ها زنده شدند، دیگر حبابی از نوع ماشین و سکه در کار نبود. واردات و صادرات در حد نرمال به کار خود ادامه می دادند و نیازی نبود مجلس درباره ورود خوردها مجبور شود تعرفه تعریف کند!

کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری پشت مرزهای ایران صف کشیدند. اقای کاظمی قمی سفیر اسبق ایران در عراق اصصلاح زنبیل گذاشتن را به کار برد و می گفت کشورهای اروپا برای ایران زنبیل گذاشته اند. اولین مقام کشور اروپایی که وارد ایران شد فابیوس وزیر خارجه وقت فرانسه بود که در مذاکرات هسته ای هم حضور جنجالی داشت.

پس از یکسال نفس کشیدن ایران، هیولایی به نام ترامپ بر کاخ سفید خیمه زد. با یک تیم کاملا ضدایرانی که در پرونده های خود کثیف ترین کار ممکن آنها ارتباط تنگاتنگ با گروهک منفور تروریستی مجاهدین خلق است. ترامپ قبل از پیروزی  وعده وقیحانه خود را مبنی بر پاره کردن برجام داده بود و این وعده را عملی کرد و دنیا را به سمت کریه ترین چهره فعلی خود برد. نظم نوین جهانی را بهم زد و جهانی شدن را به کلی نادیده گرفت و به سمت جهانی زدایی و یکجانبه گرایی پیش رفت. خلیج فارس نا امن شد حتی اقتصاد اروپا به بدترین وضعیت ممکن رسید. اسرائیل قلب عرب ها را تصاحب کرد و با وقاحت هرچه تمامتر در سوریه به مواضع ایران حمله برد. اینها دستاورد رئیس جمهور ترامپ است! کسی که تمام توافق نامه های مهم دنیا را پاره کرد، از معاهده تسلیحاتی و حیاتی روسیه و امریکا گرفته تا پیمان آب و هوایی و برجام! او این صفت را برای خود در تاریخ ماندگار کرد: غیر قابل اعتماد!

این روزها، روزهای اتحاد است

دستگاه دیپلماسی کشورمان این روزها با چنین موجودی در جنگ است. موجودی که منطق نمیداند و اطرافیانش را دشمنان ایران تشکیل داده اند و او را به یک جنگ خانمان سوز هدایت می کنند.

این روزها باید منصف بود. با مرور تاریخ برجامی و هسته ای ایران باید قدر دران دستگاه دیپلماسی و تیم ظریف بود. آنها رسالت خود را با مشورت مقامات عالی کشورمان به بهترین شکل ممکن به سرانجام رساندند. اما طرف غربی زیر میز صلح زد و این شد آنچه که می بینیم.

این روزها، برخی همچنان با مخالفت های خود نسبت به سیاست خارجی همچنان به کارشکنی در امور دیپلماسی و نظامی مانع از پیشبرد راهبرد ایران می شوند. گاه چنان سخن می گویند که همه فتح الفتوح های ۴۰سال اخیر،کار آنها بوده! نسخه های خنده دار برای روابط خارجی کشور می پیچند. همان هدفی را در سر می پرورانند که ترامپ و حلقه اطرافیانش آرزوی تحقق آن را دارند.
مخالفان ظریف، غالبا از دیپلماسی چیزی نمی دانند. حتی در برخی محافل خصوصی گفته اند وزیر خارجه ما باید به فلان همتای خود جلوی چشم خبرنگارها سیلی می زد و یا فلان مقام خارجی را با اردنگی از اتاقش بیرون می انداخت.

لابد این روزها بر ظریف سخت می گذرد. حتی سخت تر از روزهای مذکره برجام. همان وقت هم عده ای از پشت خنجر می زدند، اما امروز همان ها  خنجر را از دو جهت بر او وارد می کنند.

شاید تصور شود سردار دیپلماسی ایران این روزها تنهاست ، همانگونه که این روزها ایران نیز تنهاست. این روزها ظریف با همه توان خود با دشمن آشکار ایران در حال مقابله است با سلاح عصر مدرنتیه که همان فضای مجازی نام نهاده شده است، در تمام تریبون ها  و تمام صفحات مجازی صلح خواهی ایران را فریاد زده است و از توانایی بازدارندگی ایران به جد دفاع کرده است.

سرت را بالا بگیر سردار!لبخند بزن ، آنها که باید هوایت را داشته باشند،دارند.