اختصاصی گیلان بهتر نوین ،آقای طالقانى یک عمر در جهاد و روشنگرى و ارشاد گذراند. او یک شخصیتى بود که از حبسى به حبس و از رنجى به رنج دیگر در رفت و آمد بود؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستى و سردى نداشت.
من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکى پس از دیگرى از دست بدهم. او براى اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویاى او چون شمشیر مالک اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او، که در رأس پرهیزکاران بود و بر روان خودش که بازوى تواناى اسلام…»
این گزیده‌ای از پیام حضرت امام خمینی(ره) به ملت ایران به مناسبت درگذشت سید محمود طالقانی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ است که در این پیام، مرحوم طالقانی از سوی حضرت امام(ره) «ابوذر انقلاب» و «بازوی توانای اسلام» خوانده شده‌ است. بهترین تعریف در مورد شخصیت و جایگاه آیت‌الله سید محمود طالقانی شاید همین فرمایش حضرت امام(ره) باشد. به این معنا که او را چهره شاخص استبدادستیزی و ظلم‌ستیزی در جامعه معرفی کرده‌اند؛ کسی که بدون مسامحه به مبارزه با استبداد و ظلم برخاست و برخلاف بسیاری، در آن زمان «محافظه‌کاری» را برنتافت تا آنجا که در جریان عدالت‌خواهی و مبارزه با استثمار و بهره‌کشی از هیچ کوششی فروگذار نکرد.
مرحوم طالقانی بیش از آنکه به‌عنوان یک متفکر مطرح باشد، یک میاندار و میداندار است که دینداری را در هیچ یک از قالب‌های شناخته شده انحصاری ندید و بر این باور بود که با سعه‌صدر و وسعت‌نظر می‌توان به همه اندیشه‌های مدعی دینداری میدان داد؛ چراکه هیچ یک از آنها به تنهایی اصالت ندارند. از این رو، به درجاتی از حقانیت همه آنها باور داشت و به تعامل میان آنها معتقد بود نه انحصار حقانیت یکی از آنها و نفی دیگر اندیشه‌ها.
بر این اساس، نقش الهام‌بخشی و جایگاهش به عنوان محملی برای تقاطع اندیشه‌ها غیرقابل انکار است. با او می‌توان درس تعامل‌گرایی با اندیشه‌ها، نفی مطلق‌اندیشی و طرد انحصار حق و حقیقت نزد خود را آموخت. او شخصیتی بود که بیش از انحصارگرایی به تعامل و مدارا در گفتمان‌های مختلف باور داشت.
از منظری دیگر، آیت‌الله طالقاتی را می‌توان «نماد عدالت‌خواهی اسلامی» در آن مقطع زمانی نیز برشمرد. البته «عدالت‌‌خواهی» اصلی نیست که منحصر به دوره‌ای خاص باشد و در بقیه ادوار مطالبه نشود یا فراموش شود بلکه به عنوان یک اصل مؤکد در اسلام فرض می‌شود که محصول زمانه‌ای خاص نیست و ما باید در همه ادوار بر ایجاد و حفظ آن تأکید داشته باشیم.به این اعتبار، می‌توان دغدغه مرحوم طالقانی را در دو اصل؛ «عدالت‌خواهی» و «تأکید بر خرد جمعی و اصالت شورا» خلاصه کرد.
شایسته است امروز، ما نیز به پیروی از آیت‌الله طالقانی جریان‌های فکری و سیاسی‌ را در جامعه تقویت کنیم که به عقل جمعی و نفی انحصارطلبی اندیشه باور و تأکید دارند و اجرای عدالت را از بنیان‌های اصلی انسجام جامعه می‌شمارند.
آنان که عدالت‌خواهی را در اداره جامعه اصل و اساس در نظر می‌گیرند باید در جریان عملی کردن آرمان‌هایشان بر اندیشه آزادیخواهی و آزاداندیشی در مشی رفتاری و اندیشه‌ای آیت‌الله طالقانی تأمل و مداقه بیشتری داشته باشند.