تا چندی پیش که نیمی از وقت مفید شورای پنجم شهر فومن طی مدیریتی پوپولیستی و کشمکش اعضای آن و همچنین حمایت های بودار منفعت طلبانه و هیاهوهای توخالی و پوچ به بطالت و جنجال می گذشت، اینک هم در نیمه پایانی عمر این شورا جلسات آن بدجوری بوی یکنواختی و مرده گی به خود گرفته است؛ مخصوصا با تغییر و تحولات رخ داده یکساله اخیر بنظر می رسد که شورا به مرز تعلیق و بلاتکلیفی محض غلطیده باشد!براستی هیچ فکر کرده ایم برگزاری مستمر جلساتی به شکل میزگرد و دورهمی، جلساتی کلیشه ای و طرح مباحثی کشدار که خروجی در بر نداشته و اساسا بارقه امیدی در پی آن مشاهده و تجربه نمی شود چه فایده ای دارد؟!

واخوانی ملال آور چند نامه حقیقی و حقوقی و یا قرائت عرض حال شهروندانی گرفتار وقتی به نتیجه ای منتج نمی شود و جز اتلاف وقت که عضو شورا(جلیل سندی) نیز بر آن صحه گذاشت و ایجاد دلسردی هرچه بیشتر شهروندان چه سودی برای شهر در بر دارد؟!
طرح ها و پیشنهادات بی هیچ بررسی و کارشناسی مصوب می گردند و متعاقبا چون کارگشا، الزام آور و تحقق پذیر نیستند مصوبات خاک خورده و به بایگانی سپرده می شوند و لذا این سیر چرخه باطل است که مکرر می شود!
شورای چهارم علیرغم جدال های پیدا و پنهان میان شورا و شهردار وقت، پروژه های بنیادینی از خود به یادگار گذاشت که در مقام مقایسه متاسفانه عملکرد شورای کنونی فاجعه آمیز می نماید!

بی گمان مدیریت فشل و بی رمق که برش کافی نداشته و از اقتدار و قدرت چانه زنی لازم با مقامات ریز و درشت برخوردار نباشد ناکارآمد و بی ثمر است و بقول عضو دیگر شورا(علیدوست)” فقط مانده که کلید شهر را دو دستی تقدیم مقامات بالادستی نمایند!”. این مساله ای است که اعضای همین شورا بطور ضمنی به آن اشاره و تاکید می کنند اما مگر دست خود کرده را چاره هست! مگر انتخاب رئیس جز از ورای گزینش آنان در متنی جناحی، دو دستگی و نه شایسته سالار اتفاق نیافتاده است؟!

کاشکی آن استعفاء سید- نعمتی- در ناصیه این شورا نقش می بست تا حداقل اینسان حیثیت مردمی ترین و دموکراتیک ترین نهاد موجود در کشور طی مسامحه و بی تدبیری محض به زیر سوال فرو نمی رفت!

جالبتر اینجا است که عالیجنابان شهر با کلی وعده و وعید فردی با تجربه و خوشنام از بدنه شهرداری را به جایگاه و منصب مدیریت شهرداری کشانده اند-رضا محمدی- ولی در کمال تاسف در وانفسای سوت و کور اقتصادی از ارائه هرگونه کمک و حمایت عملی به وی دریغ می ورزند!

در واقع حضرات از آنجاییکه سخت درگیر حواشی قدرت و محو حاشیه های زرد حوزه انتخابیه شده اند با عافیت اندیشی و کنار کشیدن خود از معضلات و کاستی های مبتلابه شهری و تمرکز بر انتخابات آتی، این مدیر محجوب را با مجموعه ای ورشکسته و انبوهی از مطالبات شهری تلنبار شده و شهروندان معترض تنها نهاده اند! البته شهردار هم می بایست ملتفت باشد که مدیریت با تعارفات معمول میانه ای ندارد و باید به جای تمنای “سرباز” بودن، “فرمانده” ای باشد با صدایی رسا و بی هیچ تکلف و رودربایسی و تواضع بی مورد!