شاید کمتر کسی از عموم مردم فکر می کرد که طی یک سال اخیر تا این حد شاهد تغییرات اقتصادی در جامعه باشیم. تغییراتی که همراه با رکود در اقتصاد، رکوردهای زیادی نیز در بخش های مختلف به همراه داشت! افزایش بی رویه قیمت ها در تمام اقلام مصرفی، عمرانی، خدماتی، پزشکی و بهداشتی و درمانی، حمل و نقل، مسکن و خودرو و خلاصه گرانی در همه حوزه ها باعث شد به معنای واقعی افراد شاهد کوچکتر شدن سفره های شان باشند. طبیعتا اکثریت مردمی که نه آقازاده هستند و نه خانم زاده، نه مدیر نه رییس، نه رانت خوار و نه جیره خوار بیش از هر کس دیگری در این بازار آشفته ضرر مضاعف کردند و علی رغم پیدا شدن سلطان های متعدد که یک به یک از طریق رسانه ملی رونمایی می شدند این خود عموم مردم هستند که باید لقب سلطان سلطان ها را به آن ها اهدا کرد! به مردمی که با حقوق یک تا دومیلیون تومان -تازه اگر به موقع پرداخت شود- باید هزینه پنج شش میلیونی خط فقر در شهرستان ها و هزینه هشت میلیونی خط فقر در تهران را بپردازند!

در بین ۳۱ استان، رتبه بیست و چهارم

«به گزارش دفتر آمار و اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گیلان، شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارها، نرخ تورم و متوسط قیمت برخی اقلام خوراکی منتخب درکشور و استان شهریور‌ماه ۱۳۹۸ کشور و گیلان منتشر شد.

نرخ تورم کل کشور و استان گیلان در شهریور‌ماه به ترتیب ۴۲٫۷ و ۴۱ درصد است، که استان گیلان در این ماه، در بین ۳۱ استان، در رتبه بیست و چهارم نرخ تورم کشور قرار دارد.

براساس این گزارش استان قم با نرخ ۳۶٫۳ درصد دارای پایین‌ترین نرخ تورم و استان ایلام با نرخ تورم ۵۱٫۹ درصد دارای بالاترین نرخ تورم در کشور است. همچنین چهار استان مجاور استان گیلان، یعنی استان‌های قزوین، زنجان، اردبیل و مازندران به‌ ترتیب دارای رتبه‌های چهاردهم، هجدهم، نوزدهم و بیست و یکم و استان ساحلی گلستان دارای رتبه سیزدهم بالاترین نرخ تورم کشور هستند.»

آن ها که نه شغلی دارند و نه درآمدی

برخی از کارشناسان معتقد هستند نرخ تورم مهم‌ترین دستاورد دولت در حوزه اقتصاد بود و سال ۹۷ را می‌توان سال عقب‌گرد رشد اقتصادی ایران برشمرد. در پایان سال ۱۳۹۷ قدرت خرید مردم (مخارج مصرف نهایی خانوارها) عملاً بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته است. و این سوال پیش می آید که با توجه به شکاف عمیق بین انقباض ۳ تا ۵ درصدی اقتصاد و کاهش ۳۰ درصدی مصرف خانوارها، آنچه از سفره مردم کم شده به کجا رفته است؟

آنچه در این بین بیش از همه جلوه گری می کند اثرات تورمی بر وضعیت مسکن و معیشت دهک های پایین است چون افراد دارا نه تنها قدرت خرید خود را حفظ کرده اند بلکه از این وضعیت و افزایش بی رویه قیمت ها، سودهای بادآورده زیادی نیز عایدشان شده است ولی در مقابل روز به روز از قدرت خرید اقشار ضعیف و حقوق بگیران جزء کاسته شده است. اما آن ها که نه شغلی داشته اند و نه درآمدی  در این اوضاع نابسامان اقتصادی بیش از هر زمان دیگر آسیب دیدند.

تورم در دل قیمت جاری

معاون آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان گیلان در خصوص درآمد سرانه و کاهش قدرت خرید مردم گیلان (به تبع از وضعیت کشور) به مرور می گوید: وقتی ارزش افزوده کل اقتصاد استان تقسیم بر جمعیت شود درآمد سرانه بدست می آید، اما برای بدست آوردن متوسط درآمد به خانوارها نگاه می کنیم. به این صورت که خانوار برای گذران امورات زندگی خود چقدر هزینه می کند و آن عدد را تقسیم بر جمعیت می کنیم که عدد فوق متوسط درآمد خانوار در ماه یا سال نامیده می شود. اما با بررسی درآمد-هزینه متوجه می شویم که کاهش درآمد نداشته ایم. ولی کاهش یک موضوعی است که با قیمت جاری ارتباط دارد. به این معنی که تورم در دل قیمت جاری هست. حالا برای این که مقایسه درستی داشته باشیم به عنوان مثال فرض می کنیم درآمد فردی سال قبل بیست میلیون تومان بوده و درآمد همان شخص امسال ۲۲ میلیون است. بنابراین می گوییم ۱۰ درصد افزایش درآمد داشته است که این ۱۰ درصد افزایش شکلی است و براساس قیمت جاری محاسبه شده است.

حال وقتی می خواهیم واقعی اش بکنیم آن را به قیمت ثابت تبدیل می کنیم. مثلا اگر سال گذشته را به عنوان سال پایه در نظر بگیریم، اگر ۲۰ میلیون شده ۲۱ میلیون پس ۱۰ درصد رشد داشتیم و اگر با قیمت ثابت شد ۱۸ میلیون تومان پس ما کاهش ارزش درآمدی داشته ایم و به بیان دیگر درآمد ما پس رفت داشته است. اما معمولا قیمت ثابت بخاطر دشواری هایی که دارد در محاسبات زیاد استفاده نمی شود مگر برای کارهای تحقیقاتی و نظایر آن.

افزایش درآمد، ناشی از تورم نه ارزش افزوده کار فرد

طیفوری می افزاید: نتایجی که مرکز آمار ارایه می دهد اینها را به قیمت ثابت تبدیل نمی کند بلکه براساس قیمت جاری محاسبه ها را انجام می دهد که در دل آن تورم هم هست. یعنی افزایش درآمد ناشی از ارزش افزوده کار فرد نیست بلکه بخاطر تورم ممکن است ۱۰ درصد درآمدش بیشتر از سال قبل شده باشد. مثلا ممکن است در سال قبل تورم ۴۰ درصد بوده باشد ولی حقوق فرد ۱۰ درصد اضافه شده باشد که اگر بخواهیم به قیمت ثابت حساب کنیم عملا حقوق فرد کاهش پیدا کرده است ولی وقتی به قیمت جاری محاسبه می کنیم شاهد افزایش درآمد هستیم. البته کارشناسان روند درآمد را نگاه می کنند که معمولا این روند ثابت است.

به گفته ی این کارشناس آماری، به عنوان نمونه در مورد حقوق بگیران که هر سال ممکن است کمی به حقوقشان اضافه شود و پلکانی باشد ولی شیب تورم به صورت پلکانی نیست. و فاصله ای ایجاد می شود یعنی دخل به خرج نمی رسد. هر چه این فاصله کمتر باشد می توان مازاد درآمد را پس انداز کرد. معمولا در چنین مواقعی همراه با شیب تورم، شیب درآمدی را نیز محاسبه می کنند و می گویند اختلافش اگر زیاد باشد نشان می دهد که در آن جامعه اختلاف درآمد و هزینه زیاد است یا درآمد را به قیمت ثابت تبدیل کرده و سپس محاسبه را انجام می دهند.

افزایش درآمد، کاهش قدرت خرید

براساس حساب های منطقه ای تا سال ۹۴ که در سایت مرکز آمار ایران نیز موجود است درآمد سرانه گیلان به شرح زیر بوده است:

در سال ۹۰ ——– ۴۹ میلیون ریال

در سال ۹۱——— ۶۶ میلیون ریال

در سال ۹۲ ——– ۹۰ میلیون ریال

در سال ۹۳ ——–۱۰۱ میلیون ریال

در سال ۹۴ ——–۱۰۷ میلیون ریال

که این ها نیز براساس قیمت جاری محاسبه شده نه قیمت ثابت و ممکن است این افزایش به دلیل ذات تورمی باشد. چون توان خرید مردم علیرغم افزایش درآمد، کاهش پیدا کرده باشد زیرا بر اساس قیمت ثابت محاسبه نشده است. البته در سطح ملی برای حساب های منطقه ای، قیمت ها را به قیمت ثابت تبدیل می کنند.

روند نرخ رشد منفی

طیفوری می گوید: در سال ۹۷ کل نرخ رشد به قیمت ثابت شده ۲٫۴- که اگر این نرخ رشد را با نرخ رشد سال ۹۶ و ۹۵ مقایسه کنیم روند رو به بهبود است ولی اگر به تنهایی آن را تحلیل کنیم کلا روند منفی است. یعنی ارزشی که ناشی از فعالیت اقتصادی کل کشور بوده کاهش پیدا کرده است. و این فعالیت اقتصادی برای کل بازار (بدون نفت) است. و اگر بازار نفت را هم در نظر بگیریم چون فروش نفت و ارزش افزوده ناشی از فروش نفت هم به شدت کاهش پیدا کرده بنابراین عدد مربوطه بازهم منفی می شود و از ۲٫۴- به ۴- می رسد. البته توجه به این آمار و ارقام در مقایسه با یکی دو سال قبل از آن بیشتر معنا می یابد. چون در سال ۹۶ نرخ رشد ما ۳٫۷ و ۴٫۳ بوده یعنی نرخ رشد ما مثبت بود نه منفی.

ضرورت استفاده از منابع آماری برای برنامه ریزان

معاون آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان با تاکید بر اینکه آلارم های تورم (که الان به حدود ۴۰ درصد هم رسیده) حدود یک سال و نیم پیش شروع شده بود ولی توجه زیادی به آن نشد می افزاید: از اواخر ۹۶ تا اوایل ۹۷ این آلارم ها خودش را نشان می داد و باید از همان موقع سیاست های مناسب برای کنترل تورم برنامه ریزی و پیش بینی می شد، چون قبل از تورم مصرف کننده که همه افراد آن را حس و لمس می کنند تورم برای تولید کننده، وارد کننده و صادر کننده خودش را نشان می دهد. به عبارت دیگر تورم و شاخص قیمت تولید کننده وقتی افزایش پیدا می کند این به مصرف کننده هم خواهد رسید. اما این افزایش قیمت برای مصرف کننده همان موقع اتفاق نمی افتد بلکه حداقل سه ماه بعد خودش را نشان می دهد. چون اول تولیدات قبلی کارخانه ها که در انبارها موجود است به فروش می رسد و افزایش قیمت برای کالایی که جدید تولید شده چند ماه بعد برای مصرف کننده ملموس می شود. به بیان دیگر مصرف کننده سه ماه عقب است. ولی برنامه ریز سه ماه جلو است و باید در این فاصله سه ماهه تمهیدات لازم را با هر ابزار کنترلی ( مانند واردات، صادرات، کاهش موانع تولید، کاهش قیمت تمام شده  و…) که دارد افزایش قیمت را برای مصرف کننده متعادل کند تا تورم خیلی زیاد نشود.

۴۰ درصد تورم در گیلان داریم اما ممکن است به طور میانگین درآمد هم ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده باشد. تفاوت درآمد ۹۶ با ۹۷ حدود هفت میلیون تومان بوده که اگر تقسیم به هزینه سال ۹۶ و ۹۷ بکنیم نشان می دهد حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد افزایش درآمد داشتیم. حال انتظار داریم که هزینه های ما نیز طی این مدت ۲۰ درصد افزایش داشته باشند ولی با توجه به جداول و نمودارهای مرتبط در سال ۹۷ نسبت به سال ۹۶ حدود ۲۴ درصد تورم داشته ایم. البته در شش ماهه اول ۹۷ از تورم ۵٫۹ به ۸ و بعد به ۱۱ درصد رسیدیم یعنی تا نیمه اول سال، ولی از شهریور ۹۷ تا مرداد ۹۸ تورم ۴۰ درصد محاسبه شده است.

وی ادامه می دهد: آمار تولید می شود ولی برنامه ریز هم باید از آمار استفاده کند. ما وظیفه مان را به عنوان تولید کننده آمار انجام می دهیم. بعد از ما تحلیل و برنامه ریزی با توجه به آمارها در همه امور به عهده برنامه ریزان است.

شیب تند منحنی شاخص تورم

وی می گوید: با توجه به منحنی ها، شاخص تورم در سال های قبل با شیب متعادلی به طرف بالا حرکت می کرد ولی از اواخر سال ۹۶ و بعد اوایل ۹۷، شیب یک مرتبه بالا رفت که باید در همان قسمت متوجه وضعیت می شدیم. در واقع از سال ۹۵ تغییر شیب تورم در قسمت تولید کننده داشت مشخص می شد ولی برای مصرف کننده در اوایل سال ۹۶ خیلی ملموس نشده بود و ما در تابستان ۹۷ تازه متوجه تورم شدیم. در حالی که شیب تورم از پاییز ۹۶ شروع شده بود. گاه در چنین موضوعاتی صحبت از تاثیر تحریم می شود ولی واقعیت این است که این تورم پیش از تحریم اتفاق افتاد. البته خود بازار هم نشانه هایی را حس کرد ولی بهرحال سرمایه دنبال امنیت است. یعنی بازار و تولیدکننده و سرمایه گذار هم می خواهد سرمایه اش را حفظ کند و ممکن است رکود احتمالی آینده را حس کرده باشد و برای جبران زودتر قیمت کالایش را بالا ببرد تا کاهش تولید چند ماه بعدش را جبران بکند. اما بخشی نیز ممکن است در قسمت واردات افزایش قیمت پیدا کرده و وقتی به دست مصرف کننده می رسد گرانتر شده باشد. بهرحال ماحصل این اتفاقات چنین پیامدهایی دارد و برنامه ریز باید به موقع و با آینده نگری تصمیم سازی کند.

لمس تورم از شهریور ۹۷ تا شهریور ۹۸

طیفوری تصریح می کند: در بحث تورم و شاخص قیمت ها چون قیمت های ثابت ملاک نیست واقعیت های کاملا عینی را به ما نشان می دهد ولی باید وقتی عدد و ارقامی ارایه می شود تحلیل درست هم همراه آن باشد. چون اگر غیر از این باشد ممکن است گفته شود مثلا درآمد اینقدر بیشتر شده، ولی متقالا باید دید فاصله درآمد تا هزینه واقعی چقدر شده است؟  اینها مباحث مهمی است. به عنوان مثال ۴۰ درصد تورم در گیلان داریم اما ممکن است به طور میانگین درآمد هم ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده باشد. تفاوت درآمد ۹۶ با ۹۷ حدود هفت میلیون تومان بوده که اگر تقسیم به هزینه سال ۹۶ و ۹۷ بکنیم نشان می دهد حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد افزایش درآمد داشتیم. حال انتظار داریم که هزینه های ما نیز طی این مدت ۲۰ درصد افزایش داشته باشند ولی با توجه به جداول و نمودارهای مرتبط در سال ۹۷ نسبت به سال ۹۶ حدود ۲۴ درصد تورم داشته ایم. البته در شش ماهه اول ۹۷ از تورم ۵٫۹ به ۸ و بعد به ۱۱ درصد رسیدیم یعنی تا نیمه اول سال، ولی از شهریور ۹۷ تا مرداد ۹۸ تورم ۴۰ درصد محاسبه شده است.

اگر بخواهیم هزینه-درآمد گیلان را با مازندران مقایسه کنیم باید بگوییم هزینه- درآمد روستاییان مازندران بالاتر از روستاییان گیلان است. به عنوان مثال در سال ۹۷ هزینه خانوار شهری در مازندران ۳۸ و درآمد ۴۶ میلیون تومان بوده است. در حالی که در گیلان این ارقام به ترتیب ۳۴ و ۴۳ میلیون بوده. همچنین هزینه خانوار روستایی مازندران در همین سال ۳۱ و درآمدش ۳۶ میلیون بود. یعنی در مقایسه، درآمد خانوار روستایی مازندران حدود ۱۳ میلیون تومان بیشتر از گیلان بوده است.

از فروردین ۹۸ تورم به ۳۰ درصد و بعد در پنج ماهه اول ۹۸ به ۴۰ درصد رسید. و به بیان دیگر تورم از شهریور ۹۷ تا شهریور ۹۸ بیشتر احساس شد. به عنوان مثال گوشت گاو در فروردین ۹۶ به قیمت ۳۰ تا۳۵ هزار تومان فروخته می شد. تا شهریور این قیمت به ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان رسید ولی در اسفند ناگهان و با شیب تند به ۱۰۰ هزار تومان رسید و در این وضعیت کاملا تورم احساس شد. البته تورم در سال های پیش هم بوده ولی با یک شیب ملایم به جلو می رفت. اما شیب تورمی در واقع از مرداد ۹۷ حسابی خودش را نشان داد. البته در شش ماهه اول ۹۷ نیز تقریبا تا حدی تثبیت قیمت ها را داشتیم و تورم ما تک رقمی بوده ولی در اواخر آن به ۴۰ درصد تورم رسیدیم که میانگین آن می شود ۲۴ درصد. تورم  براساس قیمت کالاها محاسبه می شود و میانگین اعداد چند فصل را برای تورم در نظر می گیرند در حالی که مردم تورم را به روز حساب می کنند. چون مردم آنچه را که می بینند تحلیل می کنند و آن این است که سفره شان روز به روز کوچکتر می شود.

تحلیل های درست آماری

معاون آمار با بیان اینکه آمار دروغ نمی گوید اضافه می کند: ولی با تحلیل های اشتباه به راحتی می توان با استناد به همین آمارها دروغ گفت. بخاطر همین من همیشه روی تحلیل درست آمار و اطلاعات تاکید دارم. و مهم این است که یک نگرش منصفانه داشته باشیم و یک مجموعه اعداد را از زوایای گوناگون و به لحاظ زمانی و محتوایی تحلیل کنیم.

درآمد بیشتر مازندران نسبت به گیلان

وی در خصوص مقایسه وضعیت اقتصادی گیلان با استان های مشابه بیان می کند: گیلان به لحاظ ساختاری بیشتر شبیه مازندران است و تا حدی هم شبیه گلستان. اگر بخواهیم هزینه- درآمد گیلان را با مازندران مقایسه کنیم باید بگوییم هزینه- درآمد روستاییان مازندران بالاتر از روستاییان گیلان است. به عنوان مثال در سال ۹۷ هزینه خانوار شهری در مازندران ۳۸ و درآمد ۴۶ میلیون تومان بوده است. در حالی که در گیلان این ارقام به ترتیب ۳۴ و ۴۳ میلیون بوده. همچنین هزینه خانوار روستایی مازندران در همین سال ۳۱ و درآمدش ۳۶ میلیون بود. یعنی در مقایسه، درآمد خانوار روستایی مازندران حدود ۱۳ میلیون تومان بیشتر از گیلان بوده است و البته به همین میزان هزینه اش هم بیشتر بوده است که نشان می دهد رفاه بیشتری دارند. چون هرچه درآمد بیشتر باشد مطلوبیت زندگی در هزینه کرد هم بیشتر می شود. اما جالب است که تورم مازندران با عدد ۴۱ درصد فقط یک درصد از تورم گیلان بیشتر است. که البته علت آن هم جای بحث و تحقیق و تفسیر دارد. اما در نگاه اول شاید به دلیل این که آن ها پر کار تر هستند، کشت دوم بیشتری دارند، توریسم روستایی و توریسم کشاورزی بیشتری دارند، زیرساخت های بیشتری دارند و یا هزینه تولید در مازندران ارزان تر از گیلان است که البته همه این عوامل نیاز به بررسی کارشناسانه دارد.

پایین بودن سهم تولید گیلان به نسبت جمعیت

در ادامه دکتر «رضا میرعسکری» استاد اقتصاد دانشگاه گیلان نیز در این مورد می گوید: روندی از سال ۹۰ تا ۹۴ از نظر تولید ناخالص داخل استان نسبت به کشور اعلام شده که بیان می کند این رقم در سال نود ۱٫۱۸ درصد، در سال نود و یک هم همین اندازه و در سال نود و دو ۱٫۸۳ درصد، در سال نود و سه ۱٫۹۷ درصد و در سال نود و چهار ۲٫۱۸ درصد رسیده است. در حالی که جمعیت استان نسبت به جمعیت کشور در سال نود و چهار ۳٫۱۹ درصد بوده است. یعنی اگر سهم تولید ناخالص داخل استان به کشور را نسبت به جمعیت مقایسه کنیم، متناسب با سهم جمعیتی که در کشور داریم تولید نداریم و سهم تولید ما کمتر است.

گیلان دوازدهم، مازندران هفتم

وی می افزاید: در مقایسه با استان مازندران نیز سهم تولید استان از کشور در سال نود ۲٫۸۲ درصد و در سال نود و چهار ۳٫۳۸ درصد رسید. سهم جمعیت مازندران نسبت به جمعیت کشور نیز ۴٫۱۱ درصد است. یعنی آن ها نیز متناسب با جمعیت شان تولید ندارند. در گلستان هم همینطور است. یعنی در سال نود ۱٫۰۳ درصد و در سال نود و چهار ۱٫۲ درصد بوده است. سهم جمعیت گلستان نیز همین وضعیت را داشته. اما اگر رتبه استانی این سه استان را از نظر تولید بررسی کنیم باید بگوییم گیلان از نظر تولید کشور در سال نود و چهار رتبه دوازدهم، مازندران رتبه هفتم و گلستان رتبه بیست و یکم هستند.

وی همچنین به متوسط درآمد سرانه اشاره کرده و می گوید: در سال نود متوسط درآمد سرانه گیلان ۴٫۹ میلیون تومان بوده و در سال نود و چهار ۷٫۱۰ میلیون. درآمد سرانه مازندران نیز در سال نود ۶٫۱ میلیون و در سال نود و چهار ۱۲٫۹ میلیون و این دو رقم در استان گلستان به ترتیب ۳٫۹ و ۸ بوده است.

درآمد سرانه استان های شمالی پایین تر از سرانه کشور

این استاد اقتصاد اضافه می کند: اما متوسط درآمد سرانه کشور در سال نود و چهار ۱۳ میلیون تومان بود. یعنی درآمد سرانه هر سه استان شمالی پایین تر از کشور بود.  چنانچه این ارقام را در سال های ۹۵ و ۹۶ و ۹۷ در این سه استان بررسی کنیم، اوضاع استان نیز برشی از وضعیت کشور در این سال هاست. کشور در این سال ها به نسبت بهتر بود ولی در سال ۹۷ خوب نبود و پیش بینی می شد که وضعیت در سال ۹۸ با توجه به مسایل ارز و برجام و نظایر آن خیلی بدتر شود که تا کنون خیلی بدتر نشده است. واقعیت این است که بعد از سال ۹۱-۹۰ یک جهش ارز و تورم داشتیم و در سال ۹۷ هم که این اتفاقات افتاد نرخ تورم بالا رفت و باعث شد قدرت خرید مردم کاهش پیدا کند.

تورم به نفع پولدارها است

دکترمیرعسکری با انتقاد از اینکه برخی آمارهای مربوطه استانی در مورد دو سه سال اخیر هنوز منتشر نشده است گفت: البته این آمار در مورد کشور هست ولی استانی اش نیست. از سوی دیگر توزیع درآمد مهم است. چون درآمد سرانه «متوسط» است. اما یک عده، زیاد درآمد دارند و یک عده کم. به بیان دیگر تورم در واقع به نفع پولدارها است که صاحب خانه، زمین، ماشین و تمکن مالی هستند و آن ها که چیزی ندارند بواسطه تورم بیش از پیش متضرر می شوند.