طاهره نوری/ “جورج اورول” ، نویسنده مشهور انگلیسی در جایی می گوید:

” اولین تاثیر فقر، کشتن «فکر» است؛

یعنی اگر شما به اندازۀ کافی برای زندگی خود پول نداشته باشید بردۀ بی‌اختیار پول خواهید شد.

همان شرایطی که طبقۀ متوسط به آن گذران زندگی می‌گویند!”

یافته های اخیر پژوهشگران نشان داده است بین افزایش بروز آسیب های اجتماعی، بزهکاری و ارتکاب جرم، انحرافات جنسی، ازدواج های زودرس منجر به شکست، طلاق و از هم گسیختگی کانون خانواده و میزان فقر و محرومیت اجتماعی، رابطه موازی و پایاپای وجود دارد.

وجود فقر در هر جامعه ای می تواند زمینه ساز شکل گیری بسیاری از کجروی ها و آسیب های اجتماعی همچون دزدی، خشونت، فسادو فحشا، بیماری های روحی و روانی، اعتیاد، جرم و….. باشد.

از این رو بسیاری از جامعه شناسان از فقر به عنوان مادر آسیب های اجتماعی نام می برند.
فقر نقش کلیدی در شکل گیری آسیب های کلان اجتماعی چون تن فروشی و روسپیگری دارد.

مطالعه خاستگاه اختلالها، انحرافات، کجروی ها و ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی، در نهایت مارا به فقر می رساند.

نگارنده بر این باور است که امروز مهمترین چالش پیش روی جامعه ایرانی، فقر است که زمینه ساز تمامی مفاسد اجتماعی دیگر شده است.

فقری که با نابرابری اجتماعی ادغام شده و ابعاد دربرگیرنده آن بسیار گسترده است و به جهت داشتن بعد روانی سنگین آن، می تواند هزینه های گزافی را به جامعه تحمیل نمونده و از جاییکه
درآینده نه چندان دور سبب شکل گیری سبک جدیدی از ناهنجاریهای اجتماعی درجامعه میگردد، می تواتد یک هشدار و زنگ خطر جدی برای متولیان امر باشد.

براساس آمارها، ۳۳درصد جامعه ایران، زیر خط فقر نسبی زندگی می‌کنند و به‌نوعی با فقر اقتصادی دست به گریبان هستند.
آمارهایی که می گویند : ۱۱ درصد مردم ایران زیر خط فقر مطلق قرار دارند.

خط فقر عیار و پارامتری است که به واسطه آن می توان خانوارهای دچار محرومیت را از سایرین تفکیک نمود.
بر حسب اهمیت ویژه موضوع فوق، دستورکار کشورهای مختلف دنیا، خروج از دایره خط فقر تعریف شده است.
فقر چالش مهمی برای همه کشورهای دنیاست و به جهت نقش پررنگ و تعیین کننده ای که در شکل گیری و بروز آسیب های اجتماعی دارد و تاثیری که بر کیفیت زندگی بشر ایفا می کند، امروزه در دنیا، دستورالعمل های ویژه ای برای برچیدن و از میان بردن آن برای نیل به توسعه پایدار تعریف و ارائه شده است.

در کشور ما نیز، گرچه در طی سالهای گذشته اقدامات زیادی با هدف محرومیت زدایی و رفع فقر علی الخصوص در روستاها و مناطق محروم صورت گرفته و شاهد بهبود امکانات و افزایش بهره‌مندی از تحصیلات و تسهیلات ابتدایی زندگی مثل آب، برق، گاز و… بوده ایم ، اما همچنان دهک های پایین جامعه با مشکلات عدیده اقتصادی دست به گریبان هستند.

شکاف درآمدی و طبقاتی موجود به شرط فقدان چهره ای خشن از فقر در جامعه قابل تحمل است. اما آنچه متاسفانه از برآیند امور و آمارها برمی آید، مصادیق این چهره از فقر، همچون : زباله‌گردی، کودکان کار، روسپیگری، و …. رو به ازدیاد است.
بیکاری معضل بزرگ جامعه ایرانی
متاسفانه در حال حاضر جامعه ما مشکلات فراوانی دارد که بیکاری به بسیاری از این مشکلات دامن می زند.

به جرات می توان اذعان داشت که بیکاری ابر چالش جامعه ما است که اثرات و پیامدهای ناخوشایندی برای خانواده ایرانی در پی دارد و به دنبال آن نمی توان از شر آفاتی چون مشکلات روحی، فقر، مشاجره، تزلزل بنیان های خانواده و زمینه های بروز جرم در اماند.

اختلالات و بیماری های روانی که گاه منجر به بروز رفتارهای پرخطر و آشوب گری و خشونت می شود، در طبقات پایین اجتماع به لحاظ اقتصادی از گستردگی و شیوع بیشتری برخوردار است.

بسیاری از آسیبهای اجتماعی ناشی از دو آسیب بزرگ فقر و بیکاری در جامعه است.

آسیبهایی چون طلاق، روسپیگری و فحشاء، اعتیاد، تکدی گری، کودکان کار و دختران فرار محصول مستقیم کژکارکردهای فقر و بیکاری در جامعه است.

بیکاری مهمترین معضل جوانان و اصلی ترین دغدغه خانواده ها در ایران است آنهم در حالیکه براساس آمارها چهل درصد جمعیت جوان کشور از چنین معضلی رنج می برند.

مهم ترین پیامد بیکاری، فقر و محرومیت از رفاه و آسایش مادی است که فرد و خانواده را از امکانات لازم برای زندگی محروم می کند.
این مسئله به مرور زمان، آرامش روانی خانواده را متزلزل نموده و باعث محرومیت فرزندان از مزایای یک زندگی اجتماعی روتین خواهد بود.

این یک واقعیت انکارناپذیر است که برای خانواده‌های دارای محرومیت، نارسایی ها و آسیب هایی چون ازدواج کودکان، مرسوم تر و یک روند رایج است که درمنطقه، خانواده یا طایفه یا ایل پذیرفته شده است.

خانواده هایی که به سبب فقر دخترانشان را در ازای دریافت پول به عقد افراد متمول در می آورند.

تحقیقات دیگری  نشان داده که بیش از ۵۰ درصد افرادی که درگیر بزهکاری شده‌اند، افراد بیکار بوده اند.

اپیدمی‌های بزرگی چون اعتیاد و تن فروشی و… و همه‌گیر شدن آنها، اغلب محصول مناطقی است که آمار بیکاری در آن بالاست.

یافته ها ثابت کرده که اشخاص در شرایط محرومیت، از اصل “تنازع بقا مبتنی بر ستیزه جویی” بهره می برند.
تنازع بقا برای این افراد فرایندی است که به واسطه مشاغل کاذب و اغلب از راه های غیرقانونی مثل واسطه گری یا قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر استمرار می یابد.

همچنین وقتی به دلیل وجود نارسایی های اقتصادی؛ جایگاه و طبقه اجتماعی افراد متزلزل و دستخوش تغییر می گردد ، خدشه ای که به عزت نفس فرد وارد می شود، اسباب بروز بسیاری از آسیب ها را فراهم می سازد.

احساس یأس و پوچی این افراد را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده و منجر به بروز رفتارهای پرخطر برای شخص و افراد دیگر اجتماع می گردد.

آنچه که باید به آن توجه و اهتمام ویژه داشت آن است که ما در جامعه کنونی با فروریختگی ارزش ها روبه رو هستیم، و این همان چیزی است که می تواند به سهولت بنیان های اصیل یک جامعه فاخر را به انحراف کشانده و دستخوش تغییر بگرداند.

خانواده ای که دچار فروپاشیدگی درونی می گردد و از درون به اضمحلال و فروپاشی می رسد، به بن بست می رسد و همین باعث میشود در تلاش باشد تا خودش را از زنجیرهای وابستگی و پایبندی برهاند.

پویایی یک جامعه و دستیابی به رشد اقتصادی و رهایی از آسیب های اجتماعی نیازمند برخورداری از حاشیه امنیت شغلی برای افراد آن جامعه است.

درواقع راه‌حل خروج از تله فقر کاملا روشن است. موثرترین راه‌حل برای مبارزه با فقر، ایجاد شغل و اشتغالزایی است.

روند روبه رشد طلاق و فحشا
طلاق و فحشا و روسپیگری به عنوان یکی از ۵ اولویت آسیب‌های اجتماعی کشور انتخاب شده که همچنان با روندی رو به رشد همراه است.

روند شکل گیری این آسیبهای اجتماعی طی سال‌های اخیر و همزمان با رشد فقر و زمینه های بروز محرومیت در جامعه، ابعاده گسترده تری یافته است.

آسیب‌های اجتماعی از خاصیتی زنجیره‌ای برخوردار هستند و به دلیل قدرت تاثیرگذاری که دارند، به دنبال یکدیگر افزایش یا کاهش می‌یابند.

ازدواج سفید نمونه ای از بروز همین ناهنجاری ها و آسیب هاست است که علیرغم عدم مغایرت با قوانین دینی و اسلامی کشور در برخی نقاط کشور روبه گسترش است.

در هر جامعه ای همواره افرادى یافت میشوند که پاره‏ اى از هنجارها و ارزش‏ها را برنمی تابند.
اگر در جامعه‏ اى هنجارها رعایت نشود،کجروى پدید می ‏آید و منجر به آسیب می‏ شود.

در یک جامعه دینى و اسلامى، معیار و ملاک اصلی براى تشخیص رفتارهاى بهنجار از نابهنجار و ارزش‏ها و هنجارها از ضدارزش ها و ناهنجاری ها، آموزه‏ هاى دینى است.

ممکن است رفتارى خاص در یک جامعه غیردینی ، هنجار تلقى نشود و توبیخ مرتکب را در پی نداشته باشد، اما ارتکاب همان عمل در یک جامعه دینی، ضدارزش و هنجارشکنی تلقی شود.

اینجاست که باید از نقش حائزاهمیت قانون بعنوان یک عامل موثر در تضمین سلامت جامعه و پیشگیری از بروز آسیبهای اجتماعی یاد کرد.

در هر مقطع زمانی و بعد مکانی، عدم اجرا و التزام به قانون، موثر در شکل گیری قوی آسیب های اجتماعی است.

نویسنده : طاهره نوری | منبع خبر : اختصاصی