فرهیختگان گیلانی در نشستی با عنوان “بررسی و آسیب شناسی فیلم ها وسریال های پخش شده در سینما و صدا و سیما با مضمون گیلان” خواستار پایان روند به سخره گیری و تحقیر فرهنگ دیار خود شدند.

در این جلسه استاد محمد تقی پور احمد جکتاجی پژوهشگر و روزنامه نگار پیشکسوت گیلانی، دکتر سید هاشم موسوی مردم شناس و رییس پژوهشکده گیلان شناسی ، دکتر امیر روحانی روانشناس و روانکاو و دکتر رضا علیزاده جامعه شناس و مدرس دانشگاه به طرح نظرات خود در این باب پرداختند.

 

تقویت فرهنگ بومی یا تخریب

استاد جکتاجی پژوهشگر زبان و ادبیات گیلکی در این همایش گفت: صدا و سیمای گیلان متعلق به مردم این استان است اما شرایط در طول ۲۱ سال تاسیس این شبکه به گونه ای بود که مردم ما به آن احساس تعلق خاطر ندارند و گویا صدا و سیمای گیلان نیز در مقابل چنین نگاهی دارد .

وی خاطرنشان کرد: قرار بود شبکه استانی گیلان تقویت کننده فرهنگ بومی باشد ولی متاسفانه نه تنها به این مساله عمل نشد بلکه به عکس در طول این سالها فرهنگ گیلان با شیوه بیان نادرست زبان در فیلمها و سریالها و دادن نقشهای لوده و لمپن و ناچیز به افرادی که به این زبان سخن می گویند در جهت تحقیر و تخریب فرهنگ بومی گیلان بر آمد.

وی تصریح کرد: قرار است صدا و سیما مشوق گروه های هنری باشد و تولیدات گروه های هنری بازخورد اجتماعی داشته باشند و به نفع فرهنگ بومی باشد اما عملا شاهد این مساله نبودیم .

این روزنامه نگار پیشکسوت گیلانی خاطرنشان کرد: نگاه خشک و قالبی مدیران صدا و سیما نسبت به تولیدات هنری در این سازمان به خلق آثار هنری و فکر و اندیشه لطمه می زند .

جکتاجی اظهار داشت: سریالهایی که باید در خدمت فرهنگ بومی باشد عقیم و الکن شد و زبان گیلکی به گونه ای استفاده شد که شکل لودگی به خود گرفت.

این پژوهشگر متذکر شد: به کارگیری نادرست ” گونه ” به جای زبان گیلکی و بیان آن توسط کاراکترهای ضعیف موجب شده جوانان استان سخن گفتن به زبان مادری را مخل شخصیت اجتماعی خود دیده و خانواده ها نیز تمایلی به آموزش آن به فرزندانشان نداشته باشند.

وی یادآور شد: صدا و سیما از دوره علویان با افتخار صحبت می کند ، ما نیز برای آن دوران به خود می بالیم ولی مگر مردم در آن دوران به چه زبانی صحبت می کردند غیر از این است که نسلهای گذشته ما با همین زبان صحبت می کردند . همانها بودند که علویان را در خود پذیرفتند، و دیلمی ها که بخش زیادی از بغداد تا دمشق بخش هایی از ارمنستان را گرفتند به همین زبان باستانی صحبت می کردند .

جکتاجی متذکر شد: آیا قرار و مداری که گذاشته بودیم برای تقویت فرهنگ بومی این بود ، آیا صدا و سیما می خواهد این سیاست را ادامه دهد؟ اگر اشتباه یا قصور هم بود ۲۱ سال کافی بود اما این احتمالا نشانه ای است که هرچه هست همین است .

این نویسنده و پژوهشگر گیلانی خاطرنشان کرد: تجمعی که در برابر مرکز صدا و سیما صورت گرفته بود تنها اعتراض به مجموعه تلویزیونی وارش نیست بلکه به اغلب سریال ها است .

وی با اشاره بهمجموعه تلویزیونی روزگار قریب بعنوان سریالی که به خوبی و درست از زبان استفاده کرده بود و در آن همه از پزشک تا روستایی گیلکی صحبتی می کردند ولی هر یک به گونه خود خاطرنشان کرد در صورت ادامه این شیوه یک نوع مدرنیزاسیون تسری پیدا می کرد، اما معلوم نیست چرا به حاشیه رانده شد .

این روزنامه نگار با بیان این که ما گردآمده ایم تا با هم صحبت کنیم بلکه یک آشتی مشروطی بین مردم گیلان و صدا و سیمای استان صورت بگیرد از بی توجهی وعدم حضور مسئولان این سازمان در جلسه ابراز ناخشنودی کرد .

جکتاجی متذکر شد: ما یک کار فرهنگی و مدنی انجام دادیم و تجمع به خیابان تسری پیدا نکرد بلکه در سالنی به گفتمان تبدیل شد اما اگر وقعی به این جریان نگذارند آنوقت مشکلات بعدی پدید خواهد آمد .

عدم استفاده صدا و سیما از مشورت کارشناسان

در ادامه جلسه رییس پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان به بیان نظرات خود در این خصوص پرداخت و گفت: ما به عنوان پژوهشکده گیلان شناسی وظیفه خود می دانیم واکنش علمی و منطقی پیرامون مسائل اجتماعی و فرهنگی داشته باشیم و زمینه گفت و گو با رعایت ادب و اخلاق را فراهم نماییم.

دکتر سید هاشم موسوی اظهار داشت: گیلان اولین استانی بود که مرکز فرهنگی ایران شد تا جایی که بخش اعظم کارهای هنری و مردمی در اینجا تدارک دیده می شد .

این استاد مردم شناسی با اشاره به این که زبان گیلکی یکی از ثروتهای طبیعی گیلان است افزود: همه رفتارهای اجتماعی جامعه برای من هنر مردمی است و چه خوب است بتوانیم آنها را به خوبی نمایش دهیم و خلاقیت ها را عرضه کنیم.

موسوی با انتقاد از این که حتی هنگام ساخت سریال در مورد میرزا کوچک جنگلی از صاحب نظران دانشگاهی و پژوهشکده مشورت و راهنمایی گرفته نمی شود خاطرنشان کرد: تلویزیون ما به خلاقیت و آدم های توانا ،به نزدیکی به مردم و فرهنگ مردم نیاز دارد .

رییس پژوهشکده گیلان شناسی در خاتمه متذکر شد: رسانه و صدا و سیما متعلق به قدرت نرم است نباید کاری کند که با یک اشتباه سالها زحمت و کار خود را به هدر دهد.

زبان مهمترین مولفه در هویت فرد

دکتر امیر روحانی روانشناس و روانکاو نیز در ادامه این همایش به بحثی با عنوان اثر روانی رسانه با محتوای تخریب مردم گیلان و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم فیلم و تصویر بر روی مخاطب پرداخت و اظهار داشت: به زعم من مهمترین بخش هویت ، سابقه و هویت تاریخی و مهمتر از همه اینها زبانش است که روان را می سازد .

این روانشناس خاطرنشان کرد: با توجه به روند فیلمها و سریالهای تلویزیون و سینما مخصوصا در رابطه با گیلان چنین به نظر می رسد که یک هویت را نشانه می گیرند .

وی نتیجه تحقیر گیلانیان در سریالها و فیلمها را شرم از نژاد ، فرهنگ ، زبان و هویت عنوان و تصریح کرد:در چنین شرایطی فرد ناخودآگاه بدون درک علت دچار احساس تقصیر و احساس عدم تعلق به خاک و زادگاه می شود.

وی خاطرنشان کرد: مخاطب گیلانی این سریال و فیلمهایی از این قبیل در ناخودآگاه عملا دارد از شان و منزلت و عزتش کاسته می شود.

روحانی نتیجه دیگر ساخت سریالهایی که شخصیت گیلانی تحقیر و به استهزاء گرفته می شود را فاصله گرفتن افراد از زبان و هویت خود دانست و افزود: در چنین شرایطی والدین حاضر نیستند زبان مادری را به فرزندانشان بیاموزند.

این متخصص علم روانشناسی با بیان این که زبان مادری جایگاه نمادین مادر را دارد افزود: شما وقتی به زبان مادری خود پشت می کنید ناخوداگاه دارید به مادرتان پشت می کنید .

وی عوامل اصلی بیزاری روانی از زبان، هویت و تاریخ حقیقی در گیلان طی قرن اخیر را سیستم اداری ، طبقه نو سرمایه دار وارداتی غاصب زمین و نهاد مدرسه عنوان و تصریح کرد:امیدوارم با اتفاقات خوبی که در مدارس دارد صورت می گیرد ،آموزش و پرورش اشتباهات دهه های گذشته اش را جبران کند.

این روانشناس با اشاره به مشاهداتش در خصوص مشکلات روحی در افراد گفت : وقتی زبان وهویت شخص به نوعی زیر سئوال می رود شکنندگی عاطفی برای فرد پیش می آید .

روحانی خاطرنشان کرد: با این تفاسیر باید توجه داشت هنگامی که تلویزیون روی هویت ساختار و وجود شما دست بگذارد چه بلایی سر شما می آید برای همین برای خاطر خودمان سرزمینمان و فرزنندانمان باید جلوی چنین چیزهایی قاطعانه ایستاد.

شیوه نادرست بازنمایی اقوام در رسانه ملی

دکتر رضا علیزاده جامعه شناس و مدرس دانشگاه نیز در این گردهمایی به تحلیل مفاهیم جامعه شناختی در خصوص زبان و تاثیر سوء اجتماعی تخریب زبان و هویت افراد پرداخت .

وی با اشاره به تنوع طوایف در ایران و لزوم بازنمایی صحیح اقوام در این رسانه گفت : شیوه بازنمایی اقوام در صدا و سیما اساسا دچار مشکل است و غالبا تصاویر منفی از اقوام نشان می دهد یا حداقل اقوام چنین برداشتی دارند.

علیزاده خاطرنشان کرد:مشکل اصلی که در حوزه بازنمایی اقوام وجود دارد سیاست همسان سازی است، این همسان سازی ما را دچار تبعیض و مشکل خواهد کرد و خروجی اش ساختن افکار کلیشه ای یا کلیشه سازی از قومیتها است .

این استاد دانشگاه با اشاره به غلبه وجوه فرهنگی فارسی در مجموعه های تلویزیونی افزود: گیلانی ها غالبا در فیلم ها و سریال ها ساده لوح و هیچ کاره اند یا مشاغل خیلی ساده و پیش پا افتاده دارند ، محور طنز و ساده لوح هستند ، به جای زبان یا لهجه گونه ها به شکلی افتضاح بیان می شوند.

وی با بیان این که در اغلب سریالهای تلویزیونی، یک کلیشه شهرستانی ساده در برابر پایتخت نشین خردمند وجود دارد افزود: متاسفانه در گیلان شبکه باران که بر اساس اسناد بالادستی باید تقویت کننده فرهنگ بومی محلی ما باشد خودش بیشترین ضربه را در سریالهایش به فرهنگ محلی می زند .

علیزاده خاطرنشان کرد: این کلیشه سازی خود به خود یک نابرابری طبقاتی اجتماعی ایجاد می کند و بازنمایی رسانه ای اش بعنوان یک واقعیت روزمره برای ما به یک خشونت نمادین تبدیل می شود .

به گفته وی رسانه صدا و سیما با این کلیشه سازی ها نسلی تربیت می کند که از هرگونه مباحث هویتی و فرهنگی خودش کاملا گسسته است.

این جامعه شناس تصریح کرد: ما در حوزه قومیت سازی به جای دسترسی داشتن برابر به فرصتها ، فرصتها را از اقوام می گیریم و خروجی اش یک واگرایی است .

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: یک واژه کلیشه ای داریم به اسم وحدت ایرانیان ولی کارهایی که انجام می دهیم نه به سمت همگرایی بلکه به سوی واگرایی می رود.

علیزاده با بیان این که ما این مساله را به گفتمان و مطالبه عمومی مردم تبدیل نکرده ایم تاکید کرد :راهی نیست جز اجتماع محوری ،یعنی فرهنگ گیلان را خود اهالی فرهنگ می توانند نجات دهند .

لیلا پورکریمی کارشناس ارشد فرهنگ، آداب و رسوم و میراث‌فرهنگی ، شاعر و فعال‌فرهنگی و عضو خانه فرهنگ گیلان بیانیه ای را بدین شرح قرائت کرد:

“سکوت در برابر تلنگرهایی که از گذشته تا امروز به زبان، هویّت و فرهنگ مردم گیلان در حال وارد شدن است، دیگر جایز نیست. در جوک‌ها و شوخی‌ها، چیزهایی در مورد رفتار گیل‌زنان و گیل‌مردان شنیدیم که ناراحتمان کرد اما صبورانه لبخند زدیم! در میان صحبت‌های جدی و لابه‌لای کتاب‌ها، مطالبی توهین‌آمیز در مورد منش و عملکردمان گفته شد که نشنیده گرفتیم و با نجابت و مدارا از آن گذشتیم!

در این میان سینما و صدا وسیما نیز، تصویری از مردم گیلان نشان داد که اگر نگوییم ظلم، باید بگوییم سرشار از بی‌احترامی و کم‌لطفی نسبت به این مردمان غیور، دلاور و مهربان بود و هست. این که نقش‌های برجسته، مهم و قدرتمند در فیلم‌ها و سریال‌ها هرگز گیلانی نبودند! یا این که کسی که لهجه گیلکی داشت همیشه در نقش نوکر و کلفت و سرایدار و نوچهٔ ارباب ظاهر شد! و دیگر این که نقش‌های لوده و بی‌دست‌وپا و ساده‌لوح قسمت مردم گیلان و زبان و لهجه گیلکی شد! موضوعاتی است که امروز جای تأمل بیشتری دارد، چرا که رسانه تا جایی پیش رفت که خواسته یا ناخواسته، برای مردم گیلان یک کلیشهٔ هویتی سخیف و خلاف‌ واقع ساخت و توهین آشکار به یک قوم و ملت شریف را به گونه‌ای در پیش گرفت که نمونه‌اش را تاکنون در هیچ فیلم و سریالی ندیده‌ایم که نسبت به اقوام دیگر صورت گیرد.”

گیلان با دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر جمعیت از دیرباز از مراکز مهم فرهنگی کشور بشمار می آید و فرهیختگان بسیاری را در زمینه های علمی ، هنری ، ادبی و سایر زمینه ها به ایران و جهان معرفی کرده است.

|