//اختصاصی//
غصه می سوزد مرا باران ببار
کوچه می خواند تو را باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا، باران ببار
موج می خواهد بیابان سکوت
با خود دریا بیا، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا، باران ببار…

پنهانکاری، اطلاع رسانی نادرست به افکار عمومی، غم عمومی، بی اعتمادی، اعلام دلیل اصلی سقوط، عذر خواهی دیر هنگام، دستور مقام معظم رهبری و رییس جمهور برای پی گیری ماجرا و ابراز همدردی با حادثه دیدگان و دستور برخورد با عاملان این حادثه، اظهار شرمساری وعذر خواهی وزیر امور خارجه و فرمانده سپاه و …
واژه هایی بود که در چند روز اخیر بعد از اعلام خبر دلیل سقوط هواپیمای خطوط هوایی اوکراین در اثر شلیک اشتباه پدافند هوایی کشور بسیار شنیده شد. با توجه به اینکه دیگران می گفتند و می دانستند علت سقوط چیست ولی مردم ایران دیرتر از همه ی دنیا از اصل ماجرا با خبر شدند! آن هم در شرایطی که مسئوولان اجرایی کشور دائم اخبار رسانه ها و مقامات خارجی را تکذیب می کردند. اعلام دلیل واقعی سقوط، جامعه ما را در شوک، بهت و سوگ این سقوط بزرگ قرار داده است و مردم این سوال را از مسئوولان ذی ربط دارند که چرا مردم و رسانه های داخلی محرم نبودند و چرا چنین عمل شده است؟
باید قبول کرد که مردم به عنوان سرمایه اجتماعی از تمام سرمایه های فرهنگی، اقتصادی، تکنولوژیکی و … اولی تر و ارزشمند ترند. سرمایه اجتماعی شفافیت، اعتماد و مشارکت مردم را در خود دارد و این سرمایه اجتماعی است که مابقی سرمایه ها دیگر کارا و مولد می کند. یکی از مولفه های حکمرانی خوب این است که سرمایه اجتماعی دچار بی اعتمادی فرسایش و فروکاهش نشود و اگر چنین شود جبران آن برای هر حاکمیتی سخت می شود. برای نمونه در جریان شهادت سردار سلیمانی و همراهانش این سرمایه اجتماعی به خوبی باز تولید شد ولی با کمال تاسف در بحث سقوط هواپیمای اوکراینی این سرمایه اجتماعی با چالش های جدی مواجه شده است و به نظر می رسد در قصه ی سقوط هواپیما، برخی مسئوولان به درستی شکر نعمت نکردند که چنین شده است. باید متوجه باشیم که به سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر اصلی تحولات نگاه کنیم. اگر چنین کردیم، می توانیم از چالش های بی اعتمادی، کم اعتمادی و… به سلامت عبور کنیم.
به یاد جانباختگان عزیز این حادثه شوم
برای جانباختگان مظلوم و بی گناه هواپیمای خطوط پروازی اکراین باید گریست و ضجه زد و سیاه پوشید. آنان قربانیان بی گناه و بی خبر از همه مقولات پیدا و پنهان، بدترین مرگ و وداع با هستی که بهترین موهبت الهی است را داشتند، به همین خاطر برای آنان باید بسیار گریست و ضجه زد و سیاه پوشید، تا … .
نگاه کنید به انسانهای شریف فرهیخته ای که در این حادثه ی شوم، جان باختند، حتما شما هم خیلی شوکه شده اید؛ حضور تعدادی از دانشجویان، اساتید دانشگاه از دانشگاههای مختلف در کشور کانادا، وجود ۱۰ دانشجوی دانشگاه آلبرتای کانادا، دو زن و شوهر استاد دانشگاه آلبرتا به همراه دو فرزندشان، ۶ دانشجو از دانشگاه تورنتوی کانادا، ۲ دانشجوی دانشگاه «مک مستر» و سیاوش مقصود لو دانشمند پزشکی و از دانشجویان سابق مقطع پسا دکترا دانشگاه مک مستر به همراه دختر و همسر، ۲ دانشجوی دکترای دانشگاه واترلو کانادا، ۲ دانشجوی دانشگاه گولف، ۳ پزشک متخصص شهر ادمونتون به همراه فرزندان، ۲ دانشجوی دانشگاه کنکوردیای مونترال، دو دانشجو سابق دانشگاه برتیش کلمبیا، زوج فارغ التحصیل دانشگاه رایرسون، چهار دانشجو از دانشگاه وسترن، استاد دانشگاه سنتنیال کانادا به همراه همسر باردار و فرزندش، علیرضا پی، بنیانگذار یک شرکت فنآوری همه و همه ایرانی، آری همه ایرانی و تعداد زیادی از کشورهای دیگر از جمله سوئد، افغانستان، اوکراین و… بودند. مسببان باید در سوگ سقوط و در سوگ بی اعتمادی افکار عمومی بسیار اندیشه کنند و اعمال سیاستهای منطقی در صدد جبران این خسارت بزرگ و حقارت ملی باشند. همچنین باید همه با هم اساسی تفکر کنیم و تجدید نظر به بسیاری از نا مدیریتی ها، بد مدیریتی ها، باید به مدیریت دانایی محور روی بیاوریم. باید برای جان تمام انسانها ارزش والا و خردمندانه قائل باشیم.