دخترسوری گفت

که اگر من مردم

به خدا می گویم
که مرا آزردید
پدرم را کشتید
به اسیری بردید
خواهران من را
مادرم گم شده است
خانه ویران شده است
حال من تنهایم
در چنین خون ریزی
به کجا بگریزم
کاش من می مردم
به خدا می گفتم
آفریدی که مرا خوار کنی ؟
در به در زار کنی
مهربان بودی تو
مهربان تر ز پدر
مهربان تر تو
زمادربودی
پس کجا رفت وچه شد

من زتو میخواهم
یاریم کرده زجابرخیزم
وبگویم به دژخیم
به فریادبلند
به خودت غره مشو
هر چه گفتی وشنیدیم
دروغ است دروغ
من زتو می پرسم
کشتن کودک وزن
کشتن پیروجوان
پیروزیست ؟
بغض بگرفته گلوی من را
زخودم می پرسم
داعشی کیست
کجائی ست کجاست؟

اسی ارضی
تقدیم به تمامی ستمدیدگان کره خاک.