دوست داشتن،دلتنگ شدن،تاسف خوردن،اندیشیدن،خاطرات،تلاش کردن،نارحت شدن،شاد شدن و…بخش های از عمر آدمیان به حساب می آیند که در زندگی همه بیش و کم وجود دارند
از گذشته های مان خاطره ها داریم که هیچ کسی نمی‌تواند از ما بگیرد،حال چه تلخ وچه شیرینش.
این لحظه ولحظه های دیگر ما هم میگذرد تا به خاطره هایمان بپیوندد و بعدها تنها چیزی که به ما اختصاص خواهد داشت،امکان مرور آنهاست،مرور روزها و شب هایی که انسانها را مثل خیلی از پدیده‌های عالم به تامل و اندیشیدن و…واداشت.
کرونا،مزاحم خطرناک و وحشی

ورود تحمیلی و نامبارک ویروسی بنام کرونا با آنکه با هیچ شادمانی و خوش آمد گویی همراه نبود،(بگذریم می شد با کمی درایت و کنار گذاشتن خود خواهی ها و تنگ نظری ها ی برخی از ما بهتران، آن را کنترل و مهار کرد تا از قم به سایر نقاط ایران عزیز سرایت نکند و جان عزیزان زیادی را نگیرد!!) اما بیاد آدم ها آورد که ،« گذشته ی بی کرونا»با تمام کاستی ها و تا مهربانی ها یش چه گذشته ی خوبی بود، گذشته ای معطر به عطرنفس کشیدن در هوای بیرون از خانه بدون وحشت مبتلا شدن به ویروس مرگبار کرونا،گذشته ای پر از آغوش کشیدن بدون ترس از مرگ،گذشته ی بوسه های دلنشین بی اضطراب دچار شدن به کرونا و…
به باور این قلم،حضور این ویروس خطرناک،بقول سهراب سپهری،اگر چشم ها بشوییم و طور دیگر ببینیم،به سادگی به ما نشان می دهد،زیستن در گذشته ی بی کرونا چه امتیاز ویژه ای بود،در حالی که بعضی از ما سخت گیر در تزاحم ها،دشمنی ها، فرافکنی ها،خشم ها،نفرت افکنی ها و خودبرتربینی های مان بودیم و مشغول بر شمردن فتوحات و نداشته ها و حتی گله های تکراری وقت و بی وقت .
برخی ها مان تاب تحمل همدیگر و سلیقه ای دیگر در درون همین سرزمین را نداشته و نداریم.
اکنون چند صباحی است با هجوم مغول وار این وحشی خون آشام،دلمان برای یک احوالپرسی،دید و بازدید،جمع حتی خیلی کوچک،حتی برای دیدن عزیزان مان،دیدن پدر،مادر،خواهر،برادر و…یک ذره شده است.
این حسرت باهم بودن را یک موجود موذی نامریی برما تحمیل کرده است و چقدر دشوار و طاقت فرسا می نماید.باید قبول کنیم که تهدیدات و خطرات متنوع و مختلف آنقدر به ما نزدیک هستند که بعضی اوقات حتی اجازه یک عذر خواهی ساده از دیگران را از ما سلب می‌کند،پس بیاییم از هم اکنون و بعد مرگ و نابودی کرونا یک تجدید نظر اساسی در تمام اعمال و رفتارهای بد زندگی فردی،اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و… بکنیم و عاقلانه تر و انسانی تر نسبت به همنوعان خود رفتار کنیم.

بقول سعدی علیه الرحمه:
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کزمحنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

علی کریمی پاشاکی_روزنامه نگار