شیوع بیماری کرونا به همراه بسیاری نارسایی‌ها و کمبودها، باعث شده است تا میزان اعتماد عمومی به دولت ( حاکمیت) دچار چالش و بدگمانی شود.ضربه هایی که به فرآیند اعتماد عمومی در طی سالهای دور و نزدیک وارد شد،توانست بین اقشار مختلف مردم و حاکمیت شکاف ایجاد کند و این شکاف رفته رفته در حال عمیق شدن می باشد که اگر برای جلوگیری از عمیق تر شدن این شکاف چاره اندیشی لازم نشود،می تواند به چالشی جدی برای نظام در دوران پسا کرونا به حساب آید.صد البته این چالش به آن حدی نیست که بتواند موجودیت سیاسی نظام را به مخاطره ی جدی بیاندازد،ولی چالش اجتماعی جدی را به همراه خواهد داشت ‌.

وقتی که ۸۰ درصد مردم ایران خطر بیماری کرونا را جدی می دانند و برخی محدودیت ها در فاصله گذاری فیزیکی و اجتماعی توسط دولت مردان برداشته می شود ‌وقتی که در برخی مناطق به اصطلاح سفید اعلام شده از سوی پارامتر های نه چندان دقیق ستاد مبارزه با کرونا ،مدارس بازگشت می شوند ( ۲۷ اردیبهشت ماه جاری) که از هم اکنون موجبات نگرانی زیادی در جامعه شده است،که چرا برای برداشته شدن برخی محدودیت ها،ستاد مبارزه با کرونا و دولت عجله کرده است و اساساً همین تعجیل در بازگشایی ها هم یکی از چالش های ضربه به اعتماد و همبستگی عمومی تبدیل شده است.
اساساً می توان ادعا کرد،میزان و سمت و سوی نگرانی‌های اقشار مختلف مردم از ابعاد و دامنه‌های شیوع بیماری کرونا شاخص مهمی برای درک تهدید های پیش روی جامعه و نظام و کشور می باشد.
پدیده ی کرونا به سبب نوظهوری،ناشناختگی،خطرآفرینی و جهان گستری اش اغلب روندهای نظرورزی و چاره اندیشی را در باب مسائل اجتماعی،اقتصادی ،سیاسی و فرهنگی به پرسش و چالش کشیده است.
حال و آینده ی جامعه را دیگر نمی توان بر اساس احکام قطعی و رویه های گذشته ی سیاست ورزی فهمید و مدیریت کرد،پس همه‌ی کسانی که به ایران می اندیشند و دغدغه ی حفظ همه ی سرمایه های طبیعی،انسانی،اجتماعی و فرهنگی این سرزمین را دارند،باید با نگاهی نو ، زبانی نو ، با ضرورت ها و نیازهای جدید جامعه و کشور رو به رو شوند.
همه‌ی آنچه پیش روی ماست، تهدید نیست،عرصه هایی برای بازگشایش هم هست. توانایی ها و داشته های جامعه ی ایرانی برای عبور از تنگنا ها و بحران ها کم نیستند ‌. اگر فرصت ها به موقع تشخیص داده شوند و بدرستی مورد استفاده قرار گیرند،می توان افقی نو برای کشور گشود.
جامعه ی ما پیش از کرونا نیز در معرض دو سرنوشت متفاوت قرار داشت؛

۱_ کاهش ظرفیت های تولید اقتصادی و ثروت ملی و افزایش فقر،بیکاری و ناپایداری شغلی و آسیب های متنوع اجتماعی

۲_بروز شکل های جدیدی از همبستگی اجتماعی در قالب کنش های مدنی،سیاسی اصلاح گرایانه و میانه روانه و اقدامات داوطلبانه و نوعدوستانه در حوادث غیر مترقبه و… برای بالا بردن آستانه ی تاب آوری جامعه.

صاحب نظران معتقدند، مسأله اصلی ایران در این وضعیت ،بازسازی اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی بوده و هست. پدیده ی کرونا و خطر شیوع آن نه تنها از اهمیت بازسازی و تقویت اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی نکاسته،بلکه‌ ابعاد و دامنه‌های آن را بیشتر نیز کرده است.
جامعه ی ما باید با بازسازی همبستگی و اعتماد عمومی به شکل واقعی،به نگرانی هایی که در شیوع این بیماری خطرناک افزایش یافته است،مرهمی اساسی باشد،در ضمن حاکمیت در این برهه ی حساس باید تمام تلاش و انرژی خود را معطوف به جلب واقعی اعتماد عمومی مردم به عنوان بزرگترین سرمایه اجتماعی و کم کردن شکاف بین خود و اقشار مختلف مردم نماید تا بتواند از چالش‌ها و انباشته مشکلات موجود در دوران پسا کرونا به سلامت عبور کند.

علی کریمی پاشاکی _روزنامه‌نگار