ارجحیت توسعه ی پایدار بر پیشرفت های موضعی و بخشی

 

مفهوم توسعه از اوسط قرن گذشته و بویژه بعد از جنگ جهانی دوم ،تعاریف بسیار متغیر و وسیعی داشته است. در سالهای اولیه پس از جنگ جهانی دوم این مفهوم را صرفاً به معنای توسعه ی اقتصادی بکار می بردند و نظریه پردازانی مانند،، رستو،، Restore توسعه را فرایندی چند مرحله‌ای ولی صرفاً اقتصادی می دانستند،که این نظریه در عمل از ۱۹۷۰ به بعد نتوانست در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه کاربریخ زیادی داشته باشد. این نظریه به علت عدم توجه به سرمایه اجتماعی و انسان به عنوان محور اساسی توسعه و بویژه ابعاد فرهنگی و اجتماعی توسعه نتوانست موفق باشد.

در ادامه صاحب نظران دریافتند که سیاست،مردم ، فرهنگ و جامعه نه تنها نقش مهمی در توسعه ی اقتصادی ایفا می کنند،بلکه موتور محرک و عناصر حیاتی در درک و ارتقاء توسعه ی پایدار هستند.

براساس این نظریه،تنها مجموعه ها و جوامعی می توانند روند توسعه ی همه جانبه را دنبال کنند و در مسیر درست توسعه قرار گیرند که به روند و پروسه ی توسعه ی اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نگاه متوازن و منطقی داشته باشند.

در این ارتباط قطعأ نظارت منطقی و قانونمند دولت و حاکمیت و مدیریت های سازمانها و مجموعه های مختلف و صدالبته ساختار سازی و آماده کردن بستر های فعالیت های متنوع اقتصادی،اجتماعی ،فرهنگی و…با قوانین ، مقررات و ضوابط روز آمد و پویا، می تواند نهایتاً به شکوفایی سرمایه اجتماعی یا همان نیروی انسانی برای دستیابی به توسعه ی پایدار با به رسمیت شناختن قرارداد های اجتماعی و حقوق بشر و انسانی به این فرآیند بیانجامد. نگاه پلورالیستی و وجود نهادهای مدنی و تشکل های مردم نهاد و باور مندی به اصالت واژه ای بنام ،،شهروند،،خروجی مجموعه ها،ساز مانها و جوامع توسعه مند و توسعه گرا می باشد.

حال باتوجه به روند کار کرد منطقه ی آزاد انزلی از گذشته تا به امروز و احتساب تمام نوسانات ارادی و غیر ارادی، روند مثبت و رو به جلو بوده است و در بحث جامعه پذیری پایدار،این قابلیت عملا با توجه به تلاش های متنوع در شقوق مختلف اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی در فلسفه ی وجودی منطقه ی آزاد انزلی در دوره های مدیریتی مختلف وجود داشته است،حال گاهی روند قوت داشته و گاهی هم بنا غ دلایل مختلف با ضعف ادامه داشته است.

مهم این است که روح کلی فلسفه ی وجودی منطقه ی آزاد انزلی،روح توسعه پذیری،توسعه خواهی و توسعه مندی با باور اهمیث به نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی به عنوان محور اساسی توسعه بوده است.

ندیدن و هیچ انگاشتن و یا محدود و مخدوش کردن این روند ،ضربه ای اساسی به روند توسعه ی منطقه و استان و نهایتاً کشور است.محدودمردن و محصور کردن فعالیت رو به رشد یک سازمان یا مجموعه و یا جامعه ایی که قابلیت و ظرفیت توسعه و گسترش دارد یعنی بیاییم خودمان با دست خودمان کوتوله پروری کنیم و اجازه ندهیم یک مجموعه ی پویا به روند تکوین و تکامل خود به شکل منطقی ادامه دهد.

 

 

فاصله بین نقد و نقادی با عیب جویی،خودخواهی و فرافکنی بسیار است

 

نقد و نقادی و عیب جویی،تمامت خواهی و فرافکنی ،مقوله ها ی جدا از هم هستند.عیب جو و تمامت خواه در صدد تحول و توسعه و پلورالیسم نیست،بلکه همه چیز را برای خودش می خواهد و دیگران در محاسبات وی وجود ندارند و این موضوع به ناهنجاری‌های اجتماعی ختم خواهد شد،ولی نقاد منصف و نقد حکیمانه و منطقی از ویژگی ها و مولفه‌های جوامع فرهیخته و در حال توسعه ی پایدار می باشد.

،،نقد ،،چیزی را گفتن و راه کمال و خوب را نشان دادن با رعایت اخلاق و قانون است. بنابراین،هم رفتارهای فردی و هم کردار های اجتماعی حصول به کمال،به نقد درست و بی شائبه و نیالوده به اغراض شخصی و گروهی نیاز دارد.

صاحب نظران معتقدند،ابن کیش شخصیت و حدیث نفس و مطلق ذهنی برخی افراد است که به ،،نقد واقعی،، وقعی نمی گذارند.

همچنین باید بپذیریم که منتقد و نقاد باید از فضای مخدوش ، پر شبهه و تعصبات گروهی و قومی و… به دور باشد تا داوری و نقدش منصفانه و در چارچوب وجدان،قانون و مبانی اخلاقی باشد. بدیهی است غ بدون احاطه ی لازم و اشرافیت بر مباحث و قضاوت وانتقاد ،بب مایه،خودخواهانه و اسیر تعصبات می شود و اکثریت قریب به اتفاق جامعه به چنین نقدی توجه خاصی نخواهند کرد.

به نظر می‌رسد، با کمال تأسف برخی از مخالفان و منتقدان محترم مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی در زمینه ی گسترش محدوده ی جغرافیایی منطقه ی آزاد انزلی بر پایه ی أصول توسعه ی پایدار و همه جانبه ی استان و کشور نمی باشد.

 

فداکاری برای توسعه ی پایدار گیلان را بلد باشیم

 

استان گیلان به دلیل شرایط خاص اکولوژیکی و زیست محیطی از مناطق بسیار زیبا و در عین حال غنی از لحاظ طبیعی و اکوتوریستی با پیش زمینه ی فرهنگی کهن و روابط اقتصادی و تجاری با ملل مختلف آسیایی و اروپایی می باشد.در ضمن وجود دریا ،کوه جنگل و جلگه در کنار یکدیگر،موقعیت ویژه و منحصر بفرد و استثنائی به این اقلیم بخشیده است.با وجود تمام این پتانسیل ها و ظرفیت های طبیعی و غیرطبیعی،وجود منطقه ی آزاد انزلی که تاکنون در حوزه وسیع کاسپین و حتی دورتر،کم نظیر بوده است،طرفیت ویژه ای است که باید با تمام توان از پتانسیل های نهفته و بسیار فراوان آن ،استان گیلان و کشور با کمیت و کیفیت بالاتر از شرایط کنونی،برخوردار شود.

تصمیم درست دولت و مجلس شورای اسلامی برای گسترش محدوده ی جغرافیایی منطقه ی آزاد تجاری_صنعتی انزلی،عملا چندین کار بزرگ را با هم انجام داده است.اولا ،ظرفیت صنعتی منطقه ی آزاد بطور چشمگیری افزایش یافته است،که این خود در ایجاد اشتغال و تولید ثروت بسیار نقش آفرین است.دوما،با گسترش محدوده ی جغرافیایی منطقه ی آزاد انزلی در شهرستان های ‌مختلف استان گیلان،قطعا در آینده ی نزدیک شاهد گسترش فعالیت‌های اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی خواهیم بود که این روند هم به گسترش عدالت اجتماعی و توسعه ی پایدار استان و کشور کمک شایانی می نماید.

 

 

علی کریمی پاشاکی_ روزنامه‌نگار