اقتصاددان نیستم و در مورد نتایج اقتصادی تحولات بورس نظر کارشناسانه‌ای نمی‌توانم داشته باشم، اما به نظرم به نتایج سیاسی و جامعه‌شناختی صعود و سقوط بورس در ایران هم باید بپردازیم.

در ماه‌های گذشته شاهد جهش بی‌سابقهٔ شاخص بورس در ایران بوده‌ایم. از ابتدای سال ۹۹ بیش از یک‌میلیون و سیصدهزار ایرانی وارد بورس ایران شده‌اند، علاوه بر حدود ۱۳ میلیون ایرانی که خودشان کد معاملات بورسی گرفته‌ بودند بعد از آزادسازی سهام عدالت ۴۶ میلیون و ۱۰۰ هزار ایرانی دیگر کد بورسی گرفته‌اند و مجموع ایرانیانی که کد بورسی دارند از رقم ۶۰ میلیون گذشته‌است. به تعبیر دیگر امروز حدود ۸۰ درصد ایرانیان کد بورسی دارند. سهم بازار سرمایه‌ٔ ایران هم از ۴۰ درصد جی‌دی‌پی به بیش از ۱۵۰ درصد رسیده، بازار سرمایه ایران در یک‌سال گذشته رشد بیش از ۵۰۰ درصدی داشته، ارزش بازار بورس ایران به نسبت سال ۱۳۸۸ بیش از ۱۰۰ برابر شده و از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته و گردش روزانه معاملات بورس ایران که سال قبل از ۲۰۰ میلیارد تومان کمتر بوده امسال از ۱۵۰۰۰ میلیارد تومان بیشتر شده است. آزادسازی سهام عدالت و واگذاری مابقی سهام دولتی در بانک‌های ملت، تجارت و صادرات، بیمه البرز و اتکایی امین در قالب صندوق‌ قابل معامله هم از نشانه‌های عزم دولت برای ادامهٔ صعود بورس ایران است و طرحی در مجلس هم در دست تدوین است که ایرانیانی که سهام عدالت ندارند را هم صاحب سهام عدالت و وارد بورس کند. از طرف دیگر، بعد از آزادسازی سهام عدالت و علی‌رغم فشارهای سهمگین اقتصادی به ده‌ها میلیون ایرانی در وضعیت رکود تورمی و شیوع کرونا، تنها یک میلیون ایرانی تا کنون سهام عدالت‌شان را به فروش گذاشته‌اند و قاعدتا اکثر ده‌ها میلیون ایرانی‌ای که سهامشان را نفروخته‌اند بیش از قبل تحولات بورس را دنبال می‌کنند.

این جهش دفعی و این‌که اکثر ایرانیان از تغییرات بورس منتفع یا متضرر می‌شوند چه تاثیر سیاسی‌ای دارد؟ به نظرم می‌رسد این تغییر مهم احتمالا لااقل سه نتیجهٔ مشروط مهم سیاسی خواهد داشت:

۱- محافظه‌کارتر شدن جامعهٔ ایران در صورت تداوم صعود بورس:

هر تلاطم سیاسی بزرگ (اعم از جنبشی و شورشی) منجر به سقوط/کاهش شاخص بورس می‌شود و لااقل شصت میلیون متضرر خواهد داشت و اگر صعود بورس ادامه پیدا کند، قاعدتا بخش بزرگ‌تری از شهروندان محافظه‌کار و محاسبه‌گر می‌شوند و برای پرهیز از کاهش ارزش سرمایه‌هایشان در بورس از پیوستن به اعتراضات احتمالی خیابانی و دامن زدن به تلاطم سیاسی پرهیز می‌کنند.

۲- شورشی‌تر شدن جامعهٔ ایران در صورت سقوط بورس:

صرف نظر از این‌که جهش بورس حبابی است یا نه، سقوط چشمگیر و دفعی شاخص بورس (به هر دلیلی) مستعد شورشی‌تر کردن جامعهٔ ایران است و چنین سقوطی که ده‌ها میلیون متضرر خواهد داشت می‌تواند به شورش‌های بزرگ‌تر از دی ۹۶ بیانجامد و با توجه به اینکه شعبه‌‌های بورس در اکثر شهرهای ایران ساختمان دارد به تجمعات اعتراضی گسترده در سطح کشور بیانجامد.

۳- تاثیرگذار شدن شعار و برنامه‌های مرتبط با بورس در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰:

اگر صعود بورس ادامه پیدا کند و در ۱۴۰۰ همچنان اکثر ایرانیان در بورس ذی‌نفع باشند، قاعدتا برنامه‌ها و شعارهای مرتبط با بورس در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیرگذارتر می‌شوند و احتمال برآمدن یک تکنوکرات اقتصادی که هم میلیون‌ها سهام‌دار بورس به برنامه‌هایش برای تداوم صعود بورس اعتماد کنند و هم بتواند فشار بین‌المللی و اقتصادی بر ایران را بکاهد افزایش می‌یابد.

هر کدام از این نتایج برای بخشی از نیروهای سیاسی نامطلوب است، مگر این‌که تب بورس بدون جهش یا سقوط بخوابد.

محمدرضا جلائی‌پور