پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶، جمعی از روانپزشکان و رفتار شناسان و نخبگان سیاسی،فرهنگی و هنری آمریکا اعلام کردند، دونالد ترامپ را برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری مناسب نمی دانند. اما روند دمکراسی پایدار در آمریکا حتی اجازه نداد که این هشدارها عملیاتی شود و ترامپ رئیس جمهور آمریکا شد،

 

با همه ی این احوال ، دمکراسی درایالات متحده بار دیگر دونالد ترامپ را در فرآیند انتخابات دوم و حتی با بیش از ۷۰ میلیون رأی مجدد در انتخابات ریاست جمهوری قرار داد وپیروزی شکننده رقیبش جو بایدن وضعیتی در سیاست وخیابان های آمریکا به راه انداخت ،حمله هواداران ترامپ به ساختمان کنگره یکی از نوظهورترین اتفاقات دمکراسی در آمریکاست.

 

جوبایدن رئیس جمهور منتخب توئیت می کند ” امروز یک یادآوری دردناک دارد که دموکراسی شکننده است و برای حفظ آن نیاز به افرادی با حسن نیت است، رهبرانی با شهامت برای ایستادن، کسانی که به دنبال قدرت و منافع شخصی به هر قیمتی نیستند، بلکه برای منافع عمومی هستند.”

 

اگر چه صداقت وشفافیت محصول دمکراسی است اما همین دمکراسی، ترامپی را به ریاست جمهوری می رساند که رکورد ادعا های دروغین در یک روز را می شکند. ستون نویس روزنامه واشنگتن پست، می نویسد” ما به یک رکورد جدید در یک روز رسیده‌ایم و رکورد جدید ترامپ با ۵۰۰ ادعای دروغین در یک روز قبل از بر‌گزاری انتخابات به ثبت رسیده است.”

 

به راستی گناه دمکراسی چیست و چقدر باید آن را ملامت کرد؟ ما می دانیم ‌‎دموکراسی قدسی و‌ بی ایراد نیست و گاهی ترامپی می زاید که هواداران خود را برای حمله به ساختمان دمکراسی(کنگره) ترغیب می کند ولی آیا نسخه ای بهتر برای جایگزینی دمکراسی سراغ دارید؟ دمکراسی هنوزبهترین گزینه موجود است. دمکراسی یک هنجار جهانی است. گرچه ۴۸ درصد مردم جهان به نوعی تحت یکی از انواع دمکراسی ها، زندگی می کنند. اما کمتر از ۶ درصد از آنها از یک حکومت دمکراتیک کامل برخوردارند. یک سوم جمعیت جهان نیز در سایه حکومت های اقتدارگرا به سر می برند.

 

دمکراسی امروز آمریکا اگر به این حال و روز افتاده است اما داده های واحد اطلاعات مجله اکونومیست که به بررسی پیشرفت و پسرفت دموکراسی در جهان، طی دهه گذشته پرداخته است همچنان آمارهای امیدوار کننده ای از اثربخشی حکومت دمکراسی در کشورهای جهان دارد.

 

بر اساس نظم جهانی و حکومت های جاری همه دمکراسی ها کامل نیستند و گاهی شناور وگاهی هم ترکیبی هستند. اما در دل یک دمکراسی کامل نروژ و از دل یک کشوری که کاملا با دمکراسی بیگانه است کره شمالی بیرون می آید.وضعیت روسیه وچین که یک دمکراسی شناور و نیم بند دارند و حکومت دمکراسی کامل در آنجا جاری نیست هم نشان می دهد که ما همچنان جایگزین بهتری برای حکومت دمکراسی در جهان نداریم.

 

سیر سیاسی آمریکا به عنوان یکی از قدیمی ترین دمکراسی های جهان هم در داده های واحد اطلاعات مجله اکونومیست جالب است. این کشور که یک دمکراسی کامل و پیشرفته بود، از سال ۲۰۱۶، مقارن با روی کار آمدن ترامپ به رده دمکراسی های شناور سقوط می کند. با حمله هواداران ترامپ به ساختمان کنگره ؛همه دنیا آسیب های یک دمکراسی شناور را به چشم دیدند اما دمکراسی چه گناهی دارد؟! برخی انتخاب های اخیر در غرب و آمریکا نشان داد که ظهور احزاب دست راستی افراطی و تندروها خطر بزرگی برای دمکراسی و روند دمکراسی خواهی است و معدل دمکراسی جهان را کاهش می دهد.

 

حالا ترامپی که از دل یک دمکراسی کامل،رئیس جمهور ایالات متحده می شود به قول “برنی سندرز” سناتور دمکرات ها به “خطرناک ترین رئیس جمهور آمریکا ” تبدیل می شود. توصیفی که برای صدام در عراق به کار می رفت.این امر نشان می دهد که دمکراسی به مراقبت نیاز دارد قبل از آنکه بشکند.مجلس قوی و دادگاه های مستقل و رسانه های آزاد، نگهبان دمکراسی هستند و از آراء مردم دفاع می کنند. این کار اکنون در آمریکا در حال انجام است و در نهایت اجازه نخواهند داد قامت دمکراسی خم شود.

 

به قلم علی کریمی پاشاکی _روزنامه‌نگار