ظهور مجدد طالبان و پیامدهای وحشتناک آن برای هر انسان آزاداندیش و حتی آنانی که به حداقل های حقوق بشر و حقوق انسانی باور دارند،خیلی خیلی تکان دهنده است.دنیایی که اکثریت مناطق آن در تلاش و تکاپو برای نهادینه کردن و یا احیای رعایت حقوق اولیه انسانها می باشد و حتی معدود کشورها و ممالک عقب مانده و توتالیتر و استبدادزده  هم در تکاپوی احیای حکمرانی مناسب و احیای دمکراسی هستند،سر بر آوردن متحجرترین و خشن ترین و عقب مانده ترین قراعت از دین و آیین و اعتقادات مذهبی و اجتماعی و فرهنگی و حکمرانی، ضایعه ای بسیار اسف‌بار و درد ناک است.
به واقع طالبان، مادر تمام پلشتی ها و بدی ها به نام یک دین و آیین بزرگ و انسان محور بنام اسلام است.طالبان مادر . زاینده ی القاعده ،داعش و تمام تندرو های فاشیست و آنارشیست می باشد. این چنین پدیده ی شومی نمی تواند خوشبختی و سعادت  انسانی را حتی در حداقل ترین فرم خودش به مردم افغانستان هدیه کند،چه برسد شکوفایی و توسعه ی افغانستان.
ظهور مجدد فاشیسم طالبانی،در واقع ترمز مهیبی برای غرب و مرکز و برخی ممالک شرق آسیاست که در مبارزه ی همه جانبه با آن نباید کوچکترین تردیدی به خود راه دهند.با کمال تأسف برخی ‌تحلیل گران و حتی برخی مسئولان و برخی نمایندگان مجلس یازدهم ،نقطه نظراتی در ارتباط با ظهور مجدد طالبان ارایه می کنند که خیلی خطرناک تر و ترسناک تر و تأسف بارتر از خود طالبان می باشد.
به گواه تاریخ معاصر،طالبان  با اعمال خشن‌ترین،بدترین و جنایت بارترین نوع حکمرانی در سالهای اخیر و نه چندان دور در افغانستان،به خوبی نشان داده‌اند که از چه ماهیت ضد انسانی و ضد بشری برخوردارند . از کجا آمده و به کجا خواهند رفت، اما اینکه عده‌ای بانام روزنامه‌نگار،استاد دانشگاه، نماینده مجلس و اقتصاددان و… تحلیل هایی مبنی بر « طالبان خوب» و یا« طالبان تحول پیدا کرده» و… ارائه می دهند،بسیار خطرناک و از زخم و درد ظهور مجدد طالبان کاری تر است.
این بیراهگی و کژراهگی در تحلیل و رفتارها از ظهور طالبان آنقدر سنگین است که ضرورت دارد تا دلسوزان و روشنفکران متعهد به حقوق انسانها و حقوق بشر و سازوکارهای قانونی و دمکراتیک حکمرانی و دغدغه مندان و روزنامه‌نگاران،هنرمندان،نویسندگان و کنشگران سیاسی آن را خیلی جدی بگیرند و پیرامون آن بسیار بنویسند و روشنگری کنند تا این دسته از به اصطلاح مبلغان طالبان خوب !؟باورهای خطرناک شأن به محاق برود.،در غیر اینصورت با عادی انگاری نسبت به چنین باور های خطرناکی و احیانا عادی انگاری قبول فعالیت ضد انسانی طالبان به دمل چرکین وناسوری تبدیل خواهد شد که درمانش ،جان صارمی ها و دیپلمات های دیگر در ابعاد وسیع تر خواهد بود.
همین که طالبان برای رسیدن به قدرت تن به سازوکارهای دمکراتیک و انتخابات آزاد در افغانستان نمی دهد،یعنی این گروه متحجر و عقب مانده و آدم کش و جنایت کار نمی خواهد براساس یک حکمرانی مناسب در افغانستان به قدرت برسد.طالبان هیچ اعتقادی به رأی و نظر مردم ندارد،طالبان چیزی بنام شهروند را به رسمیت نمی شناسد،طالبان رعیت و بنده می خواهد.و نه مردم،شهروند و ملت.
بایستی تاکید شود و به آنانی که به تبلیغاتچی طالبان در ایران تبدیل شده اند،گفت، باور داشته باشند که طالبان در بهترین حالت اقلیتی کوچک از ملت بزرگ افغانستان هستند و این گروه خشن و مرموز بخاطر هراس مردم از خشونت بی حد و مرز شأن در حال خودنمایی و انجام کشت و کشتار در افغانستان هستند.
آندسته از کسانی که معتقدند طالبان  منش و رفتار شأن  را تغییر  داده‌اند باید پرسید که گروهی که تمام موجودیتش به اسلحه و خشونت طلبی و خشونت آفرینی وابسته است آیا می توان در صورت تسلط بر قدرت از او انتظار رفتارهای مدنی داشت؟
طالبان اگر در افغانستان حاکم شوند،ما در ایران نه امنیت خواهیم داشت و نه منافع اقتصادی.اگر داعش و القاعده محصول پشتیبانی های آمریکاست،طالبان مادر و زاینده ی القاعده و داعش می باشد،پس طالبان نیز محصول متحجر و خشونت دستگاه امپریالیسم آمریکا هستند.
چرا باید بین سازوکارهای قانونی و دمکراتیک و حاکمیتی که براساس انتخابات در افغانستان بر سر کار است و مدافع انگاره‌های مدرن در حکمرانی است را اهمیت ندهیم و خدای ناکرده دست دوستی به جنایتکاران طالبانی بدهیم که هم دست شان به خون عزیزان مان آلوده است و هم تاریک اندیش،متحجر،خشونت ورز هستند و این را صرفاً با برخی ملاحظات امنیتی معیوب،نامعلوم و غیر واقعی و تنگ نظرانه توجیه نماییم.

با کمال تأسف عده ای می گویند،مسئله ی زنان افغانستان و نوع حکومتی که افغانها خواهند داشت به ما ربطی ندارد!؟ این‌خام اندیشی و ساده لوحی و در بدبینانه ترین حالت ،آدرس غلط دادن به افکار عمومی می باشد.چگونه کشوری مانند افغانستان که دارای ریشه های فرهنگی،قومی،زبانی و حتی سبک زندگی خیلی نزدیک به ما ایرانیان هستند،نمی توان بر آنان تاثیر گذاشت و یا از آنان تاثیر پذرفت؟!
باید پذیرفت که طالبان،هولناکترین دشمن جامعه مدنی است. طالبان همانند القاعده و داعش برای تمام کشورهای منطقه وحتی در سطح بین‌المللی بسیار خطرناک و سم مهلک می باشد و نباید با هیچ توجیهی از آنان حمایت شود.
به باور این قلم نباید عقلانیت،انسانیت،دین و اعتقادات مردم را قربانی برخی مصلحت های غیر واقعی امنیتی و ناپایدار  کرد.بایستی از مردم افغانستان و سازوکارهای قانونی و دمکراتیک و حکومت قانونی این کشور در برابر تروریست ها و خشونت طلبان طالبان حمایت کرد و از زورگویی،خشونت،اسلحه،آدم کشی و جنایت کاران طالب در افغانستان حمایت نکنیم.یقین داشته باشید فردای تسلط طالبان بر افغانستان،این خشونت طالبانی باز هم عزیزانی همچون صارمی ها و دیپلمات های ما را و ملت ما را نشانه خواهند گرفت،پس هوشمندانه و خردمندانه با ظهور فاشیسم و آنارشیسم طالبانی برخورد و مقابله کنیم.

علی کریمی پاشاکی_ روزنامه‌نگار