زیاده عرضی نیست!

از مهسا امینی و هزاران دختری که سوار ون کردند تا بی حجاب های افتخار آمیز 22 بهمن!

…و دلم سوخت برای آن مادری که دخترش را سوار گشت ارشاد کردند و او جلوی ون را گرفته بود که “تو را خدا نبریدش، دخترم بیمار است”. عصر ایران؛ جعفر محمدی – وقتی رسانه های اصولگرا رادیدم که با چه ذوق و شوقی، تصاویر خانم های بی حجاب – و نه حتی اصطلاحاً بدحجاب – […]

…و دلم سوخت برای آن مادری که دخترش را سوار گشت ارشاد کردند و او جلوی ون را گرفته بود که “تو را خدا نبریدش، دخترم بیمار است”.

عصر ایران؛ جعفر محمدی – وقتی رسانه های اصولگرا رادیدم که با چه ذوق و شوقی، تصاویر خانم های بی حجاب – و نه حتی اصطلاحاً بدحجاب – را در راهپیمایی 22 بهمن منتشر و حتی با آنها مصاحبه می کنند، دلم به حال خانواده جگر سوخته مهسا امینی سوخت که وقتی گشت ارشاد او را گرفت، روسری به سر داشت ؛ و دلم سوخت برای هزاران زن و دختر ایرانی که آنها را به خاطر چند تار مویشان که از روسری بیرون زده بود، به ضرب و زور و تحقیر کنان به سمت ون های سبز می کشیدند و آن بی دفاعان تنها می توانستند از خشم یا ترس یا ترکیبی از این دو، جیغ بکشند ؛ و دلم سوخت برای آن مادری که دخترش را سوار گشت ارشاد کردند و او جلوی ون را گرفته بود که ” تو را خدا نبریدش، دخترم بیمار است”.

ما مردمان دلسوخته ای هستیم که تمام تلاش مان را می کنیم که لااقل، سرزمین مان، زمینِ سوخته نشود.