با ایران و ایرانیان چه می کنید!؟بر سر شاخ نشسته اید و از بن می برید !!/ترامپ ،لیاقت رهایی ملت ایران و دادن آزادی به مردم ایران را ندارد/قطعاً در چهار دهه ی گذشته کارهای بد و نامناسب توسط حاکمیت انجام شده است و قابل اعتراض ، انتقاد و بازخواست ، ولی هم صدا شدن با متجاوز به مام میهن غیر منطقی است….
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار____شرایط امروز جامعه ایران بیش از گذشته به تجدید نظر جدی در روش های حکمرانی و روی آوردن به حکمرانی مناسب و واقعی براساس خواست و مطالبه ی اکثریت جامعه و بدور از تمامیت خواهی و تنگ نظری ها و روی آوردن به شایستگان همچنین همگرایی و وفاق ملی واقعی آحاد ملت و همگرایی نخبگان سیاسی ، اجتماعی و…نیاز مبرم دارد.
بخصوص کسانی که سال های گذشته نه با درک درست از وضعیت جامعه ،عملاً سبب شکل گیری ائتلاف ها و همگرایی های مفید و ضروری شدند و به این ترتیب توانستند با عبرت آموزی از گذشته ، آینده را امیدوارانه رقم بزنند ، هرچند در این راه دچار رنج ها، درد ها ، سختی ها و مرارت های فراوانی شدهاند.
این قلم با تمام ایرادات ، انتقادات و اعتراضاتی که نسبت به برخی روش های نادرست حکمرانی در کشور بخاطر نادیده گرفتن خواست و مطالبه اکثریت جامعه و جولان تقلیل گرایان و تندروها دارم، برای چندمین باره تأکید می کنم ، در درجه اول بایستی حاکمیت در برخی روش های حکمرانی جهت اعمال حکمرانی مناسب ، تجدید نظر جدی انجام دهد و همچنین اصرار دارم تمام فعالان سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی با زمینه سازی های مناسب و منطقی در جهت همگرایی و وفاق واقعی نه مصلحتی و حداقلی ، بلکه حداکثری و عینی ، جامعه و مردم را همچنان برای حفظ اندام وارگی جامعه ایران و دور کردن خطرات بسیار جدی که از جانب برخی دول متخاصم و تمامیت خواه و بویژه دولت ترامپ و رژیم آپارتاید اسرائیل ، که تمامیت ارضی ایران عزیز را بشدت تهدید میکند، همراه و متحدتر از گذشته باشند.
صد البته تأکید می شود ، حاکمیت با رجوع واقعی به مردم ، فاصله و شکاف ایجاد شده را با اعمال سیاست های جذب واقعی حداکثری و آزادی زندانیان سیاسی ، رفع کامل حصر و رفع محدودیت های دشمن شادکن ، اقداماتی را برای ایجاد آرامش بیش از پیش در کشور صورت دهد.
ائتلاف و همراهی با دولت چهاردهم همچنان برای دفاع کیان ایران بسیار ضروری است ، البته این به معنای انتقاد نکردن و اعتراض مدنی انجام ندادن به برخی عملکرد های نادرست نیست.
در این باره نکات زیر قابل توجه است:
۱-چه بخواهیم و چه نخواهیم دولت پزشکیان از همان اول مورد تایید اصلاح طلبان، اعتدالیون واصولگرایان معتدل بود. اگر اعتدالیون و اصولگرایان معتدل جایگاه مناسبی در نظام تصمیم گیری یا به تعبیر دیگر پایی در حاکمیت داشته باشند ، اصلاحات هم که عقبه اجتماعی پرقدرتی را نمایندگی کرد و همین باعث شد تا دکتر پزشکیان به پیروزی برسد.
در حقیقت اصلاحات با درک درست از کنش کاندیداهای گوناگون درسال ۱۴۰۳مطالبات اصلاح طلبی را در دکتر مسعود پزشکیان قوی یافت و نتیجه این انتخاب اصلح را هم پس از پیروزی در انتخابات دید.
دیالکتیک یا اسلوب گزینش جریان اصلاحات و میانهرو ها سبب شد تا دکتر پزشکیان پیروز انتخابات شد.
در انتخابات دولت چهاردهم، روش و تفکر اصلاح طلبان نشان از نوعی پختگی و درک درست از آرایش سیاسی کشور داشت.
خوشبختانه این حمایت در این انتخابات منجر به نتایج خوبی شد.
۲-واقعیت این است حوادث اخیر و سالهای گذشته و تبعات آن برای جریان اصلاح طلبی سنگین بود. حتی برخی معتقد بودند بعید است در آرایش سیاسی کشور در آینده جایی برای این جریان باشد. اما از آنجا که هر تهدیدی اگر خوب مدیریت شود تبدیل به فرصت می شود، اصلاح طلبان توانستند با آنالیز خود درگذشته دوباره به بازی سیاست برگردند.
توفیق آنان از این جهت بود که اینان با لهجه و گویش جدید و تدبیر منطقی وارد بازی شدند و به همین دلیل بود که نوعی سنخیت فکری و گفتمانی با مسعود پزشکیان پیدا کردند.
۳-هنوز سالی از انتخابات ۱۴۰۳نگذشته است وسال هایی بیشتر باقیمانده است. همه ی کنشگران منصف و با تدبیر چه بخواهند و چه نخواهند دریک قایق نشسته اند.
زمزمه جدایی نه باورکردنی است و نه قابل قبول.
ممکن است
عده ای خود این زمزمه را باور کنند ولی مردم یک قایق دیده اند و تفاوتی قائل نیستند.
همچنان که مردم تمامی جناح های نظام راهم این گونه قضاوت می کنند. «همه باهم برای ایران» و « ایران برای تمام ایرانیان »می بایست شعار و هدف همگان باشد. مراقب باشیم «تا بر سر شاخ نشسته ایم از بن نبریم».در این شرایط بسیار سخت ، قطعاً حکمرانی مناسب بنا به دلایل مختلف انجام نشده است که وضعیت زندگی مردم چنین سخت و رنج آور است.
ضرورت دارد تا اصلاحات واقعی در تمام زمینه ها بدون کوچکترین تلف کردن وقت انجام گیرد تا آب رفته به جوی باز گردانده شود.
همچنین ما باید بتوانیم یکدیگر را ببخشیم تا قادر باشیم از عهده ی ساماندهی واقعی امور بر آییم .
سخنی با برخی ایرانیان خارج از کشور که از ترامپ و دولت های متخاصم می خواهید تا به وطن تان حمله کند
با وطنتان چه میکنید؟
با وطن مان چه می کنید ؟
با وطنتان چه میکنید؟
با وطنمان چه میکنید؟ نامتان را به کدام جریانهای پلید و خطرناک ایرانستیز به عاریه دادهاید؟ به کدام پروژهها مشروعیت میبخشید و در کدام بازیها نقش پیادهنظام را بازی میکنید؟ خبر دارید تسهیلگر کدام پروژه کلان راهبردی علیه «ایران» شدهاید؟ میدانید هدایتکنندگان، برگزارکنندگان و حامیان مالی تجمعاتی که در آن شرکت میکنید چه سودایی برای موجودیتی به نام «ایران» در سر میپرورانند؟
میدانید دروغ میگویند که سعادت، توسعه و شکوفایی ایران را میخواهند؟ میدانید در پی فروپاشی ساختار دولت – ملت، ویرانسازی و خنثیسازی کشورتان هستند؟ نوشتههایشان را خواندهاید؟ جلسات استماعشان در کنگره ایالات متحده را دیدهاید؟ گزارشهای اندیشکدههایشان را ورق زدهاید؟ آیا میدانید در سیاستنامههایشان تصریح شده باید ایران را چنان تضعیف کرد که تا نسلها خیالشان از چنین رقیبی راحت شود؟ آیا پیش از اینکه در صفوف طراحیشده آنان قدم بردارید کمی فراتر از شعارها و ادعاهایشان رفتهاید تا از انگیزههای واقعی آنها اطلاع پیدا کنید؟
واقعاً باور کردهاید ناو و ناوشکن آوردهاند تا بعد از جنگ کلید تهران را به دستتان بدهند و محترمانه کنار بروند؟ حاضرید مسئولیت عواقب جنگی را که خواسته یا ناخواسته تسهیلگر آن شدهاید برعهده بگیرید؟ اگر فردا با تضعیف قدرت مرکزی، ایران به جولانگاه گروههای تروریستی تکفیری بدل شود، پاسخگو خواهید بود؟
اگر طالبان از مرزهای شرقی به خراسان چشم بدوزد و جندالله و جیشالعدل و دو جین گروه تروریستی جداییطلب بلوچستانتان را تصاحب کنند، چه خواهید کرد؟ اگر بدخواهان این مرز و بوم به سراغ کُردستان و آذربایجانمان بروند، میخواهید از دل مونیخ و تورنتو و لسآنجس از تمامیت ارضی کشور دفاع کنید؟ واقعاً گمان کردهاید در این منطقه خطرناک و پر آشوب، رقبای تاریخی ایران اجازه خواهند داد میهن جنگزدهتان دوباره – یکپارچه و سربلند – روی پای خود بایستد؟
اگر فردا همسایگان عرب مدعی خوزستان شدند، با وجدانتان چه خواهید کرد؟ اگر نیروهای آمریکایی به بهانه «تأمین امنیت» چاههای نفت را اشغال کردند، همانطور که رئیسجمهور مجنونشان بیپرده میگوید، چه میکنید؟ اگر امارات متحده عربی از خلأ قدرت در ایران بهره برد و جزایر سهگانه را تصرف کند، آسوده خواهید خوابید؟ میهندوستی شما صرفاً در اعتراض به «خلیج» خواندن «خلیج فارس» خلاصه میشود یا در عرصه عمل هم مردم و زن میدان هستید؟
مدعی هستید خیر مردم را میخواهید! اما راستی کجا بودید وقتی دونالد ترامپ از توافق هستهای خارج شد و یکشبه اقتصاد کشور را با «فشار حداکثری» در مسیر فروپاشی قرار داد؟ آن روز برای اعتراض به عهدشکنی و نقض آشکار حقوق ملتتان مقابل کدام سفارتخانه تجمع کردید؟ کجا بودید وقتی لیندسی گراهام – همان که بیشرمانه «عمو لیندسی» خطابش میکنید – توصیه به بمباران زیرساختهای نفتی ایران میکرد؟
کجا بودید وقتی سیاست «فشار حداکثری» که او از معمارانش بود، حتی در اوج کرونا مانع دسترسی ایران به وام اضطراری صندوق بینالمللی پول شد تا امثال او و ایراناینترنشنال بتوانند از تعداد جانباختگان بهرهبرداری سیاسی کنند؟ کجا بودید روزی که «رودی جولیانی» پشت بلندگو رفت و با افتخار گفت «سیاست ما مردم ایران را به فروش کلیههایشان کشانده است»؟ واقعاً منفعت مردم ایران را مدنظر دارید یا شما هم مانند این هیولاهای ایرانستیز میخواهید با فشار اقتصادی و محاصره و جنگ، مردم را از فرط فقر و استیصال و ناامیدی به خیابانها بکشانید؟ به راستی، مردم داخل ایران را «ابزار» میدانید یا «هموطن»؟
چشمهایتان را باز کنید. شجاعانه از این صحنهای که برای کشورمان طراحی کردهاند، خارج شوید. اگر گمان میکنید فردای جنگ، «عمو لیندزی» پاسخ سلام آن شاهزادهٔ بیوطن را خواهد داد، سخت در اشتباهید.
او در خیال خام خود قصد دارد پاداش تضعیف مهمترین رقیب منطقهای اسرائیل را از جانیان تلآویو دریافت کند و سپس، چون کهنهای، او و امثال او را به گوشهای از آمریکا پرتاب کند.
چشمهایتان را باز کنید تا ببینید تمام پروژهٔ سیاسی این جماعت چیزی جز تضعیف مؤلفههای قدرت «ایران» – از انرژی هستهای و توان موشکی گرفته تا سامانهٔ پدافندی، انسجام ملی و کنترل منابع زیرزمینی – نیست، تا خیال خود را تا چند دهه راحت کنند!»
چشمهایتان را باز کنید و از خود بپرسید: به راستی چه بر سر غیرت و غرور ملی آوردهاید؟ گفتمان و فرهنگ سیاسی را به چه چاهی از ابتذال کشاندهاید؟ چه شد آن سنت دیرینه ایرانیان که فارغ از سلایق سیاسی، در برابر هر تجاوز خارجی قد علم میکردند؟ کجا رفت آن «ملیگرایی» که الهامبخش قرنها ادبیات و شعر و سرود بود و طی قرنها، شیرازهٔ ایران را در برابر استعمار، اشغال و نفوذ بیگانگان مصون نگاه داشته بود؟ از کی مخالفت با مداخلهٔ بیگانه «خیانت» شده و همصدایی با طماع خارجی «میهندوستی» نام گرفته است؟
اختلاف سیاسی حق شماست. اعتراض حق شماست. تلاش برای آرمانهایتان حق شماست. اما همصدا شدن با جریانی که ایرانی ضعیف، چندپاره و وابسته میخواهد، حق شما نیست. بازی با سرنوشت یک تمدن است. ما مردم ایران از این تمدن دفاع خواهیم کرد. شما خود ببینید در کدام سمت تاریخ میخواهید بایستید.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0