بابک کاظمی، دکتری سیاست‌گذاری عمومی

بن‌بست دیپلماسی و بحران اقتصادی آزمون سخت دولت چهاردهم

    دولت چهاردهم که با شعار تعامل سازنده و کاهش تنش‌های بین‌المللی روی کار آمد، امروز با بن‌بستی دشوار در سیاست خارجی و بحران‌های فزاینده اقتصادی مواجه شده است. تأکید اخیر رهبری بر عدم مذاکره با ترامپ، راهبرد دیپلماتیک پزشکیان را که بر کاهش فشارهای اقتصادی از طریق تعامل بین‌المللی مبتنی بود، با چالش […]

 

 

دولت چهاردهم که با شعار تعامل سازنده و کاهش تنش‌های بین‌المللی روی کار آمد، امروز با بن‌بستی دشوار در سیاست خارجی و بحران‌های فزاینده اقتصادی مواجه شده است. تأکید اخیر رهبری بر عدم مذاکره با ترامپ، راهبرد دیپلماتیک پزشکیان را که بر کاهش فشارهای اقتصادی از طریق تعامل بین‌المللی مبتنی بود، با چالش جدی مواجه کرده است. در این میان، بازگشت ترامپ به کاخ سفید و مواضع تند او علیه ایران، به‌ویژه حمایت آشکارش از بنیامین نتانیاهو در جریان جنگ غزه و تلاش برای تقویت ائتلاف ضدایرانی در منطقه، فشارها را بیش از پیش افزایش داده است. ترامپ نه‌تنها سیاست فشار حداکثری را احیا کرده، بلکه در حال تشدید تحریم‌ها و اعمال محدودیت‌های جدید بر تجارت خارجی و منابع ارزی ایران است، موضوعی که مستقیماً بر نرخ ارز، تورم و قدرت خرید مردم اثر گذاشته و زمینه‌ساز بحران‌های معیشتی گسترده‌ای شده است. در این شرایط، افزایش افسارگسیخته قیمت دلار و سکه، به همراه ناتوانی دولت در مهار تورم، بهانه‌ای برای حملات گسترده مخالفان داخلی علیه پزشکیان شده است. مخالفان دولت چهاردهم، ناکارآمدی تیم اقتصادی را عامل اصلی این نابسامانی‌ها می‌دانند، اما واقعیت این است که این بحران‌ها تنها محصول تصمیمات داخلی نیست، بلکه ناشی از یک ساختار اقتصادی ناکارآمد، تحریم‌های بین‌المللی و نوسانات ژئوپلیتیکی نیز هست.
با این حال، جامعه ایران که به امید بهبود شرایط اقتصادی به دولت جدید رأی داده بود، اکنون نشانه‌ای از تحقق این وعده‌ها نمی‌بیند و این مسأله، سرمایه اجتماعی دولت را در معرض تهدید قرار داده است. دولت پزشکیان در چنین وضعیتی یا باید با دیپلماسی منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای شرقی، بخشی از فشارها را خنثی کند، یا از طریق اصلاحات اقتصادی داخلی، کنترل نقدینگی و سیاست‌های حمایتی از اقشار آسیب‌پذیر، از شدت بحران بکاهد. تداوم وضعیت کنونی نه‌تنها سرمایه اجتماعی دولت را تضعیف خواهد کرد، بلکه زمینه را برای بی‌ثباتی‌های بیشتر در فضای سیاسی و اقتصادی کشور فراهم می‌کند. در این میان، مخالفان مغرض دولت که به جای ارائه راه‌حل، تمام توان خود را برای تخریب دولت و ناکارآمد جلوه دادن آن به کار گرفته‌اند، باید بدانند که با چوب لای چرخ دولت گذاشتن، هیچ مشکلی از کشور حل نخواهد شد. اقتصاد ایران نیازمند تصمیمات سخت و اصلاحات بنیادین است، نه سنگ‌اندازی‌های جناحی و تخریب‌های بی‌هدف. اگر واقعاً دغدغه ایران را دارید، دست از این حرکات مغرضانه بردارید و اجازه دهید دولت با حمایت ملی و انسجام داخلی، برای عبور از این بحران تلاش کند.
در نهایت، با توجه به شرایط پیچیده و دشوار داخلی و خارجی، بعید می‌دانم که پزشکیان مردم ایران و منافع کشور را فراموش کند. او که همواره بر ضرورت همبستگی و تعامل در سطح داخلی تأکید داشته، در این شرایط حساس باید بر تقویت انسجام ملی و ایجاد یک جبهه متحد و هم‌دل تمرکز کند. بدون تردید، یکی از مهم‌ترین راه‌های نجات کشور در این مقطع، کنار گذاشتن اختلافات جناحی و حمایت همه‌جانبه از دولت مستقر است، چرا که هرگونه تضعیف دولت در شرایط فعلی، تنها به افزایش بحران‌های اقتصادی و اجتماعی منجر خواهد شد. دولت چهاردهم اگر بتواند از ظرفیت‌های داخلی و دیپلماسی منطقه‌ای به درستی بهره بگیرد، همچنان فرصت دارد تا مسیر عبور از بحران را هموار سازد. اما این مهم تنها در صورتی محقق خواهد شد که همه ارکان حاکمیت، جریان‌های سیاسی و مردم، با درک شرایط حساس کشور، به‌جای تضعیف یکدیگر، بر تقویت ثبات و انسجام داخلی متمرکز شوند. آینده ایران در گرو این است که دولت و ملت در کنار یکدیگر قرار گیرند، از اختلافات فرسایشی پرهیز کنند و با همدلی، سیاست‌هایی را در پیش بگیرند که به افزایش تاب‌آوری اقتصادی و عبور از بحران‌های کنونی منجر شود. بدون این اتحاد و حمایت ملی، نه‌تنها دولت پزشکیان، بلکه کلیت کشور در معرض خطرات و نوسانات بیشتری قرار خواهد گرفت.