• افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Wednesday - 21 - February - 2024
  • ساعت :
    خبرنگار گیلانی در بیمارستان نوشت!؟

    رنج نامه ای با طعم تلخ درد!/کاش رنگ زندگیم خاکستری نبود

    زندگی را به رنگ خاکستری میبینم با نقطه هایی از جنس بلور ، کاش رنگ زندگیم خاکستری نبود ، کاش لحظاتی را که سپری میکنم را می‌توانستم راحت بر روی کاغذ بیاورم اما امکان پذیر نیست، درد من درد سخت و سنگینی است که فقط میتونم بگم که تا مغز استخوان می‌رسد. صفیر گیلان/مهتاب ره؛قلم، […]

    زندگی را به رنگ خاکستری میبینم با نقطه هایی از جنس بلور ، کاش رنگ زندگیم خاکستری نبود ، کاش لحظاتی را که سپری میکنم را می‌توانستم راحت بر روی کاغذ بیاورم اما امکان پذیر نیست، درد من درد سخت و سنگینی است که فقط میتونم بگم که تا مغز استخوان می‌رسد.

    صفیر گیلان/مهتاب ره؛قلم، خبر ، تیتر ، سو تیتر ، عنوان خبر، متن خبر، گزارش تصویری ، مصاحبه و…….چه واژه های زیبایی که هر کدام تداعی کننده لحظات ناب خبر نویسی بودند.
    شنیدن خوشی ها و گوش دادن به مشکلات و مسائل هموطنانم و رسیدن به نتایج مطلوب پس از پیگیری مستمر لذتی دارد وصف ناپذیر و کسی که عاشق قلم نباشد نمی‌تواند این لذت را درک کند .و امروز خوشحالم از مرور دوران کاری خبرنگاری، روزهایی که با شادی همشهریان شاد بودم و با غم آنها غمگین
    بهترین لحظاتم وقتی بود که با انعکاس گزارشی توانسته بودم بخشی از مشکلات را بر طرف کنم.
    ۱۷ مرداد روز خبرنگار را پاس میدارم و مفتخر هستم به اینکه با وجود بیماری سخت سرطان توان قلم فرسایی را دارم و از خداوند بزرگ به خاطر این نعمت بزرگ بسیار سپاسگزارم.

    زندگی را به رنگ خاکستری میبینم با نقطه هایی از جنس بلور ، کاش رنگ زندگیم خاکستری نبود ، کاش لحظاتی را که سپری میکنم را می‌توانستم راحت بر روی کاغذ بیاورم اما امکان پذیر نیست، درد من درد سخت و سنگینی است که فقط میتونم بگم که تا مغز استخوان می‌رسد.
    اردیبهشت ۹۹ درگیر بیماری سخت سرطان شدم و تا امروز این مهمان ناخوانده همراه من هست، طی این مدت ۳۹ جلسه ایمن درمانی و شیمی درمانی و ۳۵ جلسه پرتو درمانی داشتم که هر لحظه اش درد آور بود اما خداوند بزرگ را در کنارم احساس می‌کنم .

    ای کاش ورق زندگی ام طور دیگه ای بر می‌گشت و من میتونستم از ظرفیت های موجود تو بهترین شکل استفاده می‌کردم اما…..

    ای کاش همه اینها رویایی بیش نبود و ای کاش…..

    روزهایم خاکستری می‌گذرد و طی ۲۴ ساعت شبانه روز یک لحظه بدون درد ندارم اما نا امید نیستم، نقاط سفیدی را تو پس زمینه رنگ خاکستری زندگی ام احساس میکنم و همه این ها رو لطف خداوند بزرگ و دعای خیر دوستان و همکاران عزیزم میدانم ، دوستان و همکاران همراهی که طی مدت بیماری یه لحظه منو تنها نذاشتن و به شکل های مختلف حالم رو خوب کردند.
    و مهمترین کسی که طی مدت ثانیه ای از من غافل نبود همسر و همراه عزیزم عزیزم بود و خانواده ای که که کنارم بودند ، دختران نازنینم و محمد حسن عزیزم که تنهایم نگذاشتن و سعی کردند امید را در من پر و بال دهند .
    قلمم را دوست دارم و خوشحالم که هنوز توان نوشتن دارم و از خداوند مهربانم میخواهم منو تو این مسیر سخت و دشوار مانند گذشته یاریم کنه و دستانم را محکم تر بگیره و توان مبارزه با این بیماری مهلک رو بده .
    روز خبرنگار رو گرامی میدارم و این روز رو خدمت همه همکاران خوب و پر تلاشم تبریک میگم امیدوارم قلم هاشون در مسیر صداقت، عدالت باشد.

    نوشته های مشابه

    ارسال دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    برو بالا