سازمان تامین اجتماعی تنها یکی از ارکان و صرفاً ایفاگر نقش بیمه ای در نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی است
به دنبال انعکاس مطلبی در پایگاه اطلاع رسانی ناظر خبر گیلان ، اداره کل تامین اجتماعی این استان با انتشار یادداشتی برخی شبهات و انتقادات وارده را پاسخگویی و در جهت آگاهی مخاطبان و تنویر افکار منتشر نمود . روابط عمومی اداره کل تامین اجتماعی گیلان به دنبال انتشار مطلبی تحت عنوان (( آقای […]
روابط عمومی اداره کل تامین اجتماعی گیلان به دنبال انتشار مطلبی تحت عنوان (( آقای مدیرکل ، بیمه پرداز درمان می خواهد ، نه شعار )) در هفته گذشته در پایگاه اطلاع رسانی ناظر خبر ، با هدف تنویر افکار عمومی و ایجاد روشنگری در زمینه برخی ادعاها و مطالب مطروحه در این خبر اقدام به انتشار گزارشی نمود که به شرح ذیل تقدیم بیمه شدگان ، کارفرمایان ، بازنشستگان و مستمری بگیران و عموم شهروندان گرامی می گردد .
نگارنده محترم در مطلع مباحث خود به موضوع افزایش نرخ حق بیمه در شرایط تورمی ، رکود و فشار اقتصادی در کشور و بلند شدن صدای اعتراض جامعه در این راستا اشاره دارد غافل از اینکه نرخ حق بیمه در دهه های گذشته هیچگونه تغییری نداشته و قانون سال ۱۳۵۴ همچنان مبنای عمل در این سازمان است و آنجه از منظر جامعه و ایشان افزایش نرخ حق بیمه قلمداد گردیده در واقع مبلغ حق بیمه است که تامین اجتماعی در آن نقشی نداشته و میزان آن تابعی از دستمزد مبنای پرداخت حق بیمه است که حداقل آن و افزایش ضریب سالانه آن توسط شورایعالی دستمزد که متشکل از نمایندگان دولت ، کارفرما و کارگران است تعیین گردیده و تامین اجتماعی صرفاً مجری مصوبات ابلاغی است .
نکته جالب توجه اینست که در زمان تعیین دستمزد و حقوق ، تمامی ذینفعان و برخی اصحاب رسانه همچون پایگاه مذکور که مدعی مطالبه گری برای خروج مردم از فشارهای اقتصادی و معیشت بهتر هستند دغدغه بیشتر شدن این نرخ را دارند ولی زمانی که قرار است بر مبنای آن حق بیمه پرداخت شود که مسلماً رقم با افزایش همراه خواهد بود موضع گیری متفاوت می گردد .
از سوی دیگر به نظر میرسد ایجاد محدودیت اعمال شده از سوی دولت بابت معافیت سهم کارفرما در برخی مشاغل از جمله روزنامه ها و پایگاههای خبری بر اساس بند (د) ماده ۲۸ برنامه هفتم توسعه و کاهش یافتن تقبل سهم دولت تنها تا حداقل حقوق یکی دیگر از برداشتهای نگارنده بابت افزایش حق بیمه باشد که با توجه به توضیح ارائه شده مبنی بر مفاد صریح برنامه توسعه ، باز هم تامین اجتماعی در آن نقشی ندارد .
در بخشی از این مطلب افزایش حق بیمه ها بدون خدمات واقعی خیانت به بیمه شدگان قلمداد گردیده که این موضوع کاملاً درست است ولی مسئله اینجاست که صحت سنجی و راستی آزمایی خدمات و واقعی بودن آنرا چه کسی و با چه ابزاری انجام میدهد .
آیا بازنشسته ای که در سالجاری رشد مستمری حدوداً ۵۰ درصدی را در دریافتی خود تجربه کرده ، اگر انصاف داشته باشد که فشارهای اقتصادی و تورم را به پای تامین اجتماعی ننویسد منکر این خدمت واقعی برای بهبود معیشت و کرامت بخشیدن به شأن و منزلت خود خواهد بود .
یکی از تاکیدات انجام شده توسط نگارنده مسئله درمان و کیفیت آن است هر چند متاسفانه ایشان فراموش نموده اند که متولی این بخش در استان مدیر درمان است ولی به حکم وظیفه پاسخگویی آیا وجود عائله بزرگ یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفری در استان به مثابه خانواده ای با فرزندان زیاد ، امکان شرایط مطلوب برای همگان را فراهم می نماید آن هم در زمانی که تمامی توان و ظرفیت های بیمارستانی و مراکز درمانی تامین اجتماعی در حال خدمت رسانی بوده و به طور مثال پلی کلینیک تخصصی شماره یک سازمان در رشت ( واقع در میدان فرهنگ ) روزانه بیش از دوهزار نفر را پذیرش نموده و تمامی خدمات ویزیت ، دارو ، آزمایش و … را ارائه مینماید .
اگر به طور متوسط سرانه هزینه درمان هر فرد را تنها ۵۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم در واقع به منزله اینست که تنها در این مرکز درمانی در هر روز یک میلیارد تومان هزینه از جیب کارگر و بازنشسته تحت پوشش خارج نشده و توسط تامین اجتماعی محقق می گردد و اگر این یک خدمت واقعی نیست پس از منظر ایشان تعریف خدمت واقعی چیست ؟
اگر بیمه شده یا بازنشسته ای یک جراجی زانو با پروتز با چند صد میلیون تومان هزینه را به شکل رایگان در بیمارستان تامین اجتماعی انجام میدهد آیا این یک خدمت درمانی واقعی نیست ؟
اگر بیماری مبتلا به سرطان که در معیشت و گذران زندگی خود نیز با مخاطره مواجه است در طی دو سه سال درمان ، معادل رقمی بیش از یک میلیارد تومان خدمات دارویی دریافت مینماید آیا این خدمات واقعی نیست ؟
آیا مقرری بگیر بیمه بیکاری که پس از دریافت اولین مقرری خود به همراه معوقات با جعبه شیرینی به شعبه می آید و اظهار میدارد که به بسیاری از اقوام و مغازه داران محل و صاحبخانه مقروض بوده و همسرش قصد جدایی داشته ولی اکنون با لطف خدا و حمایت تامین اجتماعی با مناعت طبع و عزت نفس با دریافتی از تامین اجتماعی کانون خانواده و کرامتش نزد اطرافیان حفظ شده از کره ای دیگر آمده و از شهروندان این مملکت و از افراد تحت پوشش تامین اجتماعی نیست ؟
آیا زن جوان و بی سرپرستی که با دو فرزند ، همسر جوان خود را در حادثه ای از دست داده و با دریافت مستمری بدون دراز کردن دست در نزد دیگران امور اولیه زندگی خود را میگذراند و یا دختر جوانی که سالها از پدر و مادر بیمار خود پرستاری کرده و اکنون به دنبال هجران آنها به سرای باقی با مستمری دریافتی از قبل پرونده فوتی پدر روزگار میگذراند نیز به مثابه این نگارنده محترم معتقد است که خدمات تامین اجتماعی واقعی و مناسب نیست ؟
بی تردید جوابگویی نیازها و انتظارات خیل مخاطبین این سازمان امری ساده نبوده و تامین اجتماعی هیچگاه ادعای رضایتمندی صد در صدی در بین شرکای اجتماعی نداشته است ولی ای کاش این خبرنگار شاخص و اهل قلم و تفکر و اندیشه به جای ورود به این عرصه ، از فرارهای بیمه ای ، از طلاقهای صوری ، از سوء استفاده های من غیرحق از تعهدات قانونی و حتی قوانین و مصوبات غیر کارشناسی که طی دو دهه اخیر کمر سازمان تامین اجتماعی را خم نموده است می نوشت
نکته شگفت انگیز اینکه در بخشی از این مطلب انتقادی اشاره شده (( تامین اجتماعی گیلان باید پاسخ دهد در برابر دریافتی میلیاردی اش از مردم چه خدماتی ارائه می دهد ؟ )) و عجیب اینکه در همین مطلب از ارائه آمار تعهداتی سازمان که با وصولی های ناشی از حق بیمه انجام میگیرد به آمارهای ویترینی و تبلیغاتی تعبیر گردیده است
تامین اجتماعی گیلان تنها در بخش بیمه ای ( بدون هزینه های درمان ) در خردادماه امسال مبلغ ۳۱۰۰ میلیارد تومان انواع مستمری بازنشستگی ، ازکارافتادگی و بازماندگان و ۸۴ میلیارد تومان مقرری بیمه بیکاری و بیش از ۲۵ میلیارد تومان غرامت و کمک هزینه به بیمه شدگان و بازنشستگان خود پرداخت نموده است و این مهم در حالی است که مبلغ وصول حق بیمه خردادماه تامین اجتماعی گیلان معادل ۱۹۶۰ میلیارد تومان بوده است ولی حتی اجازه نداد که در شرایط جنگی و بحرانی نیز خللی در خدمت رسانی ایجاد شود .
سازمان تامین اجتماعی حتی تقبل ۵۰ درصد بیمه تکمیلی مستمری بگیران را برای بهبود شرایط درمانی و افزایش دریافت خدمات کیفی در سایر مراکز خصوصی و … برعهده گرفته و بابت آن تنها در استان گیلان ماهانه رقمی بیش از ۵۰ میلیارد تومان بابت بیش از ۲۲۰ هزار نفر مشمولین در کنار تعهدات قانونی خود ایفای نقش مینماید .
به نظر میرسد نگارنده محترم بدون اشراف به مفاهیم تامین اجتماعی و ماهیت بیمه ای و مشاع و بین النسلی بودن و نقش محاسبات اکچوئری در تعهدات از مبلغ اندک مستمری و عدم تکافوی زندگی بازنشسته و ناپیدابودن آن در معادله زندگی مستمری بگیران انتقاد مینماید ولی از خود نمی پرسد که رقم مستمری در واقع منشعب از میزان پرداخت حق بیمه هر فرد بوده و در واقع میزان پرداختی در دوران بیمه پردازی اساس مستمری بازنشستگی او را تعیین میکند ( همان حق بیمه ای که نگارنده آنرا زیاد میداند و از آن انتقاد مینماید ) ضمن اینکه تنها در پنج سال اخیر میزان مستمری ها بیش از دویست درصد رشد داشته و فشارهای اقتصادی و تورمی که خود تامین اجتماعی نیز از آن متاثر است سبب گردیده که این اقزایش چشمگیر ملموس و محسوس نباشد .
گزینشی عمل نمودن و اجتناب از حضور خبرنگاران منتقد ایراد وارده دیگر و اینبار بر حوزه روابط عمومی در این مطلب بود البته باید اذعان و اعتراف نمود که عملکرد روابط عمومی اداره کل تامین اجتماعی گیلان زیر سوال است چرا که هنوز نتوانسته ساده ترین مفاهیم و مصادیق این سازمان را حتی در بین فرهیختگان و انسانهای کاوشگر و متفکر و اهل قلم جامعه از قبیل نگارنده این مطلب اطلاع رسانی نموده و آگاهی بخشی نماید ولی از حیث اینکه از گزارش ارائه شده توسط برخی پایگاهها و خبرگزاری ها تعبیر به نشست خبری و محرومیت بخش قابل توجهی از فعالان رسانه گردیده باید اذعان داشت که نشست مذکور در راستای سلسله برنامه های خبری مدیرکل نبوده و به اقتضای شرایط و به شکلی فوق العاده و صرفاً با هدف اطلاع رسانی تداوم خدمات در شرایط روزهای جنگی حاکم بر کشور در مدتی کمتر از دو ساعت برنامه ریزی گردید که مسلماً با وجود تعدد نشریات و رسانه های استان ، دعوت جمعی گسترده به دلایل متعدد امکانپذیر نبوده است .
در پایان با سپاس و قدردانی از تمامی فعالان اصحاب رسانه و به ویژه این نگارنده که در زمره نیک اندیشان صاحب قلم و دغدغه مند برای تعالی جامعه است ، بی تردید دستیابی به سازمانی مترقی و تمام عیار نیازمند بسترهای لازم توسعه ای و حمایتهای اسناد و مقامات بالادستی بوده و در این بین منطقی نمودن انتظارات جامعه در چارچوب تکالیف و ماموریتهای قانونی تامین اجتماعی ( به عنوان یک نهاد بیمه ای در ارکان سه گانه نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی ) و درک متقابل توسط اعضاء این خانواده بزرگ در مقام سهامداران و شرکای اجتماعی توقعی است که به نظر نمیرسد زیاد باشد .


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0