دکتر رضا حیدری نژاد

مدیریت بر مبنای “وظیفه‌” یا “نتیجه‌”

ما موظف به وظیفه هستیم و نتیجه در اختیار خدا است! بعضی مدیران این جمله را بهانه‌ای برای پوشش ضعف و ناتوانی‌شان در دستیابی به نتیجه می‌کنند، تردیدی نیست که در مدیریت بدنبال نتایج اقدامات هستیم و این غیر از نتیجه واقعی الهی است. در دنیای پویای امروز، تأثیر دانش و تکنولوژی سبب شده سازمان‌ها برای […]

ما موظف به وظیفه هستیم و نتیجه در اختیار خدا است!

بعضی مدیران این جمله را بهانه‌ای برای پوشش ضعف و ناتوانی‌شان در دستیابی به نتیجه می‌کنند، تردیدی نیست که در مدیریت بدنبال نتایج اقدامات هستیم و این غیر از نتیجه واقعی الهی است.

در دنیای پویای امروز، تأثیر دانش و تکنولوژی سبب شده سازمان‌ها برای بقا و رشد از مدیریت وظیفه‌گرا که فقط بدنبال رفع تکلیف است فاصله گرفته و با تغییر نگرش به سمت مدیریت نتیجه‌گرا کوچ کنند.

در سازمان‌ها با ساختار وظیفه‌گرا بدلیل اینکه وظایف مستقل نیستند و انجام یکی به دیگری وابستگی دارد کارآیی سازمان کم می‌شود، که این موضوع چالشی جدی برای تحقق اهداف سازمانی می‌باشد.

مدیریت نتیجه‌گرا دارای نظریات و ایده‌های ناب و بکری در مورد پدیده‌ها یا موضوعاتِ سازمان است، آن‌ها در هر اقدامی دارای استراتژی برای رسیدن به نتیجهٔ می‌باشند.

مدیران نتیجه گرا، افرادی با قدرت شخصیتی بالا هستند که از طریق کوشش، پشتکار و صلابت شخصیتی بر روی دیگران تاثیر می‌گذارند، هر چقدر میزان تنوع، گستردگی و پیچیدگی مسائل متنوع‌تر باشد، آن‌ها نیز مهارت بیشتری برای مواجهه با مسائلِ بعدی پیدا می‌کنند.

نکته: در مدیریت مجموعه‌ای از وظایف مشخص شده است تا عمل به آن‌ها منجر به نتیجه گردد، یک مدیر نمی‌تواند با ناکارآمدی و سوءمدیریت، سرمایه کشور را هدر بدهد، سپس بگوید من وظیفه‌ام را انجام دادم نتیجه دست خداست…!