همبستگی مدنی و میهن پرستی مردم، محصول درک شرایط زیست بوم در تجاوز بیگانگان به میهن بود/همبستگی ملی، نیازمند بوجود آمدن شرایطی که حاکمیت باید برای ایجاد آن بسیار بکوشد
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تأکید کنم که همبستگی ملی مردم نیازمند ایجاد شرایط برای مشارکت واقعی تمام مردم در حق تعیین سرنوشت شان می باشد که بایستی از سوی حاکمیت بوجود آید و جامعه برای در انداختن طرحی نو و کیفی از حاکمیت خرد جمعی و عقل تکثرگرا را به کرسی بصورت واقعی بنشاند.
این چنین همبستگی ملی چون ریشه در خاک تحولات تاثیرگذار اجتماعی ، سیاسی و… دارد ، آنچنان در تمام روندهای حکمرانی مناسب جای پا می گذارد که خود به خود تندروی و تمامیت خواهی ، رانت جویی و تبعیض از آن جامعه رخت خواهد بست و طبیعتاً دشمنان چنین جامعهای ، عملا دیگر وجود خارجی مؤثری نخواهند داشت.
و اما …
آنچه مردم در روزهای آتشین جنگ ۱۲ روزه رژیم آپارتاید اسرائیل با همراهی امپریالیسم آمریکا علیه ایران از خود نشان دادند، همبستگی مدنی و در واقع میهن پرستی بود نه همبستگی ملی.
بیهوده نباید مفاهیم ناسیونالیستی را بر آن بار کرد و راه به بیراهه برد و هم تحلیل غلط داد و هم بر اساس آن تحلیل های نادرست، تصمیم سازی و تصمیم گیری کرد. حمایتهایی که مردم به طور داوطلبانه از همدیگر کردند، استقبال از مسافران اجباری از شرایط جنگی برخی مناطق کشور به شهرها، خدمات رسانی صنوف مختلف به مردم، همه مصادیق همبستگی مدنی و میهن و هم میهن پرستی بود. این نوع همبستگی یعنی همبستگی مدنی و میهن دوستی در مواقع بروز مخاطرات طبیعی اعم از سیل ، زلزله ، آتش سوزی و… همیشه در تمام ملت ها و از جمله ملت ایران کم سابقه نیست ، تعبیر این همبستگی به همبستگی ملی ، تعبیر منطقی و همه جانبه نیست و می تواند برای چندمین بار حاکمان را به اشتباه رهنمون کند.
این تصور که روح ملی ایرانی بیدار شده، شاید مدیران جامعه و تصمیم سازان و تصمیم گیران را به خطا اندازد از جمله سیاستگذاران و تصمیمگیران سیاسی را.
رژیم آپارتاید اسرائیل ، امپریالیسم آمریکا و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی ، خیال کردند به محض عملیات غافلگیر کننده ی جنگی و بمباران و ترور فرماندهان ارشد نظامی، مردم گروه گروه در خیابانها ظاهر خواهند شد تا نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند.
اما مردم نشان دادند برای تأمین مطالباتشان، دیگر از مسیر هیچ فاجعهای زیانبار و غیر قابل جبران یعنی تلاش برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و زیر میز زدن به هر قیمتی!!! و تجارب تلخ گذشته را تکرار و عبور نخواهند کرد.
مردم ایران در این رابطه به جای همراهی با متجاوز، آغوششان را به روی همدیگر گشودند و تلاش کردند هر چه میتوانند برای کاستن از آلام یکدیگر انجام دهند، البته بغیر از معدودی سودجو، تمامیت خواه و در واقع دشمن مردم خود!!.
چیزی مشابه با آنچه در حوادث زلزله، سیل ، آتش سوزی و سایر بلایای طبیعی و غیرطبیعی انجام میدادند، از خود بروز دادند.
دشمنان متنوع ، رژیم آپارتاید اسرائیل و امپریالیسم آمریکا نمیدانستند نوعی سرمایه معطوف به خلق همبستگی مدنی و میهن دوستی و درک هم نوع ،در فرهنگ و مخیله مردم ایجاد شده که در هنگام حوادث مختلف طبیعی و غیرطبیعی ظهور میکند.
این سرمایه یعنی سرمایه معطوف به خلق همبستگی مدنی و میهن پرستی، عقلانیتی خلاق میان مردم برای چند دهمین بار به وجود آورده است.
اتفاقی که رژیم آپارتاید اسرائیل و سایر دشمنان انتظار داشتند، یعنی همراهی مردم برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران رخ نداد.
این اتفاق همبستگی مدنی و میهن پرستی بود نه همبستگی ملی….
…اما معلوم نبود از کجا کسانی از راه رسیدند و فوراً آنچه را میدیدند همبستگی ملی خواندند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی پر شد از مفاهیم ملی.
تا جایی که یک نوحه خوان شناخته شده، سرود ملی خواند و مردم همراه او سینه زنی کردند.
باید تأکید کنم ،همبستگی مدنی و میهن دوستی مردم حاصل یک هیجان صرف در نتیجه بروز جنگ نبود. حاصل تجربههای عمیق طی دهههای گذشته بود. مردم به تدریج به این نتیجه رسیدهاند که در نهایت خودشان پناهگاه همدیگرند. تنها با پناه آوردن به همدیگر میتوانند از زلزلهها و تکانه های شدید عرصه سیاست مصونیت پیدا کنند.
لازم است متذکر شوم که همبستگی مدنی در صورت توجه حاکمان به تجدیدنظر در برخی سیاست ها و شیوههای غلط سابق میتواند همبستگی ملی را خلق کند.
کدام بازیگر سیاسی است که بتواند عامل و سببساز این خلق و ابداع باشد؟
نظام مستقر( جمهوری اسلامی)از همه بیشتر این شانس را دارد, به شرطی که به ملزومات آن تن در دهد.خلق همبستگی ملی حاصل تحولات مهمی در تجدیدنظر در اعمال برخی سیاست های نادرست و تقلیل گرایانه در دهههای گذشته است.
پیشترها مردم ذیل یک دستگاه ایدئولوژیک و انقلابی با نظام مستقر( جمهوری اسلامی) همبسته بودند.
اینک که همبستگی مدنی میان مردم برقرار شده است بدون وساطت نظام مستقر.
اصول و مبادی این همبستگی مدنی با اصول و مبادی ساختار مسلط سیاسی حاکم توسط جمهوری اسلامی ایران سازگاری ندارد.
نظام جمهوری اسلامی ایران تنها به شرطی میتواند با همبستگی مدنی میان مردم نسبت برقرار کند، که در وهله اول این وضعیت را به رسمیت بشناسد. از منطق «همه با من» دست بردارد. عمر این منطق به پایان رسیده است. ما با دو «من» مواجهیم. یکی «من» با واسطه نظام سیاسی که اقلیتی از مردم ایران را شامل میشود و «من» بدون واسطه نظام سیاسی که اکثریت مردم ایران را شامل می شود. یکی خصلت عمودی یا امر و فرمانبرداری دارد دیگری افقی و مبتنی بر حضور و مشارکت واقعی مردم در حق تعیین سرنوشت خود از طریق انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی است.
«من» با سازوکار عمودی باید با «من» در سازوکار افقی رویارو شود و قراردادی تازه منعقد کند.
آنگاه آنچه امروز صرفاً مدنی است قدرت و وجاهت ملی و سیاسی هم پیدا میکند.
میان این دو «من» ، تقدم و تاخر زمانی وجود دارد. نظامهای متفاوت آگاهی و الگوهای ناسازوار و ناسازگار عملی میان این دو، کار را دشوار میکند.
ذهنهای قدرتمند، شجاعتهای نظری، و توانمندیهای عدیده عملی لازم است تا این دو با یکدیگر بسازند و بستری تازه برای همزیستی سیاسی در ایران بیافرینند. شاید در این بستر الگویی تازه و معنادار از همبستگی ملی خلق شود.
بی تردید یکی از ملزومات عبور از پیچ خطرناکی کنونی که در آن قرار داریم ، همین پیوند و عقد قرارداد جدید بین «من » ها است که اشاره شد. بایستی نظام مستقر به شکل واقعی و همه جانبه به سوی مردم بازگردد و حق واقعی آنان را در تعیین سرنوشت خود بصورت منطقی و همه جانبه به رسمیت بشناسد.
اگر حاکمیت چنین کند ، خود بخود بسیاری از موانع و مشکلات داخلی و بین المللی برطرف خواهد شد .
ایام عزت ایرانیان مستدام باد


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0