✍️حاج‌صادق قربانعلیزاده

وقتی مرگ ابزار ایدئولوژی می‌شود

  از صدام حسین تا بن‌لادن، از افراط‌گرایان مذهبی تا دیکتاتورهای سکولار، یک نقطه اشتراک پررنگ دارند: بی‌ارزش شمردن جان انسان. در نقطه مقابل، دنیای مدرن با همه تناقض‌هایش، بر کرامت زندگی انسانی تأکید می‌کند. این تضاد، ریشه بسیاری از بحران‌های جهان امروز است. آیت‌الله محمدباقر صدر، اندیشمند برجسته شیعه، سال‌ها پیش در واپسین روزهای […]

 

از صدام حسین تا بن‌لادن، از افراط‌گرایان مذهبی تا دیکتاتورهای سکولار، یک نقطه اشتراک پررنگ دارند: بی‌ارزش شمردن جان انسان. در نقطه مقابل، دنیای مدرن با همه تناقض‌هایش، بر کرامت زندگی انسانی تأکید می‌کند. این تضاد، ریشه بسیاری از بحران‌های جهان امروز است.
آیت‌الله محمدباقر صدر، اندیشمند برجسته شیعه، سال‌ها پیش در واپسین روزهای عمرش جمله‌ای گفت که هنوز در حافظه تاریخی منطقه زنده است: «من با مرگ آشنا هستم، اما مرگ با من بیگانه است.» این جمله فقط یک اعلام موضع شخصی نبود؛ بلکه بازتابی عمیق از نگاه خاصی به مرگ در دل برخی ایدئولوژی‌هاست.

در جریان‌های افراط‌گرا، زندگی نه به عنوان عرصه‌ای برای شکوفایی، بلکه پلی برای رسیدن به مرگی «با معنا» معرفی می‌شود. در چنین نگاهی، خودِ حیات ارزش ذاتی ندارد؛ ارزش، در نوع مرگ است — به‌ویژه اگر با خون و انفجار همراه باشد.

اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده، این ذهنیت را به‌روشنی بیان کرده بود: «ما عاشق مرگیم، آمریکا عاشق زندگی است. این است تفاوت بین ما دو تا.» هیچ عبارتی بهتر از این نمی‌تواند تقابل میان بنیادگرایی مذهبی و جهان مدرن را توصیف کند.

صدام حسین، دیکتاتور سکولار عراق نیز با همین منطق وارد جنگ با آمریکا شد. او با اطمینان می‌گفت: «ما می‌توانیم صد هزار کشته بدهیم و کک‌مان هم نگزد، اما آمریکایی‌ها حتی تحمل صد کشته را ندارند و عقب‌نشینی می‌کنند.» این نگاه به جنگ، نه بر مبنای برتری نظامی یا اخلاقی، بلکه بر بی‌ارزشی جان انسان استوار بود.

تروریست‌ها و دیکتاتورها، گرچه ممکن است از نظر ایدئولوژیک تفاوت‌هایی داشته باشند، اما در یک چیز مشترک‌اند: استفاده ابزاری از مرگ انسان‌ها. برای آن‌ها، کشته‌شدن دیگران یک ابزار تبلیغاتی، سیاسی یا روانی است.

اما در سوی دیگر، جهان مدرن با همه چالش‌ها و دوگانگی‌هایش، بر ارزش زندگی انسانی تأکید دارد. این نگاه شاید گاه باعث تردید در تصمیم‌گیری یا عقب‌نشینی از میدان شود، اما نشان بلوغ تمدنی است، نه ضعف.