دشمن فقط امپریالیسم آمریکا نیست، دشمن خرافه پرستی، تندروی، کندروی و حکمرانی نا مناسب است

وقتی که ملک و ملت گروگان مدعیان پر ادعا و کم محتوا می شود/حکمرانی مناسب، با عقلانیت، خردمندی ممکن است

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که ایران هم اکنون با دشمنان بی‌رحم و جنایتکار خارجی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و همچنین برخی عوامل نفوذی سرویس های جاسوسی کشورهای متخاصم و برخی مدعیان تندرو داخلی که با اقدامات افراطی و احساسی که بدون قصد و اقدامات برنامه‌ریزی شده، […]

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که ایران هم اکنون با دشمنان بی‌رحم و جنایتکار خارجی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و همچنین برخی عوامل نفوذی سرویس های جاسوسی کشورهای متخاصم و برخی مدعیان تندرو داخلی که با اقدامات افراطی و احساسی که بدون قصد و اقدامات برنامه‌ریزی شده، عملاً در زمین دشمنان خارجی و به نفع آنان بازی می کنند.
این موضوع که برخی مدعیان در حال خرابکاری برای شعله ور شدن جنگ نظامی و جنگ و محاصره دریایی علیه ایران هستند، دارد برای برخی مسئولان و حتی قشر های مختلف مردم در حال مشخص شدن است و همین بحث،تندروها را وادار کرده تا با جوسازی های مختلف، مدیران عالیرتبه کشور را درگیر مباحث غیر راهبردی و حاشیه ای کنند.

یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای حکمرانی، تنها دشمن خارجی نیست؛ بلکه زمانی است که خرافه، ادعاهای اثبات‌نشده و برداشت‌ های شخصی از اعتقادات دینی وارد فرآیند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی عمومی شود.
مسئله، ایمان و معنویت نیست؛ مسئله آنجاست که «ادعا» جای «دلیل»، «تکلیف شخصی» جای «منافع ملی» و «قطعیت مقدس» جای عقلانیت، تخصص و پاسخگویی بنشیند.
هیچ فرد یا گروهی نباید صرفاً با ادعای ارتباط غیبی، مأموریت آخرالزمانی یا با ادعای برخورداری از حقیقت مطلق، برای سرنوشت میلیون‌ها انسان تصمیم بگیرد.
کشور با قانون، دانش، تجربه، عقل جمعی، ارزیابی پیامدها و اراده مردم اداره می‌شود؛ نه با خواب، مکاشفه و روایت‌های غیرقابل راستی‌آزمایی.
خطر بزرگ‌تر زمانی آشکار می‌ شود که جنگ، فقر، بیکاری ، گرانی های لجام‌گسیخته،تحریم، مهاجرت نخبگان و ویرانی به عنوان «هزینه مقدس» یا مقدمه‌ای مطلوب برای آینده‌ای موعود توجیه شود.
مهدویت و انتظار، چون مبنای اخلاقی دارد، باید انسان را به عدالت، کرامت، اخلاق ، نوعدوستی و صلح نزدیک کند؛ نه اینکه برای خشونت ورزی ، نفرت افکنی و ویرانی، قداست بسازد.
از سوی دیگر، دشمن خارجی نباید بهانه‌ای برای تعطیل‌ کردن عقل، تدبیر داخلی و حکمرانی مناسب باشد. نفوذ و خیانت باید با سند، شواهد و سازوکار قانونی اثبات شود، نه با شایعه، جوسازی و برچسب‌زنی.
حذف منتقدان و مصون‌کردن مدعیان تندرو از پاسخگویی، هر دو به تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش خطای راهبردی منجر می‌شوند.

الزامات حکمرانی مناسب و عقلانی

ــ هیچ ادعای غیرواقعی و شعاری نباید مبنای تصمیم عمومی قرار گیرد.
ــ تصمیم‌های کلان باید دارای پیوست کارشناسی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و امنیتی باشند.

ــ تصمیم‌گیران و تصمیم سازان باید در برابر نتایج تصمیمات خود پاسخگو باشند.
ــ نهادهای نظارتی و کارشناسی باید از فشارهای جناحی مصون باشند.
ــ رسانه، دانشگاه و نهادهای مدنی باید امکان پرسشگری و هشدار داشته باشند.
ــ میان ایمان دینی و ادعاهای شخصی مدعیان مرزبندی روشن ایجاد شود.
ــ سیاست خارجی بر پایه منافع ملی، عزت، حکمت، مصلحت، عقلانیت و کاهش هزینه‌های کشور تنظیم شود.
ــ هیچ اقلیتی نباید با استفاده از منابع عمومی، قرائت خود را بر اکثریت تحمیل کند.

ــ موفقیت هر سیاست باید با نتیجه واقعی آن در زندگی مردم سنجیده شود، نه با شدت شعارها و ادعاها.
علی ایحال،ایران برای عبور از بحران های پیش رو ،بیش از هر چیز به عقلانیت، خردمندی، اصلاح‌پذیری، گفت‌وگو، تخصص، قانون و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد.
مهدویت را نمی‌توان با ادعا نمایندگی کرد؛ می‌توان با اعمال صالح،عدالت، اخلاق، راستگویی و دفاع از کرامت انسان به ارزش‌های آن نزدیک شد.
سرنوشت ایران نیز نباید در اختیار مدعیان حقیقت مطلق و واقعیت های موجود در تمام حوزه‌ها باشد نه برخی مدعیان تندرو و خانه خراب کن؛ بلکه باید بر پایه قانون، عقل جمعی، خردمندی،دانش، نهادهای پاسخگو و اراده آگاهانه مردم رقم بخورد.
کشور را باید با راهبرد
واقع بینانه اداره کرد، نه با شعار و ادعاهای غیر واقعی، خرافه گونه .
بایستی ایران را با احساس مسئولیت و تعلق خاطر به مام میهن و تمام ایرانیان اداره و مدیریت کرد، نه با ادعا، شعار های غیر واقعی.
همچنین باید تلاش گسترده صورت گیرد تا امید به عدالت و زندگی شرافتمندانه برای ایرانیان مهیا شود.