به استقبال همبستگی ملی واقعی و سخنی با تمامیت خواهان و تقلیل گرایان ؛

اقلیت تمامیت خواه ،بایستی از شیوه ی « همه با من» دست بر دارد و به اسلوب «همه با هم» روی بیاورد/سفارشات رهبری و دغدغه های دلسوزان ملک و ملت را برای تقویت همبستگی ملی، جدی تر گرفته شود

شنیدن سخنان همه سلایق و تفکرات سیاسی ضد خشونت ورزی و ضد نفرت افکنی باعث همگرایی ملی خواهد شد/چرا زنان فداکار این سرزمین نباید در مدیریت ،تصمیم سازی ها ، تصمیم گیری ها و اجرای آنها به اندازه لیاقت، دانایی ، توانایی و تعداد شان سهیم باشند ؟

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام لازم میدانم برای هزارمین بار تأکید کنم که ایران برای تمام ایرانیان است و به هیچ جناح، گروه و دسته سیاسی خاصی تعلق ندارد.
همچنین همبستگی و انسجام ملی واقعی هم با تئوری نخ نما شده ی « همه با من» ایجاد و تقویت نمی شود ، بلکه با روند منطقی و عقلانی « همه ملت با هم» با تمام علایق و سلایق سیاسی ، فکری و فرهنگی، قومی ، نژادی و زبانی در چارچوب ایران سرافراز و تقویت همزیستی مسالمت آمیز بین اقوام ، نژادها، زبانهای متنوع و مختلف در درون ایران شدنی و دست یافتنی می باشد به شرط آنکه بصورت واقعی و بدون تبعیض و تمامیت خواهی تمام فرصت های برابر از نظر زندگی شرافتمندانه ، مدیریت ،کار و اشتغال و برخورداری از منابع و منافع ملی بین تمام ایرانیان فراهم شود.

مشارکت بیشتر زنان در تمام حوزه‌های مهم ایران زمین از نان شب واجب تر است

چرا نباید زنان سرافراز ، فداکار ، با لیاقت و توانمند این سرزمین در مدیریت ، تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و اجرای آنها به اندازه توانایی ، دانایی ، شجاعت ، فداکاری و تعداد و توانمندی شان سهیم و شریک باشند ؟
تا چه زمانی ایران عزیز بایستی از حدود نیمی از جمعیت توانمند خود یعنی زنان تقریباً بی بهره باشد؟
زنان ایرانی تاکنون تقریباً در تمام پست های مدیریتی ، تصمیم سازی و تصمیم گیری
تقریباً در تمام حوزه‌های بکار گرفته شده ، موفق تر از مردان بوده‌اند و نشان داده آمد که نه تنها از مردان ضعیف تر نیستند که به مراتب قوی تر، توانمند تر و حتی پاکدست تر نیز می باشند.
البته در دولت چهاردهم رئیس جمهور پزشکیان اقدامات خوبی صورت گرفته است ولی به هیچ عنوان کافی نیست.
برای نمونه دکتر حق شناس ، استاندار فرهیخته گیلان در فراهم آوردن شرایط برای بکارگیری زنان در مدیریت اجرایی استان کارهای بسیار ارزشمندی انجام داده است که خوشبختانه تمام مدیران زن بکارگرفته شده ، کارنامه ی قابل قبولی را در یکسال اخیر در فرمانداری ها،بخشداری ها و مدیریت ستادی دارند ، ولی ضرورت دارد تا بیش از این از توانمندی بانوان در تمام زمینه ها استفاده جدی در حوزه‌های مدیریتی و تصمیم گیری و تصمیم سازی انجام شود.
همه ی ما می دانیم ایران دارای قابلیت ها و پتانسیل های عظیم در حوزه‌های مختلف فرهنگی ، هنری، علمی ، اقتصادی و اجتماعی است و می توانیم از تمام این فرصت ها، پتانسیل ها و ظرفیت های عظیم با استفاده بهینه از مقوله ی مهم بهره‌وری واقعی از نیروی انسانی در تمام زمینه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری و… بهترین خروجی و رضایتمندی را در کشور و زیست شرافتمندانه را برای همه ی ایرانیان فراهم نماییم .
اینکه برای اجرای کنسرت های موسیقی قانونی و دارای هنجارهای قشنگ اجتماعی موانع ایجاد شود و سنگ اندازی های غیر قانونی و غیر واقعی صورت گیرد و این سنگ اندازی ها باعث شود تا از اشعار فاخر بزرگانی چون حافظ، سعدی، خیام،مولوی، رودکی و…و موسیقی در محتوای اصیل ایرانی ، ایرانیان در داخل کشور محروم شوند و بخشی از هموطنان برای تماشای کنسرت های موسیقی ایرانی به کشورهای ترکیه و امارات متحده عربی و… بروند، هم سرمایه و ارز از کشور خارج می‌شود و هم نارضایتی اجتماعی و…از این نوع برخوردها افزایش می یابد، آیا این میزان کارشکنی و ناراضی تراشی با ایجاد و تقویت انسجام و همبستگی ملی منافات ندارد ؟!.

در زمینه های دیگر هم اوضاع خیلی بهتر از این روند ناراضی تراشی نیست.
پس برای عبور ایران از این شرایط بسیار سخت و پیچ تاریخی و خطرناک کنونی کاری کنیم تا ایرانیان همانند جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ،
برای « همه با هم بودن» انگیزه های بالاتری داشته باشند.
بایستی دست از سیاست ویرانگر حذف که همبستگی و انسجام ملی را نشانه رفته برداریم و به تمام ایرانیان که در تجاوز اخیر امپریالیسم آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل به کشور ، همه با هم شدند و از کیان ایران حفاظت کردند بها بدهیم و فرصت ها را برای همه‌ی دلسوزان ملک و ملت فراهم نماییم و از تنگ نظری های جناحی و سیاسی،جنسیتی ، خودی و غیر خودی و…دست بکشیم و کار و تلاش واقعی و بدون تبعیض و محدودیت و محرومیت برای تمام ایرانیان را فقط برای سرافرازی ایران انجام دهیم و نه برای حزب و جناح و گروه های سیاسی و عقیدتی وابسته به خودمان!؟.

همچنین در این شرایط بسیار سخت که ایران عزیز با آن در اثر توسعه طلبی امپریالیسم آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی بر علیه ملک و ملت در حال رسیدن به تصمیمات بسیار خطرناک و هزینه زا هستند ، ایجاد تفرقه ، چند دستگی و افزایش فاصله مردم با حاکمیت توسط برخی تندروها و تمامیت خواهان و… همانند سمی کشنده و تخریب کننده ی همبستگی مدنی و ملی بوجود آمده در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه می باشد.
اصولگرایان ( به غیر از نحله تندروها و پایدارچی ها)، اصلاح طلبان ، میانه‌رو ، اعتدال گرایان ، ملی‌گرایان و…. بایستی درکی همه جانبه و درست از شرایط عینی و ذهنی حاضر در سطح داخلی و بین‌المللی داشته باشند و براساس تأمین منافع ملی تمام اعمال ، رفتار و سخنان خود را تنظیم کنند.
تداوم همگرایی و هم افزایی واقعی ایرانیان و بسط و گسترش آن در تمام ابعاد جامعه و دوری از سیاست حذف نیروهای انسانی موجود در کشور در شرایط کنونی از نان شب هم واجب‌تر است.

مولفه های همبستگی و وفاق ملی حداکثری را رعایت کنیم

همبستگی ملی و مدنی و وفاق ملی مردم نیازمند ایجاد شرایط برای مشارکت واقعی تمام مردم در حق تعیین سرنوشت شان می باشد که بایستی از سوی حاکمیت بوجود آید و جامعه برای در انداختن طرحی نو و کیفی از حاکمیت خرد جمعی و عقل تکثرگرا را به کرسی بصورت واقعی بنشاند.این چنین همبستگی ملی چون ریشه در خاک تحولات تاثیرگذار اجتماعی ، سیاسی و… دارد ، آنچنان در تمام روندهای حکمرانی ‌مناسب جای پا می گذارد که خود به خود، تندروی و تمامیت خواهی ، رانت جویی و تبعیض، از آن جامعه رخت خواهد بست و طبیعتاً دشمنان چنین جامعه‌ای ، عملا دیگر وجود خارجی مؤثری نخواهند داشت.

آنچه مردم در روزهای آتشین جنگ ۱۲ روزه رژیم آپارتاید اسرائیل با همراهی امپریالیسم آمریکا، علیه ایران از خود نشان دادند، هم همبستگی مدنی و ملی در واقع میهن پرستی بود.
ولی بیهوده نباید مفاهیم ناسیونالیستی را بر آن بار کنیم و راه به بیراهه ببریم و هم تحلیل غلط بدهیم و هم بر اساس آن تحلیل های نادرست، تصمیم سازی و تصمیم گیری کنیم. حمایت‌هایی که مردم به طور داوطلبانه از همدیگر کردند، استقبال از مسافران اجباری از شرایط جنگی برخی مناطق کشور به شهرها، خدمات رسانی صنوف مختلف به مردم، همه مصادیق همبستگی مدنی و میهن دوستی و میهن پرستی بود. این نوع همبستگی یعنی همبستگی مدنی و میهن دوستی در مواقع بروز مخاطرات طبیعی اعم از سیل ، زلزله ، آتش سوزی و… همیشه در تمام ملت ها و از جمله ملت ایران کم سابقه نیست ، تعبیر این همبستگی به همبستگی ملی همه جانبه، تعبیر منطقی و همه جانبه نیست و می تواند برای چندمین بار حاکمان را به اشتباه رهنمون کند.
همبستگی ملی دارای فاکتور ها و مولفه هایی است که بایستی به بالا بردن آستانه ی تحمل همدیگر با تفکرات و سلایق سیاسی متفاوت ،همراه باشد و اگر بتوانیم در جامعه با هم دیگر گفتگو و دیالوگ داشته باشیم ، بدون آنکه به حذف و خشونت و نفرت افکنی دست بزنیم ، آن موقع می توانیم از همبستگی ملی و ایران برای تمام ایرانیان صحبت کنیم.
بایستی لوازم و بستر های همبستگی ملی را بیش از پیش آماده کنیم.
اینکه با صدور یک بیانیه توسط یکی از مدافعان همیشگی نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی اصلاح طلبان و جبهه اصلاحات ، این همه فضا سازی و سم پاشی صورت گیرد و شروع به زدن اتهامات جور وا جور به اصلاح طلبان ، از عدل و انصاف بدور است و نمی تواند همگرایی و هم افزایی ایرانیان را در یکی از بدترین شرایط تاریخی را تضمین نماید.
نباید در شرایط کنونی بر شیپور تفرقه و جدایی بدمیم.
اگر ما نتوانیم انتقادات نسبت به همدیگر را تحمل کنیم ، قطعاً نخواهیم توانست در برابر زیاده خواهی و توسعه طلبی امپریالیسم آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل و دیگران مقاومت کنیم.
ضرورت دارد تا از تجربیات تلخ گذشته ،درس های خوبی برای ساختن ایران آینده و آباد بیاموزیم و از کژراهه های هزینه زا و انرژی و منابع تلف کن فاصله ی جدی بگیریم.

رژیم آپارتاید اسرائیل ، امپریالیسم آمریکا و دیگر دشمنان ایران ، خیال کردند به محض عملیات غافلگیر کننده ی جنگی و بمباران و ترور فرماندهان ارشد نظامی، مردم گروه گروه در خیابان‌ها ظاهر خواهند شد تا نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند.
اما مردم نشان دادند برای تأمین مطالبات‌شان، دیگر از مسیر هیچ فاجعه‌ ایی زیانبار و غیر قابل جبران یعنی تلاش برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و زیر میز زدن به هر قیمتی!!! و تجارب تلخ گذشته را تکرار و عبور نخواهند کرد.

آنان اعلام کردند که به هیچ ساستمرد ، ژنرال و سرباز بیگانه اعتماد نداشته و نخواهند داشت.
مردم ایران در این رابطه به جای همراهی با متجاوزان ، آغوش‌شان را به روی همدیگر گشودند و تلاش کردند هر چه می‌توانند برای کاستن از دردها و آلام یکدیگر انجام دهند، البته بغیر از معدودی سودجو، تمامیت خواه و تندروی خانه خراب کن!!.
چیزی مشابه با آنچه در حوادث زلزله، سیل ، آتش سوزی و سایر بلایای طبیعی و غیرطبیعی انجام می‌دادند، از خود بروز دادند.
در این ارتباط ،دشمنان متنوع ، رژیم آپارتاید اسرائیل و امپریالیسم آمریکا نمی‌دانستند نوعی سرمایه معطوف به خلق همبستگی ملی و مدنی و میهن دوستی و درک هم نوع ،در فرهنگ و مخیله ایرانیان همیشه وجود دارد و در شرایط حساس بروز می کند که در هنگام حوادث مختلف طبیعی و غیرطبیعی عملیاتی می‌شود .
این سرمایه یعنی سرمایه معطوف به خلق همبستگی ملی و مدنی و میهن پرستی، عقلانیتی خلاق میان مردم برای چند دهمین بار به وجود آورده است.

اتفاقی که رژیم آپارتاید اسرائیل و سایر دشمنان انتظار داشتند، یعنی همراهی مردم برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران رخ نداد.

این قلم تأکید
می کند، این انسجام و همبستگی ملی و مدنی و میهن دوستی مردم ایران حاصل یک هیجان صرف در نتیجه بروز جنگ نبود بلکه حاصل تجربه‌های عمیق طی دهه‌های گذشته بود. مردم به تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که در نهایت خودشان پناه‌گاه همدیگرند. تنها با پناه آوردن به همدیگر می‌توانند از زلزله‌ها و تکانه های شدید عرصه های سیاست و…مصونیت پیدا می کنند.لازم است متذکر شوم که همبستگی ملی و مدنی در صورت توجه حاکمان به تجدیدنظر در برخی سیاست ها و شیوه‌های غلط سابق، می‌تواند همبستگی ملی پایدار را خلق کند.
کدام بازیگر سیاسی است که بتواند عامل و سبب‌ساز این خلق و ابداع باشد؟
به نظر می رسد ،نظام مستقر( جمهوری اسلامی)از همه بیشتر این شانس را دارد, به شرطی که به ملزومات آن تن در دهد.
خلق همبستگی ملی حاصل تحولات مهمی در تجدیدنظر در اعمال برخی سیاست های نادرست و تقلیل گرایانه در دهه‌های گذشته است.

صاحب نظران معتقدند ،اصول و مبادی این همبستگی مدنی با اصول و مبادی ساختار مسلط سیاسی حاکم توسط جمهوری اسلامی ایران سازگاری ندارد.
جمهوری اسلامی ایران تنها به شرطی می‌تواند با همبستگی ملی و مدنی میان مردم نسبت برقرار کند، که در وهله اول این وضعیت را به رسمیت بشناسد و در ادامه
از منطق «همه با من» دست بردارد،‌چون عمر این منطق به پایان رسیده است و به روند منطقی و عقلانی « همه با هم» یعنی ایجاد و تقویت انسجام و همبستگی ملی روی بیاورد.
به نظر می رسد ،ما با دو «من» مواجهیم. یکی «من» با واسطه نظام سیاسی که اقلیتی از مردم ایران را شامل می‌شود و «من» بدون واسطه نظام سیاسی که اکثریت مردم ایران را شامل می شود. یکی خصلت عمودی یا امر و فرمانبرداری دارد دیگری افقی و مبتنی بر حضور و مشارکت واقعی مردم در حق تعیین سرنوشت خود از طریق انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی است.

«من» با سازوکار عمودی باید با «من» در سازوکار افقی رویارو شود و قراردادی تازه منعقد کند.
آنگاه آنچه امروز صرفاً مدنی است، قدرت و وجاهت ملی و سیاسی هم پیدا می‌کند.
میان این دو «من» ، تقدم و تأخر زمانی وجود دارد. نظام‌های متفاوت آگاهی و الگوهای ناسازگار عملی میان این دو، کار را دشوار می‌کند.
ذهن‌های قدرتمند، شجاعت‌های نظری، و توانمندی‌های فراوانی لازم است تا این دو با یکدیگر بسازند و بستری تازه برای همزیستی سیاسی در ایران بیافرینند.
شاید در این بستر الگویی تازه و معنادار از همبستگی ملی خلق شود.
بی تردید یکی از ملزومات عبور از پیچ خطرناک کنونی که در آن قرار داریم ، همین پیوند و عقد قرارداد جدید بین «من » ها است که اشاره شد. بایستی نظام مستقر به شکل واقعی و همه جانبه به سوی مردم بازگردد و حق واقعی آنان را در تعیین سرنوشت خود بصورت منطقی و همه جانبه به رسمیت بشناسد.
اگر حاکمیت چنین کند ، خود بخود بسیاری از موانع و مشکلات داخلی و بین المللی برطرف خواهد شد .
علی ایحال ،لطفاً مدعیان و خود حق پنداران ، توصیه های مکرر و تأکیدات اخیر رهبری را بسیار جدی بگیرند و به تنظیمات سابق کارخانه برای تمامیت خواهی ، تندروی ، خودی و غیرخودی ، تبعیض و… بر نکردند که خسارت های این روش نامناسب جبران ناپذیر خواهد بود.

ایام عزت ایرانیان مستدام باد