باور واقعی داشته باشیم که ایران برای تمام ایرانیان است بدون کوچکترین تبعیضی
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار – رضا نصری ، فعال سیاسی و پژوهشگر امور بینالمللی قبل از انعقاد کلام لازم میدانم متذکر شوم ، هیجان ، عصبانیت ، نفرت افکنی و خشونت ورزی نمی تواند نشانههای عقلانیت و حرکت بر مسیر منطقی در زندگی فردی و اجتماعی باشد. اساساً تجویز خشونت […]
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار –
رضا نصری ، فعال سیاسی و پژوهشگر امور بینالمللی
قبل از انعقاد کلام لازم میدانم متذکر شوم ، هیجان ، عصبانیت ، نفرت افکنی و خشونت ورزی نمی تواند نشانههای عقلانیت و حرکت بر مسیر منطقی در زندگی فردی و اجتماعی باشد.
اساساً تجویز خشونت ورزی و نفرت افکنی از هر سو و طرفی باشد هم محکوم است و فاجعه بار ، پس ضرورت دارد تا همه از بروز خشونت و نفرت در جامعه پرهیز کنند ، هم حاکمان ، هم طرفداران حاکمیت و هم مردم معترض و منتقد نسبت به وضعیت موجود.
بایستی با گفتوگو و همزیستی مسالمتآمیز بدون تبعیض و بدون رانت خواری و ویژه خوری و همچنین ایجاد فرصتهای برابر برای تمامی شهروندان و پرهیز از ترویج خودی و غیرخودی از شکاف و گسست عمیق اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی بشدت پرهیز و با لحاظ اصلاحات ساختاری واقعی از بروز وقایع تلخ و غیر قابل جبران جلوگیری شود.
باز تولید خشونت ورزی و نفرت افکنی نه به صلاح ملک و ملت و نه به صلاح حاکمیت و نه حتی به صلاح معترضان ، مخالفان حاکمیت است.
ضرورت دارد تا حاکمیت در بازگشت به مردم کوچکترین درنگ را بخرج ندهد و در این پیچ خطرناک تاریخی با تجدید نظر جدی در بسیاری از رفتارهای حکمرانی و پوزش خواهی از ندانم کاری ها و اشتباهات گذشته در تجدید بنای جدید رفتارهای حکمرانی با مردم شریف و نجیب ایران نهایت کوشش صادقانه اش را بکار گیرد تا بیشتر از این این دیر نشود و کشور در تلاطم ویرانگر خشونت ورزی و نفرت افکنی هم جانبه قرار نگیرد.
همچنین معترضان و مردم منتقد و مخالف بسیاری از سیاست های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی نیز با رفتارها و اعتراضات مدنی و مخالف خشونت ورزی و نفرت افکنی ، ایران را صحنه خشونت و نفرت هموطنان علیه یکدیگر نکنند.
صد البته در این فرآیند سهم حاکمیت برای اصلاحات ساختاری واقعی و جدی ، بیش از مردم است تا اوضاع به روال منطقی هدایت شود.
و اما داستان نلسون ماندلا و تئوری پرهیز از خشونت و نفرت در آفریقای جنوبی
در آوریل ۱۹۹۳، ساعاتی پس از ترور کریس هانی، رهبر محبوب حزب کمونیست آفریقای جنوبی، به دست یک مرد سفیدپوست، کشوری که تازه از زیر سایه سنگین آپارتاید بیرون آمده بود، ناگهان در آستانه انفجار خشم و انتقام قرار گرفت.
در میان بخش بزرگی از جامعه سیاهپوست، میل به تلافی علیه سفیدپوستان بهسرعت اوج میگرفت و خطر فروغلتیدن کشور به خشونتی فراگیر، بیش از هر زمان دیگر محسوس بود.
در چنین لحظهای، نلسون ماندلا با یک پیام تلویزیونی کوتاه، سنجیده و سرنوشتساز، صحنه را تغییر داد.
او واقعیت را پنهان نکرد. گفت قاتل، مردی سفیدپوست بوده است؛ و تصریح کرد که میتوان عملکرد او را به همه سفیدپوستان تعمیم داد و مسیر نفرت و انتقام را در پیش گرفت. اما درست در همین نقطه، مکثی آگاهانه ایجاد کرد و توجه افکار عمومی را به نکتهای تعیینکننده معطوف ساخت: زنی که پلیس را از ماجرا باخبر کرده بود نیز سفیدپوست بود؛ راننده آمبولانسی که مجروح را به بیمارستان رساند هم از همان جامعه سفیدپوستان میآمد!
ماندلا در آن لحظه قصد تطهیر گذشته یا انکار رنج تاریخی سیاهپوستان را نداشت. او بهخوبی میدانست زخمها عمیقاند و خشم، ریشهدار. اما همزمان دریافته بود که آینده یک ملت نه با تعمیم خطا شکل میگیرد و نه با سیاست انتقام.
او در آن مقطع، و در سراسر زندگی سیاسی خود، همواره کوشید با زدودن نفرت و نفی منطق تلافی، سیاست را به جایگاه تشخیص اخلاقی، تمایز مسئولیتها و خویشتنداری جمعی بازگرداند.
همین نگاه بود که آفریقای جنوبی را از لغزش به سوی جنگ داخلی دور نگه داشت.
ایران امروز نیز بیش از هر زمان دیگر به چنین روحیهای نیاز دارد؛ روحیهای که نفی هویت جمعی یک گروه و مشروعیتبخشی به انتقام و خشونت افقی را برنمیتابد، و اجازه نمیدهد خشم، هرچند قابل فهم، به حذف «دیگری» بینجامد. روحیهای که سیاست را از منطق حذف و تلافی جدا میکند و آن را به مسئولیت، عقلانیت و کرامت انسانی پیوند میزند.
جامعه ایران، جامعهای متکثر است و بار سنگینی از گلایههای فروخورده و بیاعتمادی انباشته را با خود حمل میکند. عبور از این وضعیت بدون بازسازی زبان گفتوگو، بدون پرهیز آگاهانه از برچسبزنی جمعی و بدون مهار گسترش فرهنگ نفرت و خشونت ممکن نخواهد بود.
درس ماندلا برای آفریقای جنوبی یک شعار نبود؛ یک انتخاب دشوار بود: انتخاب میان شعلهور کردن شکافها یا مهار آنها با اخلاق و عقل سیاسی.ایران نیز امروز در برابر همین انتخاب ایستاده است. آینده کشور به میزان شجاعت ما در ترجیح آشتی اخلاقی بر تسویهحساب، و در مقدم داشتن سرنوشت ملت بر خشمهای انباشته گره خورده است. این مسیر – که بدخواهان ایران عامدانه میکوشند آن را مسدود کنند – تنها راهی است که به ثبات، همزیستی و آیندهای قابل زیستن میانجامد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0