بحران رسانه و اطلاع‌رسانی در ایران/ چالش‌ها، تنگناها و چشم‌انداز آینده

  ✍️ یلدا آذرپی   قطع طولانی‌مدتِ اینترنت بر رسانه ها و اطلاع رسانی آنها اثری بسیار منفی بر جای گذاشته است. قطعی‌ و اختلال‌ اینترنت در سال‌های اخیر به یکی از تجربه‌های مأنوس شهروندان ایرانی تبدیل شده است. این اختلال‌ها که گاه به‌صورت سراسری و گاهی به شکل منطقه‌ای و مقطعی اعمال می‌شوند، فقط […]

 

✍️ یلدا آذرپی

 

قطع طولانی‌مدتِ اینترنت بر رسانه ها و اطلاع رسانی آنها اثری بسیار منفی بر جای گذاشته است. قطعی‌ و اختلال‌ اینترنت در سال‌های اخیر به یکی از تجربه‌های مأنوس شهروندان ایرانی تبدیل شده است. این اختلال‌ها که گاه به‌صورت سراسری و گاهی به شکل منطقه‌ای و مقطعی اعمال می‌شوند، فقط حاکی از مشکلات فنی یا زیرساختی نیستند. پیامدهای اختلال اینترنت در حوزهٔ اطلاع‌رسانی، ارتباطات اجتماعی، اقتصاد دیجیتال و حتی سلامت روان مردم گسترده است. بنا به گزارش‌های داخلی و بین‌المللی، بیش از ۶۰ درصد کاربران در بازه‌های قطع اینترنت مجبور به استفاده از VPN و پروکسی می‌شوند تا به اطلاعات و اخبار دسترسی پیدا کنند و همین موضوع به معضلات بیشتر دامن می‌زند.

 

قطع اینترنت، جریان آزاد اطلاعات را مختل می‌کند و مانع دسترسی به منابع خبری معتبر می‌شود. این حالت منجر به افزایش شایعات و روایت‌های ناقص می‌شود و اضطراب اطلاعاتی را در جامعه افزایش می‌دهد؛ به‌ویژه در دوره‌های بحرانی نظیر اعتراضات یا بلایای طبیعی که دسترسی سریع و صحیح به اطلاعات ضرورت دارد. رسانه‌های سنتی در این بازه زمانی با تأخیر و ملاحظه به رویدادها می‌پردازند و کاربران مجبور می‌شوند در صورت امکان به شبکه‌های اجتماعی و منابع غیررسمی مراجعه کنند.

پیامدهای اقتصادی این اختلال ملموس است. خیلی از کسب‌وکارهای آنلاین، رسانه‌های دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا، کاهش درآمد و اختلال در فعالیت روزانه را تجربه می‌کنند. پژوهشی داخلی نشان داده حدود ۴۵٪ کسب‌وکارهای اینترنتی ایران در دوره‌های قطعی اینترنت، با کاهش چشمگیر فعالیت حرفه‌ای مواجه شده‌اند. از منظر اجتماعی، ارتباطات فردی، آموزش آنلاین و خدمات ضروری نیز آسیب می‌بیند و کیفیت زندگی روزمره دگرگون می‌شود.

 

درنتیجه بررسی وضعیت رسانه و اطلاع‌رسانی در ایران بدون درنظر گرفتن تجربهٔ قطعی اینترنت و پیامدهای آن ناقص و نارساست. این مقاله تلاش می‌کند ضمن تحلیل تحولات رسانه‌ای، نقش رسانه‌های رسمی و خارجی، شبکه‌های اجتماعی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی را بررسی کند و از این رهگذر چشم‌اندازی به آینده بگشاید.

 

تحولات رسانه‌ای و گسترش دسترسی دیجیتال

 

در دو دههٔ اخیر، به مدد تحولاتِ فناوری اطلاعات و ارتباطات، ساختار اطلاع‌رسانی و سبک زندگی ایرانیان دگرگون شده است. رشد دسترسی به اینترنت، تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های موبایل باعث شده بیش از ۷۹٪ جمعیت ایران آنلاین باشند و بیش از ۴۸ میلیون حساب کاربری فعال در شبکه‌های اجتماعی ثبت شود که حاکی از نقش محوری این رسانه‌ها در زندگی روزمره است. افزایش دسترسی به اینترنت و گسترش تلفن همراه از سویی امکان دریافت اخبار را تسهیل کرده و از سوی دیگر به تولید محتوای شهروندی و مشارکت فعال در فضای رسانه‌ای انجامیده است.

 

شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و وب‌سایت‌های خبریِ آنلاین، جایگاه ویژه‌ای در تبادل اطلاعات و تحلیل رویدادها یافته‌اند. کاربران از مصرف‌کننده اخبار به تولیدکننده و تحلیل‌گر ارتقا یافته‌اند. در دوره‌های اعتراضات محلی، روایت‌ها و ویدیوهای منتشر شده از سوی شهروندخبرنگاران، اخبار رسمی را تکمیل می‌کنند و به شفافیت خبری یاری می‌رسانند.

 

در حالت عادی، سرعت بالای انتشار خبر، چالش‌هایی ایجاد می‌کند. بدیهی است که کوتاه بودنِ فاصله زمانی میان وقوع رویداد و انتشار آن، با خطر انتشار اطلاعات ناقص و نادرست همراه است. در چنین شرایطی، داشتن سواد رسانه‌ای، توانایی تحلیل و صحت‌سنجی اطلاعات بیش از گذشته ضرورت دارد. رسانه‌های سنتی و رسمی هم برای حفظ مخاطب باید با کیفیت و سرعت بیشتری با این فضا هماهنگ شوند.

 

رسانه‌های رسمی؛ مرجعیت، اعتماد و چالش‌ها

 

رسانه‌های رسمی شامل خبرگزاری‌های داخلی و صداوسیما، نقش مهمی در ارائهٔ اخبار دقیق و معتبر دارند. وظیفه اصلی این رسانه‌ها انتشار اخبار رسمی، اطلاعیه‌های دولتی و گزارش‌های مرتبط با سیاست‌های عمومی است. در دوره‌های بحرانی مانند بلایای طبیعی یا ناآرامی‌های اجتماعی، نقش رسانه رسمی در کاهش التهاب و افزایش اعتماد عمومی برجسته می‌شود.

 

با این حال، افزایش دسترسی به رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، باعث شده سطح توقع مخاطب از رسانه رسمی افزایش یابد. تأخیر در اطلاع‌رسانی یا روایت غیرشفاف، می‌تواند اعتماد عمومی را متزلزل کند. بر اساس نظرسنجی‌ها، حدود ۶۵٪ کاربران تمایل دارند اخبار مهم را همزمان از منابع رسمی و شبکه‌های اجتماعی دریافت کنند تا تصویر دقیق‌تری از واقعیت حاصل شود.شبکه‌های اجتماعی توانسته‌اند اثر مثبتی بر مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم داشته باشند. کاربران با اشتراک‌گذاری دیدگاه‌ها و اطلاعات، به شکل‌گیری بحث‌های عمومی و هم‌اندیش

ی اجتماعی کمک می‌کنند.

تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد در مناطقی که استفاده از شبکه‌های اجتماعی بیشتر است، نرخ مشارکت در نظرسنجی‌ها و رویدادهای محلی نیز بالاتر است.

 

شبکه‌های اجتماعی با خطر انتشار شایعات و اخبار نادرست مواجه‌اند، اما ابزاری کلیدی برای ارتقای آگاهی، تحلیل انتقادی و مشارکت اجتماعی هستند.

 

پیامدهای اقتصادی اختلال اینترنت بر رسانه و کسب‌وکار

 

اختلال اینترنت تأثیر عمیقی بر اقتصاد دیجیتال و رسانه‌ای ایران گذاشته است. بر اساس گزارش‌های داخلی، ۴۵–۵۰٪ کسب‌وکارهای اینترنتی و تولیدکنندگان محتوا در دوره‌های قطعی اینترنت، کاهش درآمد و اختلال در فعالیت را تجربه کرده‌اند. رسانه‌های دیجیتال و فریلنس‌ها به‌ویژه آسیب‌پذیر هستند، زیرا جریان تولید و انتشار محتوا به ابزارهای آنلاین وابسته است.

 

قطع‌ اینترنت موجب می‌شود کاربران نتوانند به اخبار، تحلیل‌ها و خدمات دیجیتال دسترسی داشته باشند که در نتیجه کاهش بازدید و تعامل و افت درآمد تبلیغاتی را در پی دارد. علاوه بر این، تعطیلی موقت پلتفرم‌های داخلی و خارجی، به ویژه پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، هزینه‌های عملیاتی رسانه‌ها و کسب‌وکارهای وابسته به تبلیغات دیجیتال را افزایش می‌دهد.

 

از سوی دیگر، پیامد اقتصادی محدود به رسانه‌ها و کسب‌وکارهای دیجیتال نیست. آموزش آنلاین، فروشگاه‌های اینترنتی، خدمات بانکی دیجیتال و سایر فعالیت‌های اقتصادیِ مبتنی بر اینترنت نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. پژوهش‌های داخلی نشان می‌دهند قطعی اینترنت به کاهش ۲۰–۲۵٪ درآمد کسب‌وکارهای کوچک و متوسطِ دیجیتال انجامیده است.

 

این در حالی‌ست که ثبات زیرساخت‌های اینترنتی به جریان آزاد اطلاعات و رسانه کمک می‌کند و برای پایداری اقتصادی و توسعهٔ کسب‌وکارهای دیجیتال حیاتی است. با سیاست‌گذاری هوشمند، تقویت زیرساخت‌ها و کاهش محدودیت‌های ناگهانی می‌توان تأثیرات منفی اقتصادی را به حداقل رساند و فضای رقابتی سالم و پایدار برای رسانه‌ها و کسب‌وکارها فراهم کرد.

 

چشم‌انداز رسانه‌ای ایران تا پنج سال آینده

 

چشم‌انداز رسانه‌ای ایران در پنج سال آینده، متأثر از تعامل رسانه‌های رسمی، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های خارجی و فناوری‌های نوین است. روندهای فعلی نشان می‌دهند دسترسی به اینترنت و رشد کاربران شبکه‌های اجتماعی همچنان رو به افزایش است. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، حدود ۸۳٪ جمعیت ایران آنلاین باشند و کاربران فعالِ شبکه‌های اجتماعی به بیش از ۵۰ میلیون نفر برسند.

 

یکی از مسیرهای محتمل، گسترش تعامل رسانه‌های رسمی و دیجیتال است. رسانه‌های سنتی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین می‌توانند اخبار را دقیق‌تر و سریع‌تر منتشر کنند و با شبکه‌های اجتماعی همکاری کنند تا اعتماد عمومی افزایش یابد و جریان شایعات کاهش یابد.

 

مسیر دوم، تمرکز بر ارتقای سواد رسانه‌ای است؛ آموزش مهارت‌های تحلیل اخبار و سنجش اعتبار منابع می‌تواند کاربران را توانمند سازد و جریان اطلاعات را سالم‌تر کند.

 

مسیر سوم به چارچوب‌های قانونی و فنی مرتبط است. ایجاد قوانین حمایتی برای دسترسی آزاد به اطلاعات، ارتقای زیرساخت‌های اینترنتی و تقویت رسانه‌های مستقل می‌تواند فضای رسانه‌ای متوازن‌تر و قابل اعتمادتری ایجاد کند. همچنین، استفاده از رسانه‌های جایگزین مانند ماهواره و پلتفرم‌های بین‌المللی می‌تواند به کاهش شکاف اطلاعاتی و گسترش افق دید مخاطبان کمک کند.

 

چشم‌انداز رسانه‌ای ایران نیازمند تعامل دولت، جامعهٔ مدنی و فعالان رسانه‌ای است تا فضایی شفاف، متعادل و پایدار برای اطلاع‌رسانی ایجاد شود. رسانه‌ای که بتواند شفاف، سریع و مسئولانه عمل کند، اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد و به شکل‌گیری جامعه‌ای آگاه و تحلیل‌گر کمک می‌کند.

 

 

چشم‌انداز آینده

 

آیندهٔ رسانه و اطلاع‌رسانی در ایران وابسته به تعامل دولت، رسانه‌ و جامعهٔ مدنی است. گسترش رسانه‌های دیجیتال، فرصت‌های تازه‌ای برای آگاهی عمومی فراهم کرده است ولی با چالش‌هایی مانند محدودیت اینترنت و بحران اعتماد مواجه شده است.

 

چشم‌انداز امیدبخش با گذر از این مقطع، در گرو گسترش تعامل میان رسانه‌های رسمی و دیجیتال، تقویت سواد رسانه‌ای و ایجاد چارچوب‌های قانونی و فنیِ متوازن است. چنین مسیری فضای اطلاع‌رسانی را شفاف، یکپارچه و قابل اعتماد می‌کند و به جامعه امکان می‌دهد با تحلیل و آگاهی بحران‌ها را از سر بگذراند.

 

تلخ‌کامیِ این روزهایماندی‌ماه تلخی را از سر گذراندیم. خیلی از خانواده‌ها با تنگنای معیشتی مواجه شدند و در خلال وقایع اخیر، عزیزانشان را از دست دادند. قطعی اینترنت و محدودیت ارتباطات نیز به تجربه‌ای دشوار مبدل گشت. این وضعیت، دسترسی شهروندان به اطلاعات و خدمات روزمره را محدود کرده و به بی‌اعتمادی و ناتوانی در مواجهه با امور ساده دامن زده است. قطع آنی اینترنت، همراه با تأخیر در وصل و اما و اگرهای بسیار، چالش‌های غیرضروری برای مردم به وجود آورده است.