بیضایی ، هنرمندی بی ادعا و پر محتوا
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___
…آه !
اگر آزادی سرودی می خواند،
همچون گلوگاه پرنده اش،
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جا نمی ماند،
سالیان بسیار نمی بایست
دریافتن را،
که هر ویرانه ای نشانی از غیاب انسانی است،
که حضور انسانها آبادانی است….
«زنده یاد احمد شاملو»
….و بدون شک غیاب انسانها ویرانی است،آنهم انسانهایی که سر افزارانه و عاشقانه پای در راه آرمان های واقعی نهاده اند تا با آگاهی دادن به انسانها در راه آزادگی و آزادی و هموار کردن شیوه زندگی درست و انسانی و تلاش برای هویت انسانی انسانها , از هیچ کوششی دریغ نکرده و نمی کنند،انسانهایی که هرگز به شکار عوام و جلب مال حرام و جذب ثروت و مقام نکرده و نیندیشیده اند،
انسانهایی که به کرامت،اصالت و شرافت آدمیان اندیشیده و می اندیشند، انسانهایی که در برج تأملات روشنفکرانه جا خوش نکرده اند،بلکه تار و پود خویش و تاب وتوان خود را صرف آگاهی بخشی به جامعه و مردم و روشنگری نموده اند وانسانهایی که سر سفره شادی مردمان شهود دارند و در غم و سوگ آنان حضوردارند و وجدان بیدار جامعه اند.
بی گمان یکی از این انسانها ی فرهیخته،دلسوز و برجسته زنده یاد استاد بهرام بیضایی ، کارگردان برجسته و نمایشنامه نویس کم نظیر ایران زمین میباشند.
وی انسانی متواضع،شریف و روشنفکری برتر از سیاست و از جنس فرهنگ و هنر بود.
بهرام بیضایی،یکی از بزرگان ، شایستگان و فرزندان شریف ایران زمین بود که با رفتار ، کردار و پندار و همچنین خلق آثار فاخر فرهنگی و هنری در حوزههای هنر هفتم و نمایشنامه نویسی و تئاتر به چهره ای نامدار و ماندگار در میان مردم و جامعه تبدیل شد که برخی کوته آستینان تاب تحمل ایشان را در حوزه فرهنگ و هنر را نداشتند و عرصه ی کار و فعالیت را برای این انسان فرهیخته چنان تنگ کردند که مجبور به ترک وطنی شد که با تمام وجود عاشق آن بود ، گردید و در غربت درگذشت.
بهرام بیضایی ، نماد تلخ زندگی هنرمندی بی ادعا و پر محتوا بود.
او فیلم ، نمایش و تئاتر کم ساخت ولی آنانی را هم ساخت ، کیفی، عمیق، تاثیرگذار و جریان ساز بود.
بیضایی ، کارگردان برجسته سینمای ایران ، نمایشنامه نویس و پژوهشگر فرهنگ ایرانی بیش از ۳۰ نمایشنامه فاخر و ماندگار نوشت که یکی از دیگری بهتر بود.
که عبارتند از:
پهلوان اکبر می میرد ،
مرگ یزدگرد سوم،
هشتمین سفر سند باد,
سلطان مار،
سهراب کشی ،
مجلس ضربت زدن و …
بیضایی ،استاد بی بدیل هنر هفتم و نمایشنامه نویسی و ادبیات فارسی اعتقادات رئالیستی در مورد هنر داشت. وی معتقد بود هنر برای مردم و جامعه بهترین شکل نگاه و پردازش از هنر برای بیان واقعیت های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی است.
وی مخالف مقوله ی «سورئالیستی هنر برای هنر » بود ، چون باور داشت که هنر برای هنر نه تنها نمی تواند زبان و تصویر واقعی جامعه باشد ، بلکه خود به معضلی برای مردم و جامعه تبدیل خواهد شد ، کما اینکه شور بختانه چنین هم شد.
سرنوشت چنین نوشت، که استاد بهرام بیضایی ، درست در روز تولدش عطای این دنیا را به لقایش ببخشد و برود.
یاد و خاطره اش جاودانه باد


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0