در نفی همه جانبه ی نفرت افکنی و خشونت ورزی / از نلسون ماندلا در ایجاد تحولات دمکراتیک بدون توسل به خشونت و عاری از نفرت افکنی ، درس بگیریم
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار___قبل از انعقاد کلام برای چندمین بار ضمن عرض تسلیت و اعلام همدردی با تمام خانواده هایی که عزیزان خود را در جریان اعتراضات دیماه سال ۱۴۰۴ از دست دادند ، لازم میدانم متذکر شوم ، هیجان ، عصبانیت ، نفرت افکنی و خشونت ورزی نمی تواند نشانههای عقلانیت و حرکت بر مسیر منطقی در زندگی فردی و اجتماعی باشد.
اساساً تجویز خشونت ورزی و نفرت افکنی از هر سو و طرفی باشد هم محکوم است و هم فاجعه بار ، پس ضرورت دارد تا همه از بروز خشونت و نفرت در جامعه پرهیز کنند ، هم حاکمان ، هم طرفداران حاکمیت و هم مردم معترض و منتقد نسبت به وضعیت موجود.
بایستی با گفتوگو و همزیستی مسالمتآمیز بدون تبعیض و بدون رانت خواری و ویژه خوری و همچنین ایجاد فرصتهای برابر برای تمامی شهروندان و پرهیز از ترویج خودی و غیرخودی از شکاف و گسست عمیق اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی بشدت پرهیز و با لحاظ اصلاحات ساختاری واقعی از بروز وقایع تلخ و غیر قابل جبران جلوگیری شود.
باز تولید خشونت ورزی و نفرت افکنی نه به صلاح ملک و ملت و نه به صلاح حاکمیت و نه حتی به صلاح معترضان ، مخالفان حاکمیت است.
ولی اعتراض مدنی عاری از خشونت ، برای رسیدن مطالبات قانونی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی حق بلامنازع تمامی شهروندان ایرانی است که قانون اساسی نیز بر آن تأکید دارد.
ضرورت دارد تا حاکمیت در تجدید نظر و بازگشت واقعی به مردم ،کوچکترین درنگ را بخرج ندهد و در این پیچ خطرناک تاریخی با تجدید نظر جدی در بسیاری از رفتارهای حکمرانی و پوزش خواهی از ندانم کاری ها ، تندروی ها و اشتباهات گذشته در تجدید بنای جدید رفتارهای حکمرانی با مردم شریف و نجیب ایران نهایت کوشش صادقانه اش را بکار گیرد تا بیشتر از این دیر نشود و کشور در تلاطم ویرانگر خشونت ورزی و نفرت افکنی هم جانبه گرفتار نشود.
همچنین معترضان و مردم منتقد و مخالف بسیاری از سیاست های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی نیز با رفتارها و اعتراضات مدنی و مخالف خشونت ورزی و نفرت افکنی ، ایران را صحنه خشونت و نفرت هموطنان علیه یکدیگر نکنند و دشمنان دیرینه این آب و خاک به کشور ضربه نزنند.
صد البته در این فرآیند سهم حاکمیت برای اصلاحات ساختاری واقعی و جدی ، بیش از مردم است تا اوضاع به روال منطقی هدایت شود.
تجربه گرانسنگ نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی چراغ راه تحولات دمکراتیک و بدون خشونت ورزی و نفرت افکنی
در آوریل ۱۹۹۳، ساعاتی پس از ترور کریس هانی، رهبر محبوب حزب کمونیست آفریقای جنوبی، به دست یک مرد سفیدپوست و نژاد پرست، کشوری که تازه از زیر سایه سنگین آپارتاید بیرون آمده بود، ناگهان در آستانه انفجار خشم و انتقام قرار گرفت.
در میان بخش بزرگی از جامعه سیاهپوست، میل به تلافی علیه سفیدپوستان بهسرعت اوج میگرفت و خطر فروغلتیدن کشور به خشونتی فراگیر، بیش از هر زمان دیگر محسوس بود.
در چنین لحظهای، نلسون ماندلا با یک پیام تلویزیونی کوتاه، سنجیده و سرنوشتساز، صحنه را تغییر داد.
او واقعیت را پنهان نکرد. گفت قاتل، مردی سفیدپوست بوده است؛ و تصریح کرد که میتوان عملکرد او را به همه سفیدپوستان تعمیم داد و مسیر نفرت و انتقام را در پیش گرفت.
اما درست در همین نقطه، مکثی آگاهانه ایجاد کرد و توجه افکار عمومی را به نکتهای تعیینکننده معطوف ساخت و گفت ، زنی که پلیس را از ماجرا باخبر کرده بود نیز سفیدپوست بود؛ راننده آمبولانسی که رهبر محبوب حزب کمونیست آفریقای جنوبی را به بیمارستان رساند هم از همان جامعه سفیدپوستان بود! .
نلسون ماندلا، رهبر خردمند آفریقای جنوبی در آن لحظه قصد تطهیر گذشته یا انکار رنج تاریخی سیاهپوستان را نداشت. او بهخوبی میدانست زخمها عمیقاند و خشم، ریشهدار.
اما همزمان دریافته بود که آینده یک ملت نه با تعمیم خطا شکل میگیرد و نه با سیاست انتقام.
او در آن مقطع، و در سراسر زندگی سیاسی خود، همواره کوشید با زدودن نفرت و نفی خشونت و نفی منطق تلافی، سیاست را به جایگاه تشخیص اخلاقی، تمایز مسئولیتها و خویشتنداری جمعی بازگرداند.
همین نگاه بود که آفریقای جنوبی را از لغزش به سوی جنگ داخلی دور نگه داشت.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0