نگاهی بر زندگی لئو تولستوی نویسنده روس (از تولد تا ازدواج و مرگ)
لئو تولستوی اسطوره ادبیات روسیه است. نویسنده بزرگی که عمده شاهکارهای جهان ادبیات متعلق به اوست. اما متاسفانه بسیاری از دوستان و عاشقان ادبیات با زندگی این نویسنده بزرگ آشنا نیستند. از همین رو در سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی بر زندگی این هنرمند بزرگ داشته باشیم. پس اگر شما نیز به […]
لئو تولستوی اسطوره ادبیات روسیه است. نویسنده بزرگی که عمده شاهکارهای جهان ادبیات متعلق به اوست. اما متاسفانه بسیاری از دوستان و عاشقان ادبیات با زندگی این نویسنده بزرگ آشنا نیستند. از همین رو در سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی بر زندگی این هنرمند بزرگ داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی تولستوی علاقه دارید، در ادامه با روزانه باشید.
تولد و اوایل زندگی
لئو تولستوی در تاریخ نهم سپتامبر 1828 میلادی در خانوادهای از نجبای روس و با تاریخچهای بسیار کهن در یاسنایا پالیانا، واقع در 160 کیلومتری جنوب مسکو و نزدیک شهر تولا، به دنیا آمد. پدرش، کنت نیکلای ایلیچ تولستوی و مادرش، شاهزاده خانم ماریا نیکلایونا والکونسکایا بودند.
او در سن دو سالگی مادرش را از دست داد و در نه سالگی نیز پدرش را. پس از این حوادث، عمهاش تاتیانا سرپرستی او را بر عهده گرفت. تولستوی در سال 1844 به دانشگاه قازان وارد شد و در رشته زبانهای شرقی ثبتنام کرد، اما پس از سه سال، در سال 846 به رشته حقوق تغییر رشته داد. هدف او از این تغییر، کسب دانش حقوقی برای رسیدگی به وضعیت نامناسب 350 کشاورز روزمزد بود که پس از فوت والدینش به او واگذار شده بودند و او قصد داشت با بهبود کشاورزی، رنج آنها را کاهش دهد.
تحصیل و عضویت در ارتش

در دوران جوانی لئو تولستوی تصمیم گرفت وارد دانشگاه شده و در رشته حقوق تحصیل کند. اما با گذشت زمان او علاقه خود را به این رشته از دست داده و درنهایت دانشگاه را رها کرد. سپس تولستوی تصمیم گرفت به عضویت ارتش درآید.
تولستوی هنگام خدمت در ارتش تزار، نوشتن به صورت حرفهای را آغاز میکند. بودن در جنگ، دستمایه پایهای برای رمانها و داستانها در دسترس او میگذارد و با نگاه جستوجوگرش میان مردم و دور و برش، نوشتههایش را پربارتر میکند. در 1854 به سواستوپُل رفته و به سپاه کریمه میپیوندند. در این زمان او به درجه ستوانی رسیده و به دفاع از میهن میپردازد. نتیجه این دوران را در «حکایتهای سواستوپُل» که حاوی سه داستان خواندنی ست منعکس میکند.
تولستوی و ادبیات کودکان
زمانی که تولستوی در ارتش بود، شروع به نوشتن چندین داستان کوتاه کرده و همه آنها را در مجلات معتبر به چاپ رساند. سپس تحت تاثیر نویسندگان اروپایی همچون چارلز دیکنز، او تصمیم گرفت در زمینه ادبیات کودکان کارهای بسیاری را انجام دهد.
پس از اینکه مدارس از سوی اداره سلطنتی تزار تعطیل شد، تولستوی به فعالیتهای فرهنگی و اهداف تربیتیِ مورد علاقهاش ادامه داد. او با انتشار کتابهای سرگرمکننده با ترکیبی از علوم طبیعی و انسانی، همچنین داستانهای آموزشی بهویژه داستانهای ازوپ، کودکان را با ارزشهای اخلاقی، اجتماعی و معنوی آشنا نمود.
میلیونها کودک روسی تا دهه دوم قرن بیستم با آموزش الفبای تولستوی، سال اول دبستان را آغاز نمودند. با اتخاذ این روش، تولستوی توانست در جنبش اصلاحات آموزشی و ایجاد مدارس آزاد به گونه سامرهیل (Summerhill )، مؤثر واقع شود.
رمان شاهکار جنگ و صلح

بعد از فعالیتهای ادب گسترده، تولستوی شروع به نوشتن رمان جنگ و صلح کرد. تولستوی در سال 1863 شروع به نوشتن رمانی با نام دکابریستها کرد.
قهرمان این داستان، یک دکابریست بود که به همراه خانوادهاش به روسیه بازگشتهبود. تولستوی به گفته خودش، بعد از مدتی دریافت که باید به سال 1825، یعنی دوران اشتباهات و بدبیاریهای قهرمان داستانش بازگردد.
اما قهرمان داستانش در 1825 یک فرد بالغ بود و تولستوی به این نتیجه رسید که برای تبیین شخصیتش باید به عقبتر بازگردد و راجع به دوران افتخار روسیه در 1812 بنویسد؛ بنابراین برای بار دوم نوشتن را رها کرد و این بار یکسره دربارهٔ این دوران نوشت.
داستان با ماجرای یک مهمانی آغاز میشود. صلح و آرامش در همهجا برقرار است و خواننده در این مهمانی با برخی از شخصیتهای مهم کتاب آشنا میشود. این مهمانی وضعیت جامعه اشرافزاده را قبل از جنگ نشان میدهد.
اما در اواخر همین مهمانی که سراسر شادی و زیبایی است، زمزمههایی از جنگ وجود دارد. افراد مختلف درباره ناپلئون صحبت میکنند که چگونه در اروپا ناآرامی ایجاد کرده است و به دنبال کشورکشایی در جهان است.
جوانان با حرارت از ناپلئون صحبت میکنند و هیچ فکر نمیکنند که او ممکن است روزی به روسیه هم حمله کند. همچنین از اعلامیههای جنگ میگویند و اینکه آیا باید در جنگ احتمالی شرکت کنند یا نه…
تاثیر و اهمیت رمان جنگ و صلح
رمان “جنگ و صلح” (War and Peace) اثر لئو تولستوی یکی از بزرگترین و مهمترین آثار ادبی تاریخ است که تأثیر عمیق و گستردهای بر ادبیات، فلسفه، و تاریخ فرهنگی جهان گذاشته است. در زیر به برخی از تأثیرات و اهمیت این رمان اشاره میشود:
1. تحلیل عمیق انسانی: تولستوی در “جنگ و صلح” به بررسی پیچیدگیهای روانی شخصیتها میپردازد. او نه تنها به توصیف رویدادهای تاریخی میپردازد، بلکه به تحلیل احساسات، انگیزهها و روابط انسانی نیز توجه دارد. این بعد انسانی داستان باعث شده که خوانندگان با شخصیتها ارتباط عمیقتری برقرار کنند.
2. نگاه تاریخی: رمان به وقایع تاریخی جنگهای ناپلئونی و تأثیر آن بر جامعه روسیه میپردازد. تولستوی با دقت به جزئیات تاریخی و اجتماعی آن زمان پرداخته و تصویری جامع از زندگی مردم در دوران جنگ ارائه میدهد.
3. فلسفه تاریخ: تولستوی در این اثر به بررسی فلسفه تاریخ و نقش فرد در تاریخ میپردازد. او معتقد است که تاریخ نتیجه انتخابهای فردی و شرایط اجتماعی است و نه صرفاً نتیجه اقدامات شخصیتهای بزرگ. این دیدگاه تأثیر زیادی بر تفکر تاریخی بعد از او گذاشت.
4. سبک نوشتاری و ساختار: “جنگ و صلح” با ساختار پیچیدهاش، شامل چندین داستان فرعی و شخصیتهای متعدد، یکی از نمونههای برجسته رمان مدرن به شمار میرود. تولستوی با استفاده از تکنیکهای نوشتاری جدید، مانند جریان سیال ذهن و توصیف دقیق، تجربهای بینظیر برای خوانندگان خلق کرده است.
5. تأثیر بر نویسندگان بعدی: این رمان به عنوان یک الگو برای نویسندگان بزرگ بعدی مانند مارسل پروست، جیمز جویس و فرانتس کافکا عمل کرده است. تأثیرات فلسفی و ادبی “جنگ و صلح” در آثار بسیاری از نویسندگان معاصر قابل مشاهده است.
6. موضوعات جهانی: موضوعاتی مانند عشق، جنگ، صلح، خانواده، و معنای زندگی در “جنگ و صلح” به صورت جهانی مطرح شدهاند. این موضوعات هنوز هم برای خوانندگان معاصر جذابیت دارند و به همین دلیل این اثر همچنان مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد.
به طور کلی، “جنگ و صلح” نه تنها یک رمان تاریخی بلکه یک اثر فلسفی عمیق است که به بررسی جنبههای مختلف انسانیت میپردازد و تأثیرات آن در ادبیات و تفکر انسانی همچنان ادامه دارد.
مطلب مشابه: بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ؛ نگاهی بر آثار مهم و معروف او
آنا کارنینا

بعد از پایان جنگ و صلح، تولستوی به سراغ دیگر رمان مهم زندگیاش یعنی آنا کارنینا رفت. به گفته تولستوی آناکارنینا اولین رمان واقعی او و یک داستان حماسی منثور است. این رمان داستانی پرفراز و فرود از عشق و سرخوردگی و شکست دارد. نسخهٔ بازنویسی شدهای از آنا کارنینا از اچ وینترز، نویسندهٔ جوان آمریکایی برداشتی امروزی از این کتاب است. در این روایت، در کنار رویدادها و بازیگران رمان اصلی بازیگران تخیلی امروزی نیز هستند.
آنا کارنینا رمانی پیچیده در هشت قسمت، با بیشتر از دوازده شخصیت اصلی، در بیش از 800 صفحه و بهطور معمول دوجلدی است. محتوای داستان به خیانت، ایمان، خانواده، ازدواج، جامعۀ اشرافی روسیه، آرزو و زندگی روستایی و شهری میپردازد.
طرح اصلی داستان حول یک رابطۀ خارج از ازدواج بین آنا و افسر خوش قیافهٔ سواره نظام، کنت الکسی کیریلوویچ ورونسکی گسترش مییابد که در محافل اجتماعیِ سن پترزبورگ رسوایی به بار میآورد و دو جوانِ عاشق به اجبار در جستجوی خوشبختی به ایتالیا میگریزند. پس از بازگشت آنها به روسیه، زندگی آنها از هم دورتر میشود.
رمان مهم مرگ ایوان ایلیچ

دیگر شاهکار تولستوی مرگ ایوان است. ایوان ایلیچ، شخصیت اصلی داستان تولستوی، شخصی موفق در زندگی روزمره و کاری است، ولی در زندگی شخصی دچار مشکلاتی است. البته این مشکلات به نوعی متأثر از موفقیتهای کاری وی است. او بنا به دلایلی که در کتاب ذکر شده، دچار یک بیماری سختدرمان میشود.
تولستوی در این کتاب از تمام قدرت خود برای به تصویر کشیدن روحیات و احساسات یک بیمار سختدرمان استفاده میکند. او روحیات چنین بیماری را از لحظهٔ آگاه شدنش از بیماری تا لحظهٔ خاموشی یا مرگ به پنج مرحله تقسیم میکند. این مراحل پنجگانه عبارتند از: 1-عدم پذیرش یا انکار 2-خشم 3-معامله 4 -افسردگی و 5-پذیرش. تولستوی همهٔ این مراحل را بهدقت مورد بررسی قرار میدهد.
افسردگی
تولستوی، در اوج شهرت خود، با احساس سرگشتگی و ناامیدی از بهبود وضعیت جامعه مواجه شد و به مرز فروپاشی فکری و روانی رسید.
در سال 1882 میلادی، به عنوان عضوی از اداره کل آمار و سرشماری در مسکو، با فقر روزافزون کارگران که بهمراتب از محرومیت روستاییان بیشتر بود، آشنا شد. این تجربه تلخ او را بر آن داشت تا برای کمک به کشاورزان و جلوگیری از مهاجرت گسترده آنها به شهرها، سازمانی تأسیس کند که هدف آن حمایت از روستاییانی بود که محصولاتشان بهواسطه پیشامدها و آفات طبیعی آسیب دیده بود.
تولستوی همچنین با ترک سیگار و الکل و کنار گذاشتن سرگرمیهایی چون شکار، همدردی خود را ابراز کرد و اعتراف کرد: «چه خوشیهای ظالمانهای!»
از جمله فعالیتهای اجتماعی تولستوی میتوان به حمایت از زندانیان سیاسی، دینی و سربازان فراری اشاره کرد. از سال 1881 میلادی به بعد، با انجام تحقیقات بیشتر در زمینه دینهای مختلف، گرایش دینی او نیز تقویت شد و به همین دلیل تصمیم به ترجمه دوبارهٔ انجیل به زبان روسی گرفت.
زندگی شخصی

تولستوی در سال 1862 با دختر هجدهسالهای به نام سوفیا آندره یِونا برس که تبار آلمانی داشت، ازدواج کرد. او رمانهای جاودانهای چون «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» را نوشت و منتشر ساخت. حمایت همسر جوانش از آثار ادبی تولستوی، که به گفتهای او بیش از هفت بار 1400 صفحه از پیشنویس «جنگ و صلح» را پاکنویس کرده است، بسیار ارزشمند بود.
این پیوند عاشقانه اما پرتنش بود. دفترچه یادداشتی که تولستوی در دوران پیش از ازدواج درباره زندگیاش مینوشت، به دست سوفیا افتاد. در این دفترچه، گزارشهایی از خوشگذرانیها و هوسرانیهای تولستوی ثبت شده بود.
این نوشتهها تأثیر سنگینی بر سوفیا گذاشت بهگونهای که او آن دوران را زننده و ناخوشایند توصیف کرد و زندگیاش را در آن زمان غیرقابل قبول دانست. غرق شدن تولستوی در مسائل فلسفی در سالهای بعد نیز مشکلات زیادی برای این دو به وجود آورد. آنها در مجموع 13 فرزند داشتند که چهار نفر از آنها در کودکی درگذشتند.
متهم شدن به بی دینی
او تا آخر عمر به مذهب وفادار بود. در این که تولستوی شخصیت اخلاقی و مذهبی داشت تردیدی نیست. تولستوی با جریان ها و تفکرات روشنفکری زمانه اش موافق نبود.
از سوی دیگر می توان گفت انسانی متعصب به جهت منفی بود و دیدگاهش در برابر زن و برخی از این دست موارد متعصبانه بود. کتاب هایی که درباره تولستوی تحقیق کرده اند. تولستوی به جهت روانی مشکلات خاصی هم داشته است و این را همسر و فرزندانش گزارش داده اند و در بسیاری از موارد هم می توان گفت حق با تولستوی نبود. به نوعی به تعبیر خود ما، از این جهت برخی رفتارها را می توان گفت مشوش بوده است. اما اصول اخلاقی هم برای خود داشته است.
تولستوی پس از دوران تحول خود، یکی از کارهای جالبی که انجام داده، این است که چهار کتاب مسیحی را ادغام کرده و معتقد بوده که همه این کتاب ها به درد نمی خورد و انجیل پنجمی را برای خودش درست کرده است.
انتشار رمان رستاخیز بهانهای بود در دست مرجع عالی کلیسای ارتدکس، تا در تاریخ 1901 میلادی به دلایل زیر، تولستوی را بهعنوان مرتد معرفی نماید:
- تکذیب وحدت تثلیث مقدس در وجود خدای واحد.
- تکذیب بکارت مریم مقدس، قبل و بعد از تولد مسیح.
- تکذیب رستاخیز مسیح، و ضدیت با مظهر لاهوتی ـ ناسوتیِ مسیح پسر خدا.
- تکذیب وقوع معجزه در مراسم عشای ربانی. (تولستوی، معجزه را بهطور عام و اعجازِ تبدیل نان به تنِ مسیح را بهطور خاص نفی کردهاست)
اواخر زندگی و مرگ

علاوه بر فشارهای حکومت (به دلیل اتهامات بی دینی)، سختگیریهای پلیس تزاری و ضبط پیشنویس رمانهایش در سال 1908، مشکلات خانوادگی هم مزید بر آن شد. تولستوی، در آخرین روزهای حیات خود، بهاتفاق پزشکِ خانوادگی و دختر کوچکش، همسر خود را ترک و بهسوی جنوب روسیه سفر کرد. این آخرین سفر تولستوی در تاریخ بیستم نوامبر 1910 در ایستگاه راهآهن آستاپوفو به پایان رسید. دو روز بعد، در زادگاهش به خاک سپرده شد.
تولستوی شخصیتی صادق و روراست
تولستوی هر چه که هست، انسان صادقی بوده است. دوستان تولستوی معمولا از او رنجیده می شدند. چرا که حرف اش را می زد و انتقاد می کرد و بدتر از همه این که به خودش هم خیلی انتقاد می کرد. یکی از مهمترین ویژگی های تولستوی این است که در یادداشت هایی که آورده بیش از حد راجع به خودش بد گفته است. او الفاظی راجع به خود گفته که تولستوی شناسان این سخنان را قبول نمی کنند و به قولی آن ها را اغراق گویی می دانند.
در کتاب، فصلی در رابطه با شخصیت شناسی تولستوی دارم و این که تولستوی به لحاظ روانی، چه ویژگی های داشته است. از جسم تولستوی شروع کرده ام و تا احساسات او آورده ام. یکی از ویژگی هایی که بسیار مهم است، همین جنبه واقع گرایی اوست . آدمی مثل ویکتور هوگو خیلی رمانتیک است. اما تولستوی واقع گراست و طبیعت بیرونی را خیلی خشک توصیف می کند و از آن تعبیرهای معنوی ندارد.
تاثیر لئو تولستوی بر ادبیات
لئو تولستوی یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات است و تأثیر عمیق و گستردهای بر ادبیات و فرهنگ جهانی داشته است. برخی از مهمترین جنبههای تأثیر او عبارتند از:
1. نوآوری در روایت داستان: تولستوی در آثارش به ویژه در رمانهای «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از تکنیکهای نوین روایت استفاده کرد. او به بررسی عمیق شخصیتها و احساسات آنها پرداخته و پیچیدگیهای انسانی را به تصویر کشیده است.
2. واقعگرایی: تولستوی به عنوان یکی از پیشگامان مکتب واقعگرایی شناخته میشود. او زندگی روزمره، مشکلات اجتماعی و اخلاقی را با دقت و جزئیات توصیف کرد و به مسائلی چون جنگ، عشق، خانواده و معنای زندگی پرداخت.
3. فلسفه و اخلاق: تولستوی نه تنها نویسندهای بزرگ، بلکه فیلسوفی عمیق نیز بود. او در آثارش به بررسی مسائلی چون معنای زندگی، اخلاق و مسئولیت فردی پرداخت. این تفکرات تأثیر زیادی بر نویسندگان بعدی و حتی جنبشهای اجتماعی و سیاسی داشت.
4. تأثر بر نویسندگان دیگر: تولستوی بر بسیاری از نویسندگان بزرگ قرن بیستم تأثیر گذاشت، از جمله فئودور میخاییلوویچ داستایوفسکی، فرانز کافکا، و ارنست همینگوی. آثار او الهامبخش بسیاری از نویسندگان و هنرمندان در سراسر جهان بوده است.
5. تأثیر بر ادبیات معاصر: فلسفه و دیدگاههای تولستوی درباره زندگی، عشق، و انسانیت هنوز هم در ادبیات معاصر مورد بررسی قرار میگیرد. بسیاری از نویسندگان معاصر از الگوهای روایی و موضوعات تولستوی بهره میبرند.
6. نقد اجتماعی: تولستوی به نقد اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است. او انتقاداتی به نظامهای اجتماعی و اقتصادی زمان خود داشت و این انتقادات در آثارش به وضوح دیده میشود.
به طور کلی، لئو تولستوی با آثارش نه تنها در ادبیات بلکه در فلسفه، روانشناسی و جامعهشناسی نیز تأثیرگذار بوده و میراث او همچنان ادامه دارد.
مطلب مشابه: متن آموزنده و سخنان لئو تولستوی + جملات پر مغز و پر مفهوم از نویسنده بزرگ تولستوی
آثار مهم تولستوی در یک نگاه
- کتاب مرگ ایوان ایلیچ
- کتاب جنگ و صلح
- کتاب آنا کارنینا
- کتاب شیطان
- کتاب ارباب و بنده
- کتاب سونات کرویستر
- کتاب بیست و سه قصه
- کتاب بار دانش (کمدی در چهار پرده)
- باب سرگی
کلام آخر
کاش میشد بیشتر درباره لئو تولستوی مینوشت… او نابغه ادبیات است که هر هنر دوستی باید آثار او را مطالعه کند. ما نیز امیدواریم که در سهم خود توانسته باشیم شما را با این اسطوره بیشتر آشنا کنیم. در پایان امیدواریم از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0