سوسیس با طعم خیانت به اعتماد عمومی؟!

کرم در دل سوسیس برند معروف گیلانی؛ سلامت مردم بازیچه تبلیغات شد!

در روزهایی که تبلیغات رنگارنگ برندهای فرآورده‌های پروتئینی، کیفیت جهانی را فریاد می‌زنند، یک شام ساده خانوادگی در رشت، پرده از واقعیتی تلخ برداشت  در روزگاری که شتاب زندگی، ما را به سمت مصرف هر چه بیشتر محصولات غذایی آماده سوق داده، طبیعی است که بخش قابل‌توجهی از سبد غذایی خانواده‌ها را فرآورده‌های پروتئینی بسته‌بندی‌شده […]

در روزهایی که تبلیغات رنگارنگ برندهای فرآورده‌های پروتئینی، کیفیت جهانی را فریاد می‌زنند، یک شام ساده خانوادگی در رشت، پرده از واقعیتی تلخ برداشت

 در روزگاری که شتاب زندگی، ما را به سمت مصرف هر چه بیشتر محصولات غذایی آماده سوق داده، طبیعی است که بخش قابل‌توجهی از سبد غذایی خانواده‌ها را فرآورده‌های پروتئینی بسته‌بندی‌شده مانند سوسیس و کالباس تشکیل دهد.

این روند فزاینده، مسئولیت سنگینی را برای پاسخگویی به نیاز مصرف‌کننده، بر دوش برندهای تولیدکننده می‌گذارد؛ به‌ویژه آن‌هایی که خود را پیش رو، خوش‌نام و دارای سابقه‌ای چند دهه‌ای معرفی می‌کنند.

برندهای بدون رقیب یا بی‌نیاز از پاسخ‌گویی؟!

در دنیای رنگارنگ فرآورده‌های پروتئینی، برخی برندها آن‌چنان خود را بی‌رقیب می‌دانند که گویی تنها مأموریت‌شان، نجات ذائقه بشر است! این برندها نه‌تنها در تبلیغات تلویزیونی، بلکه در بیلبوردهای شهرها هم با اعتمادبه‌نفسی مثال‌زدنی خودنمایی می‌کنند. برای مثال، تابلوی تبلیغاتی یکی از برندهای معروف سوسیس و کالباس در خیابان‌های اعیان‌نشین رشت، چنان نصب شده که گویی از کمیسیون کدکس غذایی سازمان ملل مجوز گرفته است!

و این اعتمادبه‌نفس، بی‌دلیل هم نیست. سایت تبلیغاتی این برند معروف در گیلان، مملو از تصاویر گواهینامه‌های بین‌المللی و ملی است و مدعی است چند سال پیاپی به عنوان واحد نمونه استان معرفی شده. افتخاری که ظاهراً برای مدیران این واحد، نه‌تنها سند کیفیت بلکه مجوز تبرئه از هرگونه خطا نیز هست!

تجربه‌ای تلخ؛ گزارش میدانی از یک شام خانوادگی

در ادامه رسالت حرفه‌ای رسانه‌ای خود در شفاف‌سازی، صیانت از حقوق مصرف‌کنندگان و انجام وظیفه قانونی بر اساس ماده ۲۳ قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران، تصمیم گرفتم یکی از تجربه‌های مستند خود را با افکار عمومی و مسئولان نظارتی به اشتراک بگذارم.

ماجرا از یک شام خانوادگی شروع شد؛ از آن شب‌هایی که می‌خواهی بدون دغدغه، لقمه‌ای ساده از محصول غذایی سوسیس، کالباس، نان، خیارشور و… را با خانواده شریک شوی. غروب یکی از پنج‌شنبه‌های خوش‌آب‌وهوای بهاری رشت، تصمیم گرفتم از محصولات این برند نام‌آشنای گیلانی خرید کنم. برندی که خود را سلطان بلامنازع سوسیس و کالباس معرفی می‌کند. همه چیز نوید یک انتخاب مطمئن را می‌داد.

چند نمونه از محصولات این برند را خریداری کرده و به خانه بازگشتم. اما به‌محض برش یکی از آن‌ها، با صحنه‌ای مواجه شدم که آرزو می‌کردم ای کاش فقط یک کابوس بود!

کرم در سوسیس! رؤیا یا واقعیت؟

برند مشهوری که گوش فلک را با شعارهایش کر کرده – از «بی‌رقیب بودن» گرفته تا «امکان بازدید همگانی از خط تولید» و «استاندارد جهانی» – با واقعیتی روبه‌رو شدم که حتی در خواب هم انتظارش را نداشتم.

ماجرا وقتی تلخ شد که هنگام برش دادن یکی از سوسیس‌ها، متوجه شیء مشکوکی در بافت میانی محصول شدم. با دقت بیشتر و استفاده از دوربین، حشره‌ای شبیه کرم در دل این محصول مشاهده شد. تجربه‌ای که نه‌فقط اشتهای خانواده، بلکه اعتماد چندساله ما را به‌کلی سلاخی کرد و کام ما با این پوره تلخ شد.

آنچه دیدم، ترکیبی از انزجار، ترس و خشم بود. اتفاقی که به‌معنای واقعی کلمه سفره‌ی ما را آلوده کرده بود. تصویری از چیزی که هیچ‌وقت نباید در غذای خانواده‌ای دیده شود.

امنیت غذایی یا سراب کیفیت؟

ما به این نتیجه رسیدیم که حتی وقتی پای برندهای معروف و قدیمی در میان است، یک شام ساده هم می‌تواند به کابوس بدل شود. تجربه‌ای تلخ که نه‌تنها اشتها را نابود، بلکه احساس امنیت غذایی را به‌طور کامل زیر سؤال برد.

ویدئو و تصاویر حادثه را همان شب برای معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و اداره کل استاندارد استان ارسال کردم. اما پاسخ، شوک‌آور بود:«چون محصول باز شده، نمی‌توان بررسی کرد!»

یعنی اگر کسی اتفاقی در یکی از محصولات غذایی با ظاهری استاندارد و بهداشتی، شیء مشکوکی پیدا کند، فقط در صورتی رسیدگی خواهد شد که محصول پلمپ باشد؟! معلوم هم نیست اصلاً چگونه بدون باز کردن پلمپ یک مواد غذایی، می‌توان فساد یا کرم را تشخیص داد؟!

این همان خلأ قانونی است که امروز سلامت مصرف‌کننده را قربانی دستورالعمل‌های خاک‌خورده، بی‌اثر و حیرت‌آور کرده است. قانون بار دیگر دست روی دست گذاشت و این بار قربانی، اعتماد عمومی بود.

پاسخ قانونی یا فرار از پاسخگویی؟

پاسخ دریافتی – با وجود صحت حقوقی – اما سؤالات اساسی و مهمی درباره نظام پاسخ‌گویی به شکایات غذایی، کنترل کیفیت زنجیره تولید و خلأهای قانونی موجود ایجاد می‌کند. این پاسخ از منظر حقوق مصرف‌کننده، قابل تأمل است و نشانگر ضعف ساختاری در رسیدگی به چنین شکایاتی است.

شاید اگر نماینده رسمی واحد تولیدی در زمان مصرف حضور داشت، یا از لحظه باز کردن تا برش محصول فیلمبرداری می‌شد، روایت ما جور دیگری رقم می‌خورد. اما حالا این خلأ قانونی، به نفع تولیدکننده‌ای تمام شد که انتظار پاسخ‌گویی از او، به قصه‌های هزار و یک‌شب می‌ماند!

فرافکنی یا انکار؟

متعاقباً پیگیر صحبت با مدیر کنترل کیفیت این واحد تولیدی شدم. پاسخ‌ها مأیوس‌کننده بود. کسانی که با این برند آشنا بودند اعتقاد داشتند در چنین مواقعی، مدیر کنترل کیفی یا با ژستی از موضع بالا نظریه‌های علمی عجیب مطرح می‌کند، یا مشتری معترض را ناآگاه می‌خواند، یا حتی او را به همکاری با مافیای رقیب متهم می‌سازد! که البته درست می گفتند.

شوربختانه مصرف‌کننده‌ای که فقط می‌خواست شکم خانواده‌اش را با لقمه‌ای سیر کند، ناگهان متهم به تطمیع، نشر اکاذیب، تبانی یا حتی موارد جدی‌تر می‌شود!

ظاهراً در جهان‌بینی برخی از مدیران این برند، هیچ خطایی در خط تولید آن‌ها قابل تصور نیست و همه چیز، نتیجه توطئه دیگران است! این در حالی است که ادعاهای این برند درباره کیفیت بی‌نظیر محصولات، حالا بیش از هر زمان دیگری به سخره گرفته شده‌ است.

روایت‌های رسیده به ناظرخبر: پاسخ صفر، فرافکنی صد

طبق گزارش‌های رسیده به تحریریه ناظرخبر، مدیر کنترل کیفیت این برند در موارد مشابه نیز، به‌جای پاسخ‌گویی مسئولانه، رفتاری انکاری با رویکرد رقابت‌هراسی نشان داده است.

این اعتقاد وجود دارد که مصرف‌کننده ایرانی حق دارد از سلامت غذایی خود مطمئن باشد و رسانه‌ها نیز وظیفه دارند هرگونه مورد مشکوک را شفاف، مستند و علنی منتشر کنند.

تا زمانی که تصویر یک کرم در دل فرآورده‌ای غذایی وجود دارد و افکار عمومی آن را مشاهده می‌کند، ما موظفیم روایت کنیم، بپرسیم و مطالبه کنیم:

🔹 چرا سازوکار نظارتی و قانونی متناسبی برای چنین مواردی وجود ندارد؟
🔹 چرا برندهای پرادعا، آن‌قدر بالغ و مسئولیت‌پذیر نشده‌اند که پاسخ دهند؟
🔹 در کشوری که شعار «سلامت‌محوری» سر داده می‌شود، چه کسی از حقوق مصرف‌کننده‌ای که سوسیس با طعم کرم خریده، دفاع می‌کند؟

برند ماندگار با صداقت ماندگار است

اعتماد عمومی را نمی‌توان با آویختن چند مدرک به دیوار دفاتر یا درج لوگوی استاندارد و بهداشت روی بسته‌بندی به‌دست آورد. این اعتماد، فقط در کیفیت واقعی، سلامت محصول و احترام به حقوق مصرف‌کننده شکل می‌گیرد. صداقت با مشتری، پذیرش مسئولیت و پاسخ‌گویی در برابر شکایات، اصولی هستند که یک برند را ماندگار می‌سازند.

وگرنه حتی اگر تابلوی برند در خیابان اعیان‌نشین رشت بدرخشد، باز هم نمی‌تواند سایه سنگین یک حشره در دل سوسیس را پاک کند!

رسانه، مردم و مطالبه‌گری، سه‌ضلعی حیاتی

نظارت عمومی، پرسشگری رسانه و مسئولیت‌پذیری برندها، سه ضلع مثلثی هستند که می‌توانند استان گیلان را از بازار مصرفی بی‌دفاع، به استانی با استانداردهای واقعی ارتقاء دهند. و در پایان باید به یاد داشت:

 اصل بنیادین کسب‌وکار در جهان را: همیشه حق با مشتری است.