بازسازی جامعه مدنی، اهمیت به راهکارهای دلسوزان و نخبگان ، نقش آفرینی نهادهای مدنی و توسعه ی سیاسی واقعی و رفع تبعیض ، چاره ساز خواهد بود
علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام ، لازم می دانم تأکید کنم که در شرایط نامطلوبی که کشور در آن قرار دارد ، نه توافق با آمریکا و غربی ها می تواند چاره ساز باشد و نه ستیز و تشدید تحریم های آمریکا و غربی ها می تواند مشکلات موجود را حل و فصل نماید.
صاحب نظران سیاسی معتقدند ، بهترین نسخه و راه حل مشکلات کشور در این شرایط بسیار سخت ، بازگشت واقعی حاکمیت به مردم و ایجاد شرایط رقابت سالم و بدون تبعیض و بدون نظارت حداکثری و استصوابی برای مشارکت ایرانیان در تعیین سرنوشت شأن و خلق حماسه هایی دیگر از جنس دوم خرداد و رفتارهای نجیبانه ، شرافتمندانه و بزرگوارانه ی مردم در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا ، رژیم آپارتاید اسرائیل و همپیمانان اروپایی آنان علیه ایران، می تواند کشور را از تمام مخاطرات اعم از رهایی واقعی از تحریم ها و رهایی از خطر بروز جنگ فیزیکی با دول غربی و نهایتاً راه برای آینده ای روشن و امیدوار کننده همراه با تغییرات دمکراتیک و بدور از نفرت افکنی و خشونت ورزی و انحصار طلبی از طرف جناح و گروه خاصی با پشتوانه واقعی آرای اکثریت مردم بوجود آورد.
غیر از این نمی توان از انواع و اقسام دشمنی ها و توطئه ها و اقدامات دشمنان بزرگ و کوچک کشور خلاص شد.
همچنین اثبات شده است که با هیچ روش خشونت روزانه و بنیان افکنانه که با دخالت و مدیریت کشور های ثالث و دشمن این آب و خاک ، نمی توان اوضاع ایران را به سامان رساند، چون هیچ بیگانه ای اعم از سیاستمدار، ژنرال و یا سربازی ، کمترین تعلق خاطر نسبت به مام میهن ، ایران عزیز و مردم آن نداشته و نخواهد داشت.
پس بر حاکمان است تا تمام مردم ایران را خودی بدانند و نسبت به آنان کوچکترین تبعیض و امتیاز غیر واقعی قائل نشوند تا با داشتن تمام ایرانیان در کنار خود ،
آینده ایی سزاوار همراه و همگام با چنین ملت نجیبی را با تجدید نظر در بسیاری از تصمیمات و سیاست ها ،رقم بزنند.
و اما….
صاحب نظران باور دارند،پیش از وقوع جنگ و هر درگیری فیزیکی، این پیوند همافزای دیپلماسیِ پیشگیرانه و توان بازدارندگی دفاعی است که از بروز درگیری جلوگیری میکند؛ اما درمرحله پس از آتشبس، این «دیپلماسی سازنده» و «سیاست خارجی فعال» است که فرآیند آتشبس و ترک مخاصمه را به وضعیت پایدار تبدیل میکند.
در شرایط کنونی و جوّ به شدّت احساسی در خارج از کشور و برخی موارد در داخل کشور، که جریاناتی نیز بر التهاب آن میافزایند، تمام مسئولان کشور مسئول اتخاذ تصمیماتی هستند که بر آینده کشور و مردم عزیزمان تاثیر میگذارند.
افزون بر این، حفظ و تعمیق رابطه دولت-ملت ، شما بخوانید حکومت و ملت ،دراین شرایط پیچیده، ضرورتی تاریخی است؛ تا امید، آرامش، و ثبات دوباره درکشور استوار شود؛
صد البته با اتخاذ سیاست و تصمیمات یک از قبیل:
۱ـــ تثبیت گفتمان عقلانیت سیاسی در شرایط بحرانی
در نظریههای سیاست بحران، تاکید میشود که مشروعیتِ سیاستمداران در شرایط بحرانی نهتنها ازطریق تصمیمگیریهای مؤثر بلکه با «تصویرسازی فعالانه» وضعیت نزد افکارعمومی بازتولید میشود.
دراین راستا، تصویرسازی همه ی مسئولان کشور اعم از انتخابی مستقیم و غیر مستقیم و انتصابی، نقشی حیاتی دارد؛ تا مردم و جامعه بدانند بحران توسط چه الگویی مدیریت میشود.
اگر این تصویرسازی به پراکندهگویی دیگران واگذارشود، میدانِ روایت به جریانات رادیکال یااحساسی منتقل میشود.
۲ ـــ کاهش هیجانات جمعی
برای کیفیت تصمیمگیری
هیجانات جمعی دردوران ترک مخاصمه مستقیم و آتشبس، تمایل به قطبیسازی وتحریک احساسات دارند؛ درعین حال، علم تصمیمگیری مدرن تاکیددارد که تصمیمات باید در محیطی باحداقل هیجان وحداکثر دادههای واقعی اتخاذشود.
درغیر اینصورت احتمال خطا، هزینهزایی وشکست دیپلماتیک بالا میرود. بنابراین خنثیسازی فضای احساسی درسطوح تصمیمگیر سیاست خارجی ضرورتی قطعی است.
۳ ــ مسئولیتپذیری حکمرانی و پیوند با امنیت ملی
وفق نظریههای حکمرانی مناسب، درساختارهایی مانند شورای عالی امنیت ملی، پاسخگویی مستقیم وشفاف رییس شورا به افکار عمومی عنصرکلیدی اعتمادسازی است. درغیر اینصورت «سیاست اعلامی» و«سیاست اعمالی» دوگانه میشوند و این دوگانگی به کاهش سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام حکمرانی و تصمیمگیری میانجامد.
۴ــ بحران، آزمون مشروعیت و روایت حکمرانی
هر بحران، وضعیتی برای بازآفرینی یا تضعیف سرمایه نمادین دولت است. اگر مدیریت بحران شفاف، ارتباطی و اقناعی نباشد، مردم وضعیت را به جای نظم، بیثباتی درک میکنند؛ و شکاف دولت-ملت شما بخوانید حکومت و ملت ،تعمیق میشود.
لذا اقدام مسئولان کشور در توضیح مسیر سیاست خارجی، بخشی از «تولید نظم نمادین» است.
۵ـــ گفتوگوی مستقیم با مردم به مثابه راهبرد روانی-اجتماعی
براساس روانشناسیِ اجتماعیِ بحران، مردم در وضعیت تهدید امنیتی دچار اضطراب جمعی میشوند؛که تنها با ارتباط مستقیم مسئولین و گفتوگوی رو در رو در امور سیاسی قابل تخفیف است.
عدم سخن گفتن مسئولان کشور با مردم، بحران را به روایتهای غیررسمی واگذار میکند که میتواند مخرب باشد.
۶ــ جنگ، یکپارچگی ملی و پشتیبانی از مدافعان کشور
بحرانهای امنیتی درکوتاهمدت اغلب موجب شکلگیری همبستگی اجتماعی و تقویت هویت جمعی میشوند. در ایران نیز تجربه حمله مستقیم متجاوزان و پاسخ دفاعی، موجی از ایرانیّت، وفاق ملی، وهمدلی با نیروهای مسلح مدافع کشور ایجاد کرد.
این «ایرانیّت» و«انسجام ملی»، فرصتی بیبدیل است؛لذا:
اگراین «افتخارات» پاس داشته نشوند، و نتوانند به سرمایهای پایدار تبدیل گردند،ممکن است پس از فروکش کردن هیجانات،دوباره جامعه به قطبیسازی و بیاعتمادی بازگردد.
پاسداری ازاین همبستگی نیازمند روایت سازی واقعی، قدردانی عملی از مردم و مدافعان و ترجمه این حمایت مردمی به سیاستهای پایدار اجتماعی, فرهنگی ،سیاسی و اقتصادی است.
درادبیات سیاست امنیتی، این پدیده را«یکپارچگی دفاعی-مدنی» مینامند که پایه سرمایه نمادین در موقعیتهای پرمخاطره است.
بازسازی واقعی جامعه مدنی و مرجعیّت نخبگان، توسعه سیاسی و رعایت حقوق شهروندی
جامعه مدنی و نخبگان، نقش لایه میانی حکومت و مردم را ایفا میکنند.بحران اخیر نشان داد که اعتماد عمومی به مرجعیت نخبگان و نهادهای مدنی درحال بازسازی است. چرا که بهترین راه تقویت تابآوری ملی و مدیریت بحرانهای آینده، تقویت شبکههای مدنی و گفتوگوهای آزاد است. در ادبیات توسعه سیاسی، این کار بخش مهمی از«پایداری دموکراتیک» تلقی میشود. لذا چنانچه این روند تعمیق نگردد و به نهادهای مدنی و روشنفکران میدان داده نشود، سرمایه اجتماعیِ نوظهور فرسوده خواهدشد.
قابل توجه مسئولان نظام
در بحرانهای این چنینی، اقتدار سیاسی در«جهتدهی احساسات مردم»، «هدایت هوشمندانه هیجانها»، در تبدیل آن به «سرمایه اجتماعی مورد اعتماد» متجلی میشود.
این امر نیازمند اقدام زیر در:
تصویرسازی فعال،
تصمیمگیری غیر هیجانی،
مسئولیتپذیری شفاف،
مدیریت روایت بحران،
و ارتباط مستقیم با جامعه است.
تمام این عناصر، ستونهای حکمرانی عقلانی و مناسب در موقعیتهای بحرانیاند که بایستی مورد توجه جدی تمام مسئولان کشور در اقصی نقاط کشور قرار گیرد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0