شنیدن به موقع صدای ملت ،بازگشت واقعی حاکمیت به مردم با اصلاحات ساختاری اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی

فقط مقصر دانستن دولت چهاردهم در اعتراضات اخیر کشور , پاک کردن صورت مسئله خواهد بود

داغدار تمام انسان های عزیزی هستم که در آتش کینه توزی و نفرت افکنی بدخواهان خارجی و داخلی ، جان عزیز شان را از دست دادند

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار—-قبل از انعقاد کلام لازم میدانم تأسف و تأثر عمیق خود را از کشته شدن هزاران عزیزی که در اثر کینه توزی ، نفرت افکنی و خشونت ورزی دشمنان خارجی و داخلی ایران و ایرانیان ، جان نازنین شان را از دست دادند ، اعلام نمایم.

اعتراضات اخیر گروه هایی از مردم در نقاط مختلف کشور به وضعیت نوسانات قیمت ارز و گرانی ، تورم و کاهش شدید ارزش پول ملی و برخی سیاست های نادرست دیگر در حوزه های مختلف ، توسط حاکمیت برای بار چندم به نظام حکمرانی در ایران یاد آور شد که ضرورت اصلاح ساختار در جهت اعمال حکمرانی مناسب ، از نان شب هم واجب‌تر می باشد.

 

 

شنیدن صدای مردم و اصلاحات ساختاری توسط نظام حکمرانی در ایران و دل خوش نکردن برخی به مداخله ی اجانب و بیگانگان

 

 

 

مرحوم دکتر محمد مصدق ، نخست وزیر دولت ملی ایران و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران می فرمایند:

«چگونه ممکن است خون ایرانی در رگ های کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در امور کشور تحمل کند؟ حضور و دعوت از اجنبی و بیگانه در هر اندازه ، صورت و شکل به صورت نظامی و تسلیحاتی برای هیچ کشوری آزادی ، عزت و زندگی شرافتمندانه به ارمغان نمی آورد.»

 

به نظر می رسد ، مشکل اساسی در جامعه کنونی ایران ، امتناع از فهمیدن و درک مطالبات واقعی و همه جانبه ی مردم و مقاومت افراطیون در برابر فهم و درک درست از اوضاع زمانه می باشد.

بحران تحلیل و واکاوی جامعه ی ایران ، آنجا خودش را آشکار می‌کند که نظام حکمرانی در ایران به ‌موقع نمی تواند صدا و مطالبات واقعی و همه جانبه ی مردم را بشنود و همچنین نمی تواند اصلاحات ساختاری و واقعی را در زمان لازم ، انجام دهد.

 

می توان ادعا کرد ،حوادث دیماه سال ۱۴۰۴ در میان حدود ۱۰۰ حادثه و اعتراض مطالعه شده پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تا به امروز ، از نظر شدت درگیری ، حجم خشونت ، وسعت و پراکندگی جغرافیایی و طولانی بودن مدت آن ، بی سابقه است ، یعنی از ۸ تا ۲۱ دیماه در ۳۳۳ شهر با تلفات چندین هزار نفری و مجروحان و بازداشت شدگان زیادی همراه بوده‌است.

شنیدن صدای مردم و انجام اصلاحات ساختاری و واقعی همه جانبه توسط حاکمیت ،گام قابل توجهی برای حل و فصل مباحث و مشکلات موجود صد البته بصورت واقعی و اساسی و نه پروپاگاندای ، تبلیغاتی زود گذر می تواند در کاهش و حل و فصل مشکلات و معضلات کشور بصورت همه جانبه و زیر بنایی بخوبی مؤثر باشد و بایستی نظام حکمرانی در ایران ،تلاش کند آب رفته را به جوی باز گرداند.

حاکمیت با اتخاذ تدابیر منطقی جهت حکمرانی مناسب ، بایستی معضلات و مشکلاتی که طی دهه‌های گذشته در حوزه‌های مختلف بوجود آمده و تبدیل به چالش های جدی و اساسی و خسارت بار شده است را با رعایت تمام و کمال حقوق اساسی ملت در تمام ابعاد اقداماتی عینی و قابل لمس برای بازگشت واقعی به مردم انجام دهد و در تمام مناسبات نادرست ، تمامیت خواهانه ، رانت آفرین و تبعیض آلود ، تجدید نظر واقعی و اساسی نماید.

فقط در این صورت خواهد توانست بر نقشه های رنگارنگ و متنوع دشمنان قسم خورده این آب و خاک ، ایران عزیز غلبه کند ،در غیر اینصورت اگر باز هم عده‌ای در درون ساختار حکمرانی در ایران فقط در شعار دم از مردم بزنند و در عمل با تنگ تر کردن فضای سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی و… برای دگر اندیشان و قشرهای مختلف مردم و تکرار ویژه خواری و برتری طلبی ، خودی و غیرخودی خواندن قشرهای مختلف و… نه تنها در این شرایط بسیار سخت، مشکلی از هزاران مشکل و معضلات برجای مانده از روش های حکمرانی نامناسب ، تمامیت خواهانه و تندروانه ی معدودی و صد البته دشمنی های رژیم آمریکا و رژیم اسرائیل ، تحریم ها و…حل و فصل و به سمت کاهش نخواهد رفت ، بلکه بر وخامت اوضاع و طمع بیگانگان خواهد افزود.

بایستی تمام تدابیر و سیاست ها در جهت همگرایی و هم افزایی واقعی تمام ایرانیان با عقاید ، تفکرات ، نژاد ها، زبان های مختلف ، متنوع و متکثر استوار گردد.

اگر در این پیچ تند و بسیار خطرناک تاریخی ،حاکمیت توانست با حکمرانی مناسب و واقعی و رعایت کننده ی حقوق اساسی ملت و همچنین تأمین کننده ی منافع ملی واقعی ، اوضاع را تدبیر و مدیریت کند ، می توان به آینده ی ایرانی آزاد و آباد امیدوار شد و از این توطئه‌ها با کمترین خسارت ها و صدمات گذشت.

 

 

 

اعمال سیاست های درست و استاندارد اقتصادی و ارتباط اقتصاد ایران با اقتصاد بین‌الملل.

همین اقدام با تدبیر دولت چهاردهم ، در تک نرخی کردن قیمت ارز بسیار تأثیرگذار خواهد بود،چون تجربه بسیار موفق دولت اصلاحات در این ارتباط می تواند چراغ راه متولیان و ملت باشد، البته ضرورت دارد تا برای کاهش مشکلات معیشتی مردم اقداماتی انجام دهند تا مردم در شرایط اجرای اقتصاد مبتنی بر تک نرخی شدن ارز، کمترین آسیب را متحمل گردند.

در این رابطه هم سیاست گذاران ، هم مجریان بایستی موضوع تک نرخی شدن ارز را یک فرآیند اقتصادی پویا ببینند و به آن پایبند باشند و پس از عملیاتی شدن آن ، وارد مرحله بعدی یعنی کاهش تعرفه های مختلف و حذف سهمیه های خاص ، حذف بودجه های غیر مفید برخی نهادهای موازی در حوزه‌های مختلف و نهایتاً وارد مرحله رقابتی کردن اقتصاد و تجارت و بازار به شکل واقعی و بسط قوانین و مقررات برای گسترش ارتباطات اقتصاد کشور با اقتصاد بین‌الملل مورد توجه همه جانبه قرار گیرد.

همچنین در کنار این اقدامات ، بازگشت واقعی و دمکراتیک حاکمیت از برخی سیاست های نادرست و تمامیت خواهانه و حامی اقلیت تندرو و برخی باند های فلج کننده اقتصاد و معیشت مردم ، باعث خواهد شد تا تمام اقدامات برخی دول متخاصم و بیگانه برای دخالت حداکثری در امور داخلی کشور ، خنثی شود.

مردم ایران تاکنون بخوبی توانسته اند تا دخالت های بیگانگان را مورد کم ترین توجهی قرار ندهند و اکنون نوبت حاکمیت است که با رجوع واقعی به مردم با سیاست های مدبرانه و منطقی در تمام حوزه‌ها و عرصه ها ، صداقت و مردم باوری واقعی خود را نشان دهد.

حاکمیت بایستی با سعه صدر ،صبوری و متانت کامل صدای قشرهای مختلف مردم را بخوبی بشنود و پاسخگوی مطالبات ایرانیان در تمام زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی باشد تا کشور بتواند از این پیچ بسیار خطرناک تاریخی بسلامت بگذرد.

دولت چهاردهم و شخص دکتر پزشکیان بایستی به وعده‌هایی که به مردم داده است ، کمی پافشاری و جدیت بیشتری داشته باشد و همچنین نسبت به ضعف های موجود در قوه مجریه و برخی وزرا و مدیران اجرایی حساسیت ملموسی داشته باشد تا سرمایه اجتماعی آسیب نبیند.

 

 

نگاهی به تجربیات تاریخی

 

 

تجربیات تاریخی می گوید که اگر حکومت ها در دوران اقتدار شان با اعتراضات و مخالفت های مردم شان مواجه شدند ، در اوج اقتدار به مطالبات واقعی مردم در حوزه‌های مختلف اهمیت دادند و برای رفع موانع و مشکلات به شکل واقعی عمل کردند ، می توانند از خطرات مختلف و متنوع در امان بمانند و در ادامه می توانند با تکیه بر بنیاد های دمکراتیک ، جامعه را از بحران ها و مخاطرات پیش رو دور نگهدارند .

اما اگر به سازگار های منطقی و دمکراتیک آن تن در ندهند و با روش های متوسل به زور و خشونت برای کنترل جامعه اصرار بیش از حد داشته باشند ، در یک فرآیند زمانی نه کوتاه و نه بسیار بلند مدت با پدیده ی انقلاب مواجه خواهند شد که نه به سود حکومت و نه به سود مردم و حتی نه سود تمامیت ارضی کشور در وضعیت کنونی خواهد بود.

این ناکامی ها در تاریخ ایران از دوره ی قاجار تا به امروز زیاد بوده است.

در عصر ناصرالدین شاه قاجار، اصلاح گرانی مانند امیر کبیر و دیگران نادیده گرفته شدند و به قتلگاه رفتند و روند اصلاحات میرزا تقی خان امیرکبیر ناکام ماند و ایران همچنان قجری و عقب مانده ، باقی ماند.

بر عکس ،در جریان انقلاب مشروطیت ، شاه مظفر ،در مقابل مردم مقاومت نکرد و به مردم مجلس و قانون اساسی داد و سلطنت را بصورت مشروطه نگهداشت و کمی جامعه ایران جان گرفت.

پس از آن رضا شاه، اقداماتی برای مدرنیزاسیون جامعه ایران آغاز کرد و توانست ، ایران را از عقب ماندگی مزمن دوره قاجار نجات دهد ، اما اجازه اصلاح واقعی امور را نداد و سرنوشت خود و پسرش آن شد که خود به تبعید اجباری رفت و سلطنت پسرش نیز در بهمن ماه سال ۵۷ با انقلاب به پایان رسید.

رضاشاه سرکوب کرد، اجازه اصلاحات نداد، درست است در آن دوره انقلاب نشد ولی با فشار دولت متفق جنگ جهانی دوم از کشور تبعید شد و خدماتش هم لکه‌دار شد.

ولی پسرش ، محمد رضا شاه ، به اصلاحات ساختاری در حوزه‌های مختلف تن در نداد و با امواج مخالفت ها و اعتراضات سال ۱۳۵۷ مواجه شد و صدای ملت را بموقع نشنید و انقلاب شد.

 

حال جمهوری اسلامی، بایستی از درس های تاریخی عبرت بگیرد و با تن در دادن به اصلاحات ساختاری منطقی و با تدبیر ، ابتکار عمل برای ساماندهی واقعی امور کشور در تمام حوزه‌ها را در دست داشته باشد و این اقدام قطعا با فشار و سرکوب اعتراض‌های قشر های مختلف مردم به سرانجام مطلوب نخواهد، انجامید ، بلکه با گفتگوی واقعی با مردم و بازگشت دمکراتیک به جامعه و اصلاح در بسیاری از حوزه های مختلف ، می تواند سرنوشت تکراری رژیم های سیاسی مختلف را تکرار نکند.حال که بیگانگان و تمامیت خواهان خارجی هم چشم طمع به مام میهن ، ایران سرافراز دارند ، ضرورت دارد تا رابطه حاکمیت و مردم بسیار صمیمانه و دوستانه باشد و این مهم هم با شعار مهیا نمی شود ، بلکه با اصلاح واقعی بسیاری از نابسامانی ها در سیاست های داخلی و خارجی و پس زدن افراطیون داخلی ،از سوی حاکمیت ممکن خواهد بود.

 

 

انقلاب ، چاره کار نیست

 

 

صاحب نظران معتقدند، واقعیت موجود نشان می دهد که گزینه انقلاب، در ایران نه براحتی در دسترس و نه مطلوب است.

تجربه بررسی انقلابها در ممالک مختلف دنیا نشان داده است تا وقتی حکومت ها انگیزه، اراده و توان ماندن و فشار و سرکوب را دارند، هیچ انقلابی رخ نخواهد داد ، هر چقدر که انقلابیون و معترضین ،ناراضی و خشمگین باشند.

واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران ،انگیزه و توان ماندن با فشار را دارد و این را قبلاً هم نشان داده است ،ولی راه، ماندگار و منطقی نیست.

انقلاب هم مطلوب نیست. انقلاب‌ کردن وارد شدن به بی‌سامانی، آنارشیسم و خشونت است.

انقلاییون ، فقط یک روز پس از پیروزی انقلاب همه خوشحالند اما یک ماه بعدش نه!…

 

 

گزینه فرسایشی و نامطلوب

تورم بالا ، گرانی لجام گسیخته، بیکاری مزمن و…

 

 

اما وضعیت نامطلوب موجود یعنی زندگی فرسایشی همراه با تورم بالا ، گرانی لجام گسیخته، فقر رو به تزاید، بیکاری مزمن ، افزایش فاصله طبقاتی و…هم به نابودی تدریجی زندگی مردم و ساختار های کشور ایران خواهد انجامید.

وضعیتی که در آن حکومت در برابر اعتراضات مقاومت می کند، مردم هم به اعتراضات ممتد و گاه‌به‌گاه ادامه می‌دهند و هیچ ثباتی شکل نمی‌گیرد، و روند فروپاشی ، بصورت فرسایش تدریجی است و عاقبت ندارد ،ذره ذره مردن است.

اگر قرار است کشوری بنام ایران بماند و دردهای مردم به تدریج و مؤثر درمان شود و شکلی از زندگی باثبات به نفع همگان و بدون خشونت ورزی و بدون نفرت افکنی تداوم یابد؛ راهی جز دادن امتیازهای مؤثر توسط حکومت به مردم و رسیدن به توافق جدی بین مردم و حاکمیت در صورت وجود حکمرانی مناسب ، وجود ندارد.

این توصیه‌ای است که از تحلیل های نظری ، عمیق و تاریخی و همچنین صاحب نظران منصف برمی‌آید و تجربه و عقل بشری آن‌را تأیید می‌کند.

مظفرالدین‌ شاه که امتیاز داد، بنیان مشروطه را گذاشت که تاریخ معاصر ایران بر آن بنا شده است.

سالروز فرمان مشروطه را همه گرامی می‌داریم. جمهوری اسلامی هم که به زور از حجاب اجباری کوتاه آمد، کار خوبی کرد.

کوتاه آمدنش انسانی‌تر از تقابلش با زنان در چند دهه قبل بود.

 

 

گزینه سازنده و تفاهم آفرین

 

 

گزینه سازنده، امتیاز دادن حکومت به مردم و رسیدن به شکل متفاوتی از زندگی کردن یا همزیستی مسالمت آمیز است که در آن قراردادهای اجتماعی و مناسبات جدیدی بین مردم و حکومت برقرار شود.

در میانه طوفان امنیتی و ژئوپلتیکی که در خاورمیانه و غرب آسیا وزیدن گرفته است، هر گزینه دیگری، حتی اگر هیجان‌انگیز و دل‌خنک‌کننده به نظر برسد، شاید آغاز ویرانی بی‌پایان باشد.

 

 

سخن پایانی با حاکمیت

 

 

اگر می‌خواهید ایران سامان یابد، به تجربه تاریخی، عقل خشونت‌پرهیز، و علوم اجتماعی احترام بگذارید و با معامله دموکراتیک و شنیدن صدای ملت و انجام اصلاحات ساختاری و واقعی و دادن امتیازات پایدار، معنادار، مؤثر به مردم ایران در مقابل باقی ماندن حکومتِ عادلانه‌ی باثباتِ و توسعه‌گرا را صورت‌بندی و اجرا کنید.