سخنی با تقلیل گرایان و تمامیت خواهان تندرو و مخالفان گسترش اتحاد و انسجام ملی تمام ایرانیان ؛

لطفاً سطح ناسازگاری درونی جامعه را در این شرایط حساس ،گسترش ندهید

تندرو ها در آروزی تبدیل ایران به کره شمالی هستند که این آرزوی در یکی از حساس ترین نقاط کره زمین برآورده نخواهد شد

 

علی کریمی پاشاکی ــ روزنامه نگار

 

قبل از انعقاد کلام لازم میدانم یادآوری کنم که از نظر این قلم رعایت هنجارهای قشنگ اجتماعی ، فرهنگی ،ملی، مذهبی و آیینی ، البته بدون توسل به خشونت ورزی و نفرت افکنی‌ و در بدون استفاده ابزاری از قانون و اعتقادات ،می تواند به شکل معجزه آسایی به نشاط ، شادابی و پویایی جامعه کمک شایانی نماید.
چون در صورت توسل به خشونت و زور ، مرتکب عمل ناهنجار می شویم و عمل ناهنجار هم خود چالش‌های امنیتی برای جامعه ایجاد خواهد کرد.
برای نمونه جامعه ایران هزینه ها و عوارض منفی اجرای با توسل به خشونت و زور قانون حجاب و عفاف را پس داده و با تدابیر و درایت خوب دولت چهاردهم و شورای عالی امنیت ملی ، اجرای این قانون مسکوت ماند و نتایج بسیار خوبی هم در ایجاد آرامش در جامعه با وجود مشکلات بسیار غامض اقتصادی و معیشتی به همراه داشته است.
در ارتباط با موضوع حجاب و عفاف، وجود برخی تبعیض های جنسیتی ، اعتقادی، رانت خواری، ویژه خواری ، کندی اینترنت، ایرانی تر بودن برخی معدود از هموطنان نسبت به اکثریت ایرانیان در ایران بنا به دلایل مختلف و در شرایط کنونی به علت جنگ تحمیلی و غیر قانونی آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل علیه ایران ، به نظر می رسد با توجه به همراهی خوب تمام ایرانیان با حاکمیت در مقابله با تجاوزگری و ویرانگری آمریکا و رژیم اسرائیل ، تنبیه و تحت فشار قرار دادن ایرانیان با بالا بردن سطح ناسازگاری و دامن زدن به برخی آشفتگی های و… باعث خواهد شد تا تمام مباحث فوق الاشاره خودشان بر چالش های امنیتی بیفزایند و این موضوعات باعث ایجاد نارضایتی و تبدیل به عامل عکس خود شود.
به نظر می رسد که اقلیت تندرو و پایداری ها ایده‌آل شان این است که ایران به کره شمالی تبدیل شود که این ایده بنا به هزاران دلیل عملی نخواهد شد.

سخنی با تندروها و تمامیت خواهان در اقلیت

دامن زدن به سطح ناسازگاری ها و آشفتگی ها توسط برخی تندرو تمامیت خواه در حوزه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ،کندی و قطع موقت اینترنت و… علاوه بر ایجاد رابطه قطبی و ناسازگاری در داخل کشور ، باعث تعطیلی و ورشکستگی کسب و کارهای تکنولوژیکی و هوشمند شده و خواهد شد و این یعنی چالشی امنیتی و خسارت بار!!.
در ضمن آندسته از مخالفان تندرو و تمامیت خواه بازگشایی در امور مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی،اینترنت بین‌المللی و….که نه غم نان ، بیکاری، معیشت دارند و نه غم آرامش و امنیت کشور ، از صبوری ، شخصیت ، متانت و بزرگواری ایرانیان وطن پرست که نمی خواهند خدای ناکرده مانند گذشته ایرانی که در نقشه جغرافیایی مانند شیر بود و با طمع بیگانگان و خیانت برخی در داخل در دوران قاجاریه تبدیل به گربه شد، در این تجاوزگری امپریالیسم آمریکا و دیگر دشمنان این آب و خاک ، ایران تبدیل به موش شود، درس بگیرند که با وجود تمام کمبودها ، نارسایی ها ، تبعیض ها و ندانم کاری ها و… ، تمام ایرانیان سلحشور فقط بخاطر ایران عزیز و حراست از تمامیت ارضی کشور در مقابل متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی چنان همراهی و ایستادگی کردند که دنیا را انگشت به دهان نگاهداشته اند، با مخالفت‌های معنادار تان در حوزه‌های مختلف سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و…، تلاش های مردم شریف و نجیب ایران و آندسته از مسئولان دلسوز کشور را همانند گذشته برباد ندهید!!.
اینکه برخی تندرو و تمامیت خواه با رفتار و اعمال تندروانه خود نه به منافع ملی و نه به تمامیت ارضی و همبستگی ملی ایران توجه ندارند، نباید مشکل اکثریت ملت و آندسته از مسئولان دلسوز ملک و ملت باشد!.

و اما چالش گسترش سطح ناسازگاری و مخاطرات آن برای منافع و امنیت ملی

صاحب نظران و آگاهان معتقدند وقتی کودک به دنیا می‌آید بدنش آنچنان منعطف است که می‌تواند شست پای خودش را بمکد. اما دو سال بعد دیگر چنین کاری برایش ممکن نیست. این کاهش انعطاف‌ پذیری در تمام طول عمرش ادامه می‌یابد تا جایی که در پیری دیگر گردنش هم بخوبی نمی‌چرخد و برای دیدن پشت‌ سرش باید تمام قد به عقب برگردد. سازمان‌ها و نظام‌ها نیز این‌گونه‌اند؛ یعنی هرچه از عمرشان بگذرد و ساختارهای قانونی و نهادی‌ شان به سوی گذشت زمان و فرسودگی و پیری برود، توانایی‌شان برای گرفتن تصمیماتی از جنس «تحول، تغییر، بازسازی، نوسازی» کاهش می‌یابد.
مثلا در اوایل انقلاب به‌ سادگی می‌شد از اصلاح قانون اساسی سخن گفت و یک‌بار هم قانون اساسی اصلاح شد. حتی در سالهای گذشته نیز برخی مقامات ارشد کشور از لزوم اصلاح مجدد قانون اساسی سخن گفتند.

اما به نظر می رسد امروز تقریباً هیچ‌کس در داخل کشور و حکومت جرأت طرح چنین درخواستی را ندارد و هر کس هم در بیرون حکومت چنین درخواستی بکند او را به داشتن قصد براندازی متهم‌ می‌کنند.
یعنی حکومت عملا نمی‌تواند از امکانات بالقوه و قانونی‌ اش برای حفظ «انعطاف‌پذیری»‌ خود استفاده کند. این یعنی رسیدن سیستم به حد فرسودگی و پیری و مرحله ای که نیاز به بازسازی و نوسازی در حوزه‌های مختلف را بشدت مورد نیاز برای ادامه ی بقاء می باشد.

همچنین سیستم‌های زنده ی بدن، سازمان یا نظام، در دوران جوانی خود، «کنترل‌پذیری»‌شان افزایش می‌یابد و سپس وقتی وارد دوره پیری می‌شوند
کنترل‌ پذیری‌شان کاهش می‌یابد.
کودک در نوزادی نمی‌تواند حرکت دست‌ و پای خود را کنترل کند، اما کمی‌ که رشد کرد، راه‌ می‌افتد و سپس دوچرخه‌سواری می‌کند و بعد در نوجوانی حرکات ژیمناستیک انجام می‌دهد.
اما با ورود به مرحله پیری، دوباره کنترل‌پذیری‌اش کاهش می‌یابد تا جایی که نمی‌تواند بدون عصا یا کمک دیگران راه رفتن خود را کنترل کند.

در دهه اول پس از انقلاب، حکومت نه تنها در اجباری ساختن حجاب بلکه در کنترل گروههای مسلح و حتی در به عقب‌راندن ارتش متجاوز صدام و فراتر از آن در مدیریت اقتصاد مثل کنترل قیمت‌ها، ثبات نرخ دلار و … موفق عمل کرد؛ یعنی کنترل‌پذیری‌اش بالا بود. اما امروز تقریباً در بیشتر زمینه‌ها کنترل‌پذیری را از دست داده است.
وقتی یک فرد یا یک ساختار سازمانی یا سیاسی به مرحله‌ای برسد که همزمان «انعطاف‌پذیری‌» و «کنترل‌پذیری‌»اش پایین بیاید، نشانه مرحله پیری است.
امروز حکومت تقریبا در همه عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی وارد این مرحله شده است.
اکنون جامعه ای را در نظر بگیرید که وارد مراحل پیشرفته پیری شده است یعنی بدنش، هم انعطاف‌پذیری و هم کنترل‌پذیری خودش را از دست داده است، اما وقتی می‌خواهند کمکش کنند، غرورش اجازه نمی‌دهد و با پرخاشگری دستش را می‌کشد.
این وضعیت را در علم روانشناسی «ناسازگاری غرور و ناتوانی‌» می‌گویند.
چنین جامعه ای که اجازه نمی‌دهد دیگران کمکش کنند، با یک حادثه وارد مرحله بحران و چالش‌های جدی می‌شود؛ مثلا با یک زمین خوردن، لگنش می‌شکند و زمین‌گیر می‌شود و یا شاید فرد حتی بمیرد.

رفتار حکومت درباره حجاب، عفاف، تبعیض جنسیتی، خودی و غیرخودی، رانت، امتیازات ویژه، فیلترینگ و قطع اینترنت، نشانه ورود ساختار سیاسی به مرحله «ناسازگاری غرور و ناتوانی» است. حکومت، هم می‌داند و اگر نمی‌داند باید بداند که دیگر نمی‌تواند حجاب اجباری را به این نسل تحمیل کند؛ و هم جرأت و توان روانشناختی برای عقب‌نشینی در این موضوع را ندارد.
این وضعیت در حوزه‌های متعددی نظیر فیلترینگ ،قطع اینترنت ، موضوع آب، بنزین، فساد، آموزش‌، آلودگی، سیاست‌ خارجی، داخلی و … نیز چنین است.
برخی صاحبنظران می گفتند که با اجرای قانون«ترویج فرهنگ عفاف و حجاب»، نظام وارد وضعیت «ناسازگاری درونی» شود که شد و هزینه های بسیاری هم برای ملک و ملت ایجاد کرد.
حال به نظر می رسد همان وضعیت تجربه شده تلخ و خسارت بار دو باره می خواهد توسط برخی تندروها تکرار شود، نباید راه خطای آزموده شده را برای چندمین بار آزمود؟!؟!.

این قلم از این جهت که اجرای این نوع مقرارت ، ضوابط حتی موقت و برخی قوانین مانند حجاب و عفاف ممکن است، در زمانه‌ای که این همه فشار اقتصادی بر جامعه است و مردم ایران بخوبی در مقابل دشمنان مقاومت ، ایستادگی و تاب آوری کردند و خود را اثبات نمودند، خدای ناکرده مردم و جامعه را عاصی و کشور را وارد فاز بی‌ثباتی کند مخالفم.
توصیه جدی این قلم به حاکمیت این است که مبارزه با نسل آینده‌ سازان داخل ایران را بگذارد بعد از حل‌ و فصل مسائل مبارزاتی‌اش با دنیای خارج.
به قوه محترم مجریه نیز توصیه‌ می‌کنم بر قول رئيس‌ جمهور پزشکیان به مردم متعهد بماند و مسئولیت اجرای چنین قوانین ، مقرارت ، ضوابط و مصوبات موقت به حداقل برساند و یا مانند قانون حجاب و عفاف را همچنان بایگانی کند.