«««انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا،تجدید نظر و بازنگری واقعی در قانون اساسی و قانون و رویه های انتخاباتی برای جلوگیری از «بحران مشارکت» را باید برای تبدیل نشدن به چالش های نظام ،جدی گرفته شود.»»»

تا زمان برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و ریاست جمهوری زمان زیادی نمانده‌است ،ولی در این ارتباط شور و هیجان خاصی در اقشار مختلف مردم مشاهده نمی شود.به نظر می‌رسد،هم اکنون با یک پدیده‌ای تحت عنوان «بحران مشارکت» روبرو هستیم. اساس و ریشه ی این بحران در بحران انتخابات نهفته است،چون ذی نفعان غیر واقعی در انتخابات،اصل و اساس انتخابات را به چالش کشیده اند.
بطوریکه در ایران پس از انقلاب تقریباً هیچ انتخابات بدون عارضه نداشته‌ایم،حال در برخی انتخابات چالش ها و عارضه ها ضعیف و در برخی جدی بوده است.با وجود کثرت برگزاری انتخابات در ایران،ولی با کمال تأسف رویه ها و قوانین انتخاباتی مطلوب و مورد توافق اکثریت جامعه باشد،نداریم.حتی بسیاری از شخصیت های مورد وثوق ملی که از درون همین نظام و پس از انقلاب برای انتخابات بودند،برای حضور در عرصه انتخابات باقی نمانده اند و یا آنان را وارد چالش های خودساخته ی سیاسی و جناحی عجیب و غریب کرده‌اند تا نتوانند در انتخابات خود را عرضه کنند.
ما در سال ۱۳۵۷ با چنان مشارکت مطلقی عمل کردیم که به برند و رکوردی در تاریخ تحولات سیاسی بدل شد ،ولی آنچیزی که در حال حاضر‌با مواجهیم ،خیلی عجیب است ،این است که جامعه ما بعد چهل سال و اندی براساس نظر سنجی ها ۳۰ تا‌۳۵ درصد میل به مشارکت دارند که البته این مقدار هم بر اساس همان صف بندی های سیاسی می باشد که مشارکت این میزان کم را ممکن می کند و در غیر اینصورت،مابقی جامعه اعلام عدم مشارکت فعال کرده‌اند،این پدیده ی عجیبی است .چرا ما باید بعد بیش از چهل سال با چنین وضعیتی مواجه شویم؟
انتخابات مجلس__انتخابات شوراها__انتخابات ریاست جمهوری و…
به نظر می‌رسد،که در ایران دو عرصه انتخابات داریم که می توانست و می تواند در صورت فراهم شدن سازوکار های مناسب،نقش تحول آفرین و زمینه ایجاد تغییرات دمکراتیک و منطقی را دامن بزند؛
۱__انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا
۲__انتخابات ریاست جمهوری

برخی صاحب نظران معتقدند که نحوه عملکرد مجالس مختلف اثبات کرده است که عملاً انتخابات مجلس شورای اسلامی در سرنوشت کشور چندان تاثیرگذار و مهم نیست،چون هزاران مؤلفه ی پیدا و پنهان دارد و اساساً از طریق مجلس تحولات و تغییرات رقم زده نمیشود،در ضمن مجلس هیچ گاه در رأس امور نبوده است.
اما انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا اگر مطلوب برگزار شود،حنبه مشارکت مدنی جامعه را بالا می برد و بخش مشارکت اجتماعی را فعال می‌کند و در واقع نیروی انسانی فعال و تاثیرگذار برای کشور تولید می کند و از سوی دیگر بحران مشروعیت نظام را کاهش می دهد و بنیان های دمکراتیک را تقویت می نماید،چون باعث می شود که اقشار مختلف از کارمند،دانشجو،بازاری،خانه دار، پزشک،مهندس ،پرستار،استاد دانشگاه،معلم،کارگر و… در انتخابات هم به عنوان نامزد و هم به عنوان رأی دهنده شرکت کنند و این شور و هیجان اجتماعی،مشارکت مدنی را به شکل حداکثری امکان پذیر می کند.
نگاه اصولگرایان و اصلاح‌طلبان به مشارکت مدنی
به نظر می‌رسد ،نگاه و تفکر اصولگرایان عملاً مخالف مشارکت مدنی و حداکثری باشد،چون تفکر اصولگرایی( محافظه کارانه) همیشه تمایل دارد که اعمال حاکمیت از بالا به پایین باشد و با رویه مشارکت مدنی افراد جامعه که مطالبه محور است سازگاری ندارد ،فقط در شعار موافقت دارد ولی عملاً با آن سازگاری ندارد.
اردوگاه اصلاح طلبان بر خلاف اصول گرایان به مشارکت مدنی و حداکثری اقشار مختلف مردم باور دارند و برای حضور حداکثری مردم در انتخابات می کوشند که در ایران مسبوق به سوابق فراوان است.
ولی با کمال تأسف برخی در روند اصلاح طلبی در ایران همه ی مجموعه ها و فرآیند ها را سیاسی تلقی کرده‌اند و به آن آب و تاب سیاسی داده‌اند،از جمله پتانسیل و ظرفیت اجتماعی نهاد شوراها را سیاسی کرده ند و حتی تلاش کردند نیروهای جامانده از پروسه سیاسی انتخابات مجلس را روانه شورا ها کنند که نتایج مطلوبی را به همراه نداشته است. این در شرایطی است که می بایست از شوراها که نهاد اجتماعی است برای کادرسازی و چهره سازی مدیریتی استفاده می کردند.
می شد در دو انتخابات اخیر شورا ها و ریاست جمهوری دوازدهم با کادرسازی و چهره سازی در شوراها و اقدامات مناسب در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی،امکان ایجاد بنیان ها و تغییرات و مهم و ساختاری با روش های قانونمند در نظام اجتماعی ایران را رقم زد و یا حداقل پایه گذاری کرد تا با بودن شوراها ،دستاوردها در این دوران در فاز مشارکت و اثرگذاری کم حاصل نشود.

تلاش مسئولان برای حضور همه‌ی ایرانیان واجد شرایط نامزدی در انتخابات باید بیشتر شود
همچنین ناظران و برگزار کنندگان انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی نباید با شائبه ی طراحی و مهندسی انتخابات خدای نکرده یک جانبه گرایانه ،ان را به چالشی برای منافع ملی ایران و ایرانیان تبدیل کنند. ضرورت دارد تا بیانات رهبری در ارتباط با حضور حداکثری مردم در انتخابات از طرف ناظران و مجریان جدی‌تر از سابق گرفته شود.چون حضور واقعی اکثریت جامعه در انتخابات و حضور واقعی نمایندگان فکری و سلیقه های مختلف و متنوع آنان به عنوان نامزد،تامین کننده حضور حداکثری و نشان از اقتدار و ثبات نظام در داخل و خارج از کشور می باشد.
کم توجهی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان به جوانان
چندین سال که برخی بزرگان روند اصلاحات و اصلاح طلبی در ایران به نامه جوانان هوادار خود توجه نکرده اند ،درست همین وضعیت در مورد اصولگرایان هم با شدت بیشتر جریان دارد.اصولگرایان با استفاده ابزاری و پروپاگاندای تبلیغی در نظر داشتند و دارند با شعار جوان‌گرایی در نظر داشته و دارند تا فقط به مقاصد شأن برسند و بخاطر همین موضوع روز به روز گروهای جدید بوجود می آورند ولی خروجی شأن می شود ،مجلس کنونی که دارای عملکرد متناقض و پر ایراد در مقوله ی قانونگذاری.
صاحب نظران معتقدند،اگر پیام جامعه دریافت می شد و یک بازنگری و بازشناسی اساسی در اصلاح طلبی و اصولگرایی صورت می گرفت ،قطعا بحران مشارکت معنایی دیگر پیدا می کرد.
رقابت انتخاباتی بدون حضور رقیب
به نظر می‌رسد،در حال حاضر در جامعه ما یک گروه موسوم به اصولگرایان و رادیکال های بدون رقیب ،خود را پیروز انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی می داند و اساساً به همین دلیل هم دچار ‌چالش هستند،نمونه اش مجلس کنونی شورای اسلامی که بدون وجود رقیب بوجود آمد و اثرات منفی آن از هم اکنون قابل مشاهده است.
اساساً اصولگرایی وقتی می تواند اصولگرا باشد که اصلاح طلبی به عنوان رقیب در مقابلش قرار گیرد.
با کمال تأسف مشاهده می شود برخی ،اصلاح طلبی را به نیروی ضد ملی و خارج از بازی سیاسی تبدیل می کنند،مانند مراسم عروسی بدون داماد و یا عروس می ماند.مراسم عروسی بدون ‌داماد و یا عروس معنا ندارد .عروسی بدون داماد و یا عروس مانند رقابت انتخاباتی بدون رقیب است.
همه باید زنگ ها ی خطر سالهای گذشته که در شهرهای مختلف کشور بوجود آمد را مورد توجه قرار دهند.در سال ۱۳۹۸ همه‌ی رقبای انتخابات مجلس تقریباً از گردونه رقابت انتخاباتی حذف شدند و بدون رقیب عده‌ای در انتخابات با حداقل مشارکت پیروز شدند و به مجلس رفتند،برای همین است که اکنون در مجلس دچار چالش و بحران شده‌اند،چون صدای منتقد و یا مخالفی وجود ندارد و به همین دلیل است که بسیاری از مصوبات معمولی شأن دارای اشکالات اساسی است. اگر توصیه ها و عتاب های رهبری نبود در بسیاری از امور ،این مجلس سرنوشت کشور را به گروگان می گرفت.
بازنگری در قانون اساسی،اصلاح رویه های انتخاباتی ضرورت دارد

صاحب نظران باور دارند،باید ضمن بازنگری در قانون اساسی،رویه های انتخاباتی در ایران به طور جدی مورد تجدید نظر منطقی و واقعی قرار گیرد.باید احزاب واقعی و قوانین روزامد سازوکار های انتخاباتی را تعیین کنند نه گروه های فشار و یا ذی نفعان اقتصادی،تجاری و رانت خواران و…

جامعه با صراحت اعلام کرده است که نیاز به تغییرات بدور از خشونت و نفرت افکنی دارد و از کنشگران سیاسی اصلاح طلب،اصولگرا و میانه رو و… خواسته است که ایران نیاز به اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و میانه‌رو های روزآمد و همراه با تحولات مختلف سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی و… دارد.

علی کریمی پاشاکی__ روزنامه‌نگار