مردم درباره پیاده راه رفتن در شهر رشت چه می گویند؟

رشت، شلوغ و آلوده اما زیبا

 

 

«چند دهه از آن روزهای خوب گذشته است، از روزهایی که رشت شهر آرامی بود و خیابانهایش پاتوق پیاده روی ها عصر گاهی مردم. اما حالا شهر با جمعیتی پر شمار، ساختمان هایی بلند و خیابانهایی که در تسخیر خودروهاست، شبیه گذشته هایش نیست.»

… ماشین ها که آمدند صفای پیاده رو ها برچیده شد. آن وقت ها خیابان لاهیجان(شریعتی کنونی)، سبزه میدان، خیابان بیستون، خیابان امام خمینی (ره)( شاه سابق)، خیابان سعدی و لاکانی و … همه و همه پیاده روی های عصرانه مردم را شاهد بودند و مردم آن روزهای رشت کجا و مردم امروز رشت کجا؟!

خیابان پیاده یا پیاده راه، ایده ای بود که نخستین بار در شهرهای اروپایی و در دهه های میانی قرن بیستم میلادی به بعد مورد توجه قرار گرفت، ایده ای که علاوه بر کاهش مشکلات شهری، برای حفاظت از بافت های کهن و احیای حیات اجتماعی، در محدوده های مرکز و واجد ارزش های تاریخی به اجرا در آمد. حالا پس از تجربه های متعدد در جهان، یکی از مهم ترین گرایش های جدید شهرسازی، توجه به حرکت پیاده و نیازهای آن به عنوان یک موضوع فراموش شده مهم شهری است.

پیاده راه ها و مراکز خرید پیاده، محور ها و مسیر هایی هستند که عبور وسایل نقلیه تا جای ممکن در آنها کاهش یافته و یا حذف می شود، در واقع این معابر باید بر اساس بالاترین حد نقش اجتماعی طراحی شده باشند.

حسن خوب زندگی در شهرها، زمانی به اوج می رسد که شهر ها در خدمت انسان باشند نه در خدمت خودروها، به این ترتیب شهر و شهروند در جایگاه نقش خود قرار می گیرند و رضایتمندی مردم از زندگی روزمره و ارتباطشان با فضاهای شهری افزایش می یابد. با اینکه پیاده روی در شهرها یکی از عادت های تاثیر گذار بر سلامتی و همچنین افزایش احساس تعلق خاطر شهروندان به شهر است، اما در شهر شلوغی مثل رشت، ایا مردم از راه رفتن در خیابانهای شهر لذت می برند و چقدر علاقه مند به راه رفتن هستند؟ تعدادی از شهروندان به این سوال ما پاسخ دادند که در پی می آید:

مردم چه می گویند؟

«پیاده راه برویم؟» برای چه؟ چه لذتی دارد؟ این همه ماشین مگر جایی برای تماشا باقی گذاشته اند؟ رشت هم اکنون آنقدر بزرگ شده که پایی برای پیاده رفتن پیدا نمی شود. پیاده روها هم یا پر از سطل زباله است و یا سد معبر. این رشت برای بچه ها و نوه های ما جاذبه ای ندارد. بچه ها با همین نرم افزار موبایلی ها می آیند خانه، می گویند مادرجان، باباجان تا وقتی ماشین هست چرا با تن خسته و پای پیاده خودمان را عذاب بدهیم؟ ماشین ها هم سلامتی مردم را گرفته اند و هم صفای خیابان را. نگاه کن، چند پیاده رو را در رشت به کلی خراب کرده یا نصفش کرده اند و نصفش سهم خیابان ها شده و ماشین ها. جایی برای ما آدم ها نمانده. به خدا خودمان هم ماشینی شده ایم و نمی فهمیم.»

زن ۶۹ ساله ای که از اوایل زندگی در حوالی خیابان لاکانی و سبزه میدان، بوده می گوید:«پیاده روهای شهر کمتر عابری به خود می بینند که با لذت چند ساعت قدم بزند، همه رهگذرند.» این بانوی مهربان رشتی، اسم خیابانها و سبزه میدان و اطرافش را گذاشته کوچه حراجی ها، از بس دستفروشان در این خیابانهاست. در اطراف سبزه میدان و خیابان لاکانی همه چیز می شود خرید.

این شهروند خوش ذوق، خیلی هم گشاده رو و شوخ طبع است اما دلش از شهر گرفته. رشت را دوست دارد اما نه برای شکل و شمایل امروزی اش، به یاد خاطرات خوب گذشته پاییز و زمستان هایی زیبا و دوست داشتنی که در آن آلودگی و پلشتی سیمای شهری وجود نداشت.

این همه زباله و آلودگی های متنوع نبود.

شهروند دیگری که پیرمرد ۸۴ ساله است و حشمت نام دارد می گوید:« رشت در سالهای اخیر و بویژه در دو سه دهه گذشته بشدت بی نظم و آلوده شده است. در گذشته رودخانه های گوهر رود و زرجوب با مردم زندگی می کردند. ولی چندین سال است که این رودخانه محل بدترین آلودگی ها شده اند و اصلاح جریان زندگی را گواهی نمی دهند. ایشان ادامه می دهد:« من سالهاست که دیگر دوست ندارم در رشت پیاده روی کنم. اصلاح پیاده رو دیگر در رشت معنی ندارد. از موتوری هایی که انگار درپیاده رو به دنیا آمده اند بگیر تا سنگفرش های لب پر و پیاده روهای باریک پیاده روی در این همه شلوغی، آلودگی دیگر آرامم نمی کند.»

رشت،شلوغ شد، آلوده شد، اما زیباست

در میان شهروندان ناراضی از وضعیت پیاده روها و پیاده راههای رشت، افرادی هم هستند که آلودگی ها و چاله  چوله های شهری و رعایت نشدن حقوق پیاده روها را بهانه می دانند و معتقدند که مشکلات یک روی سکه است. آنها هنوز با رشت رفیق اند و حالشان در پیاده روهای  شهر خوب است. یکی از شهروندان رشتی می گوید؟« من عاشق رشت آلوده، شلوغ اما زیبا هستم. به نظرم کسی که دوست نداشته باشد در خیابانهای رشت قدم بزند لذتی از زندگی نبرده است. در خیابانهای رشت در همین پیاده روهای محدود و شلوغ و سرگیجه آور زندگی جریان دارد. همه مشکلات سرجای خود ولی من با همین شرایط،پیاده روی در رشت را لذتبخش می دانم. معتقدم مردم ما خودشان را فراموش کرده اند و همیشه با ماشین رفت و آمد می کنند، اصلا به فکر خودشان و فرزندانشان نیستند و به همین دلیل است که بچه های نسل جدید اصلا رشت را نمی شناسند.»

آقا مهدی شهروند صبور رشتی در ادامه می گوید:« بعد از ۵۰ سال زندگی در رشت، از آن دسته شهروندانی هستیم که پیاده راه رفتن در خیابانهای شهر را راهکاری برای رسیدن به آرامش می دانم و به همشهریانم توصیه می کنم که کمی از ماشین فاصله بگیرند تا به آرامش و نشاط برسند.»