آیا با یکدست شدن قوای سه‌گانه مشکلات متنوع کشور و مردم حل خواهد شد؟// دولت سیزدهم با فرافکنی مشکلات با کلید واژه ی « بانیان وضع موجود» ،نمی تواند از خود سلب مسئولیت کند

علی کریمی پاشاکی __روزنامه‌نگار/

 

دولت سیزدهم حدود ۸ ماه می باشد که کار خود را آغاز کرده است. این شکل حکمرانی حداقل بعد از سالهای جنگ عراق علیه ایران در ارتباط با هماهنگ بودن قوای سه گانه در کشور تا به امروز در حاکمیت ایران تقریباً کم نظیر است. چون در دولت‌های مختلف به علت هماهنگ نبودن قوا با یکدیگر مشکلات موجود فرافکنی می شد و ریشه ی مشکلات و گرفتاریهای موجود شفاف برای افکار عمومی تشریح نمی شد.
همچنین تاکنون اختلافات درون حکومتی مانع از شفاف شدن ریشه‌های مشکلات جامعۀ ی ایران شده بود. در ضمن مسئولان اجرایی خود را فاقد اختیار لازم می‌دانستند و انواع نابسامانی‌ها را به افراد و محافل و نهادهای موازی و یا مصون از هر پاسخگویی نسبت می‌دادند. در مقابل برخی نهادها و سازمان‌ها و افراد ذی نفوذ و غیر پاسخگو نیز مقام‌های اجرایی را مسئول حل مشکلات کشور و مردم می‌دانستند و نسبت دادن نابسامانی‌ها به خود (یعنی نهادهای موازی و غیر پاسخگو) را فراکنی مجریان به منظور گریز از مسئولیت و کتمان ناکارآمدی‌شان قلمداد می‌کردند. در آن شرایط، اقشار مختلف جامعه مانده بودند که در گرفتاری‌های خود یقه ی چه کسی را بگیرند! اگر هم یقه ی کسی را می‌گرفتند طرف بانگ برمی‌آورد که تقصیری متوجه او نیست. آن دیگرانند که کارشکنی می‌کنند و یا ناکارآمد و ضعیف هستند.
به نظر می‌رسد با شروع به کار دولت سیزدهم این داستان تکراری که جامعه را حیران و سرگردان کرده بود و انرژی آن را تلف می‌کرد، به آخر رسید و دیگر توجیه و پاسگاری مشکلات و معضلات بی معنی شد.
اینک دولتی بر سر کار آمده است که برایند مجموعه ی قوای حاکم و مورد تأیید و حمایت آنهاست. دولتی که شعار “ما می‌توانیم” را سرلوحۀ ی برنامه های خود قرار داده و متعهد به رفع معضلات اجتماعی و ایجاد رونق اقتصادی و حفظ محیط زیست و مبارزه با رانت و فساد و دفاع از حقوق عمومی بخصوص صیانت از آزادی‌های مشروع و قانونی شهروندان شده است.
اکنون بعد از ۸ ماه جامعه در انتظار تحقق این وعده‌هاست و هیچ عذری هم بخصوص از نوع کارشکنی رقیبان، قابل پذیرش نیست. روشن است که جامعه انتظار معجزه ندارد؛ اما مسیر درست و نادرست را به سرعت از هم بازمی‌شناسد. بر اساس تجربه ی بیش از ۴
دهه ای گذشته ،مسیر درست و نادرست عیان شده است و افزون بر آن، وضع زندگی
روزمرۀ ی مردم و حال و هوای کلی کشور نیز ترازوی تشخیص سریع مسیر درست از نادرست است.
بعد از گذشت چهار دهه با فراز و نشیب ،افکار عمومی در ایران قدرتِ بزرگی شده است. پرسشگر و مطالبه گر است و روند امور را دنبال می‌کند وگرچه از پاره‌ای آفت‌های تاریخی بر کنار نیست، اما معدل رفتار آن واقع‌‌بینانه و منصفانه است.
اگر دولت جدید افکار عمومی را قدرتی جدی بگیرد و تعاملی منطقی و مدنی و اقناعی با آن برقرار کند، راه درست را پیدا خواهد کرد و مسیری برای گذر از بحران‌های کنونی خواهد یافت.
دولت سیزدهم ، اگر افکار عمومی را محدود به محافل حامی خود کند و صرفاً در جهت کسب رضایت آنها بکوشد و بدین ترتیب، چون جزیره‌ای، از وسعت جغرافیای مردم دور خواهد افتاد و آجر چنین شود روزگار بسیار بسیار سخت و دشواری پیش رو خواهد داشت.
علی ایحال، به نظر می رسد،دولت آقای رئیسی به تلاش واقعی برای رفع مشکلات جامعه به روش دیگری یعنی فرافکنی و توجیه در ارتباط با مشکلات و کمبودها و معضلات را به عنوان یک اسلوب انتخاب کرده است و در حال توپ در زمین دولت سابق بعد از ۸ ماه می باشد که این روش مورد قبول افکار عمومی قرار نگرفته و نخواهد گرفت.
شایسته است دولت سیزدهم بجای فرافکنی مشکلاتی از قبیل،گرانی های بدون مهار،بیکاری،فقر رو به افزایش و….با کلید واژه ی « بانیان وضع موجود » با بازنگری در بسیاری از انتصابات و تصمیم گیری های غیر کارشناسانه ،مدیریت کشور را به مسیری واقعی بازگرداند ،چون اگر قرار باشد به صورت واقعی و بانیان وضع موجود بپردازیم، دولت های آقای احمدی‌نژاد نژاد یکی از مسببین اصلی ایجاد چنین وضعیتی برای اقتصاد،فرهنگ،سیاست و جامعه ی ایران است.